
گزیده سخنان میکل آنژ
عشق، سبب رسیدن به خداست.
***
تا زمانی كه ننگ و جنایت دوام دارد، هیچ ندیدن و نشنیدن برای من پایان خوشبختی است.
***
كار هنری راستین، سایهای از كمال ملكوت است.
***
مهمترین شرط ازدواج با یك دختر، پاكی نفس و شرافت ذاتی او است.
***
زیبایی، در روان و هوش آدمی تأثیر میگذارد و احساس لذت و همت به وجود میآورد.
***
زیبایی، هدیه ای از بهشت است.
***
ارزش ندارد كه آدمی برای مبارزه كردن با كوتهفكران، خود را آزرده سازد؛ زیرا پیروزی بر آنها هیچ ارزشی ندارد.
***
هر كنشی، هرچند هم دشوار، با خونسردی و آرامش، آسانتر به نظر میرسد.
***
آن كه به هوش سرشار خویش ارزش نمینهد و در بند آن است كه با گرایشهای كوتهفكران سازگاری داشته باشد، نزد من رتبه و جایگاهی ندارد.
***
آسانترین راه رسیدن به آینده، نیندیشیدن به آن است.
***
انسان، با مغز نقاشی میكند نه با دست. هر كه اندیشههایش گرفتار مسایل دیگر باشد، كارش رسوایی به بار میآورد.
***
دیدگاه هر نویسنده را از كتاب او و دیدگاه هر هنرمند را از هنرش میتوان دریافت.
***
چیزهای كوچك، كمال ایجاد می كند و كمال هم چیز كوچكی نیست.میکل آنژ
***
اگر مردم می دانستند برای احراز مقام استادی چه رنجها برده ام و چه روزها و شبها جان كنده ام، هرگز از دیدن شگفتی های هنریم متعجب نمی شدند.
***
هرچه دانش بیشتر و تجربه زیادتر شود، نیاز به پند گرفتن كمتر میشود.
***
تمام وعده ها و نویدهای دنیا فریبی بیش نیست و بهترین دستور زندگی این است كه اعتماد به نفس داشته باشی و در پرتو سعی و تلاش خود به مقامی برسی.
***
بزرگترین خطری كه ما را تهدید می كند پایین بودن و در دسترس بودن اهدافمان است.
***
بهترین دستور زندگی این است كه اعتماد به نفس داشته باشید.
***
همه افراد بشر استعداد نقاشی دارند، اما همه حوصله ندارند.
***
خدایا! به من آن ده كه همیشه شوقی بیش از حد توان خود برای كار كردن داشته باشم.
***
چه غصه هایی برای رویدادهای بدی كه هرگز در زندگیم پیش نیامد خوردم.
***
عشق، آدمی را به كمال می رساند.
***
خداوندا بگذار همیشه خواهان انجام آنی باشم كه بیش از توان من است.
***
بلند نظر باشید و هدفهای بزرگ در پیش گیرید.میکل آنژ
***
صلح ناحق بهتر از جنگ بر حق است.

گزیده سخنان موریس مترلینگ
به یاد داشته باشید كه شادمانی به اندازه ی غم و غصه واگیردار است. نخستین وظیفه ی افراد شاد این است كه دیگران را از شادمانی خود آگاه سازند.
***
روح ما با این افکار پست و اندیشه های که از حدود معده و شهوت تجاوز نمیکند،آیا اگر از بین برود بهتر نیست!؟
***
بیچاره شیطان در کره خاکی بدنام شده است.زیرا شیطان جز خود ما هیچکس نیست،ما برای اینکه خودمان را در حضور خود تبرئه کنیم،تمام کینه ها ،حسدها ،دشمنی ها و بیرحمی ها را در وجود موهومی به نام شیطان جا داده ایم.
***
فداكاری در دو مورد خوب است : اول: تنها راه باقی مانده باشد و از هیچ راه دیگری غیر از جانفشانی نتوان به هدف مورد نظر دست یافت. دوم: بدانیم دیگران با این فداكاری خوشبخت خواهند شد.
***
یکی از صحبتهایی که مرا سرگرم میکند اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی استکه بطرزی موثر در مورد اراده و نقشه های خدا صحبت میکنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آنروز با خدا ناهار خورده اند!
***
هركس ارزش پیروزی را نداند، به شكست خواهد رسید.
***
ما باید خیلی خودپسند باشیم اگر تصور كنیم كه برجسته ترین موجودات دنیا هستیم. در این دنیا نزدیك به صد میلیارد كهكشان وجود دارد كه هر یك از آنها چندین میلیون خورشید دارند كه شبیه به ما یا بهتر هستند و هر روز تعدادی از آنها با هم برخورد می كنند و در هیچ جای دنیا كسی برایشان غصه نمی خورد و مجلس ترحیم و یادبود برپا نمی كند.
***
خیلی دشوار است كه انسان پی ببرد كه جهان را برای او نیافریده اند.
***
وقتی به شعله شمع می دمید و شمع را خاموش می كنید، آن شعله كجا می رود؟ خواهید گفت نیست می شود، ولی چنین چیزی محال است؛ در دنیا یعنی در هستی، هیچ چیز «نیست» نخواهد شد!
***
آدم تنها اگر در بهشت هم باشد به او خوش نمی گذرد. اما كسی كه به كتاب یا تحقیق علاقه مند است، هنگامی كه به مطالعه یا اندیشه درباره محتوای آن كتاب مشغول است، جهنم تنهایی برای او بهترین بهشت هاست.
***
زندگان، مردگانی هستند كه ایام رهایی شان را در این دنیا می گذرانند.
***
تمام اشتباههای ما درباره مرگ ناشی از این است كه فكر می كنیم درد و رنجی كه ما قبل از مردن می كشیم مربوط به مرگ است. در صورتی كه چنین نیست و تمام درد و رنجها مربوط به زندگی است. زندگی موجب درد و رنج می شود و مرگ، پایان دردهاست.
***
محبت گوهر گرانبهایی است كه در برخی از قلبها روی آن خاكستر نشسته است. این پوشش نازك و كوتاه را با تبسم بزدایید تا گوهر گرانبهایی كه پنهان است، آشكار شود و با درخشش خود، روح و قلب همگان را روشن سازد.
***
ارزش اخلاقی بسته به تعداد وظایفی است كه انسان انجام می دهد.
***
به نظر من اگر مرگ در دنیا نبود، بشر به آن محتاج بود و می بایست آن را خلق كند تا از چنگال كسالتهای زندگی رهایی یابد. در حقیقت بسیاری از ما پیش از مردن، مرده هستیم؛ برای اینكه همه چیز خود را از دست داده ایم.
***
ما هیچ دلیلی در دست نداریم كه بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منكر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهایی وجود داشته باشد كه در آن، سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی كنند و بلكه زندگی فكری آنها از ما بالاتر باشد.
***
آنچه انسان هرگز نخواهد فهمید این است كه چگونه در برابر كسی كه ما را آفریده و همه چیز ما از اوست، مسئول خواهیم شد و او از ما بازخواست خواهد كرد ؟!؟!؟
***
ما نادان هستیم و شاید تا ابد نادان بمانیم، اما بتدریج چیزهایی می آموزیم كه به ما نشان می دهد به درستی نادانیم.
***
اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر مفهومی نداشت.
***
آن كس كه اراده و استقامت دارد، روی شكست را نمی بیند.
***
سرنوشت بشر این است كه در تمام عمر زحمت بكشد تا بتواند به زندگی ادامه بدهد و به زندگی ادامه بدهد تا بتواند بمیرد.
***
فكر شما هر چه باشد، شما همان هستید و محال است كه بتوانید از فكر خود بزرگتر شوید و یا از حدود فكر خویش تجاوز نمایید.
***
اگر تصمیمی داشته باشید، به زودی موفق خواهید شد؛ زیرا آدمی ساخته افكار خویش است و فردا همان خواهد شد كه امروز می اندیشیده است.
***
آینده ها بزرگ به نظر می رسند، ولی وقتی كه گذشتند، می فهمیم كه ناچیز بوده اند.
***
تنهایی جهنم است، اما این جهنم با مطالعه تبدیل به بهشت می شود.
***
هنگام نیكبختی است كه باید بیمناك بود؛ هیچ چیز تهدید آمیزتر از سعادت نیست.
***
ما انسانها این گونه آفریده شده ایم كه اگر بدانیم میلیونها سال در جهان باقی خواهیم ماند، اما قرین اندوه و بدبختی خواهیم بود، راضی شده و حتی شادمان می گردیم. اما اگر بفهمیم كه از بین می رویم و در عوض هیچ شكنجه و رنج نخواهیم كشید اندوهگین و مایوس می شویم !!!.
***
زندگان، مردگانی هستند كه در دوران آسایش به سر می برند.
***
تمام چیزهایی كه نوابغ آینده خواهند گفت، هم اكنون در وجود من و شما هست؛ منتها باید آنها را پیدا كرد و روی آنها انگشت گذاشت.
***
نباید آنقدر در اندیشه فرو رویم كه قدرت همه چیز از ما سلب شود؛ چرا كه اگر هدف، سلامت اندیشه های ما باشد باید بدانیم كه بیشتر اندیشه های نادرست و غلط، در عمل، جبران و اصلاح خواهد شد.
***
هیچ چیز به زیبایی یك قفل بسته نیست؛ البته تا زمانی كه كسی نداند چگونه می توان آن را باز كرد.
***
وقتی عشقی در كار است، پای عقل می لنگد.
***
هیچ موجودی در دنیا وجود ندارد كه در اثر عشق ورزیدن به یك موجود دیگر، حتی اگر یك عشق پیش پا افتاده و پست هم باشد، اصلاحی در روح خود به عمل نیاورد.
***
در روی زمین سعادتی بالاتر از یك عشق پاك و بادوام متصور نیست.
***
عدالت انتظار پاداش ندارد، بلكه خود عمل دارای زیبایی و سرور است.
***
وقتی انسان به نادرستی یك نظریه پی برد و آنرا حفظ كرد، دلیل بر حماقت اوست.
***
روزی كه بشر كاملاً به نادانی خود پی برد، به موفقیت بزرگی دست یافته است؛ زیرا دانش در این دنیا چیزی جز پی بردن به نادانی نیست.
***
غنچه خوشبختی در جای تاریك، بی صدا و گودی پنهان شده كه بسیار نزدیك به ماست، ولی كمتر از آنجا می گذریم و آن، دل خود ماست.
***
خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش كردن گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده.
***
چون مردم كمتر متوجه سعادت هستند، بدبختی ها بیشتر نمایان است.ستم و ستمگری را عادی فرض می كنند و سعادت و عدالت را جزء اتفاقات می پندارند.
***
هیچ چیز بهتر از كار كردن به جای غصه خوردن، آدمی را به خوشبختی نزدیك نمی كند.
***
آیا به یاد دارید كه در دوره حیات از دست شخصیت خودتان و آنچه كه نامش را «من» می گذارید، چقدر آسیب دیده اید؟ تمام اوقات تلخی ها، رنجها، زیانها، بدبختی ها و ناكامی های شما در طول مدت حیات از دست همین «من» بوده است.
***
تمام سرمایه فكری و دانش باید تسلیم یك عظمت اخلاقی و روحی گردد، وگرنه دانش مانند رودی خواهد بود كه نتوانسته خط سیر خود را بپیماید و به دریا بریزد و با وضعی اندوه بار در صحرا و ریگزارها فرو می رود.
***
مهد پرورش خرد، آغوش عقل نیست، بلكه دامان عشق است. نهال خرد باید در كوزه عشق كاشته شود و با آب احساسات آبیاری گردد.
***
برای چه توقع دارید كه خیالات، تصورات، احساسات، اقدامات و به طور خلاصه زندگی ما آزاد باشد و حال آنكه به چشم خود می بینیم كهكشانهای بزرگ كه منظومه خورشیدی ما در برابر آنها هیچ است، در حركات خود آزاد نیستند و مجبور شده اند كه خط سیر ویژه ای را پیموده و از قوانین خاصی پیروی كنند .
***
هیچ كس نمی تواند خدا را برای دیگران توصیف كند. زیرا به محض اینكه توانست خدای خویش را وصف كند، دیگر او خدا نبوده، بلكه مثل من و شماست .
***
تمام بدبختی ها و عذابهایی كه خدایتان برای شما می فرستد، از سوی خود شما فرستاده می شود.
***
كسی كه از سرنوشت خود شكایت كند، از حماقت و ناچیزی روح خویش شكایت كرده است.
***
عظمت خدای هر كس به اندازه بزرگی مغز اوست و به بیان دیگر، بزرگی خداوند به قدر شایستگی ماست.
***
بدون مرگ، زندگی اهمیت و ارزشی نداشت. زیرا ترس از مرگ است كه زندگی را در نظر ما اینقدر لذت بخش و خواستنی جلوه می دهد.
***
با اینكه دوره عمر ما كوتاه است، دو سوم عمر كوتاه ما در این می گذرد كه از كندی مرور زمان ناراضی هستیم و شب و روز در نظرمان بلند جلوه می كند و همواره می خواهیم امروز بگذرد و فردا بیاید. گویی به مرگ وعده داده ایم كه تا حد امكان زودتر به ملاقات آن برویم.
***
آنچه ما به آن مرگ می گوییم، یك زندگی است كه هنوز نتوانسته ایم چگونگی آن را درك كنیم.
***
اگر مرگ نبود، زندگی، زندگی نبود.
***
آنچه باعث آزار ما می شود، زندگی است. یك بیمار وقتی بمیرد، تمام دردهایش از بین می رود.
آن چه انسان هرگز نخواهد فهمید این است که چگونه در مقابل کسی که ما را آفریده و همه چیز ما از اوست مسوول خواهیم شد و او از ما بازخواستخواهد کرد ؟!؟!؟ .
***
این همه پیغمبرها گفته اند که روح باقی می ماند و چنین و چنان می شود. اما هیچکس توجه نکرده که آیا روح ما قابل بقا هست یا نه ؟؟؟
شما را بخدا روح ما با این افکار پست و اندیشه هایی که از حدود معده و شهوت تجاوز نمی نماید آیا اگر از بین برود بهتر نیست ؟!؟ .
***
چیزی را که ما نمی توانیم بفهمیم ضد و نقیض زندگی انسان است.
زیرا از یک طرف طبیعت یا خدا انسان را آفریده که حتما مرتکب گناه می شود و از طرف دیگر به ما می گویند که هر کسی که مرتکب گناه گردید در جهان مجازات خواهد دید !!!
بهتر این بود که از روز نخست ما را طوری می آفریدند که قدرت ارتکاب گناه را نداشته باشیم . نه آنکه ما را بیافرینند و بعد کیفر بدهند !!! .
***
تا وقتی که من و شما دارای مغز هستیم محال است که بتوانیم دانائی خداوند را با اختیار خودمان در زندگی وفق بدهیم!
یعنی همینکه ما گفتیم خداوند دانا و تواناست و همه کار را می توانست و می تواند بکند و قادر به پیش بینی همه چیز بوده و هست دیگر نمی توانیم بگوئیم که ما در کار خود اختیار داریم و هر چه دلمان بخواهد خواهیم کرد!
زیرا هر فکری که شما برای امروز و یا آینده بکنید و هر کاری را که امروز و یا در آتیه انجام بدهید قبلا از طرف خدا پیش بینی شده و اگر پیش بینی نمی شد و او قادر نبود که وقایع آینده را ادراک نماید خدا نبود و همین که پیش بینی کرد ناچار آن کار اتفاق خواهد افتاد ودیگر اختیار از دست شما خارج است!
تمام وسائل و کتابهائی که علمای مذهبی در این خصوص نوشته اند و خواسته اند که موضوع آزادی انسان را با علم وتوانائی خداوند وفق بدهند جز یک سلسله کلمات پوچ و میان تهی چیزی نیست و فاقد معنی می باشد!
انسان در یک صورت می تواند در این جهان اختیار داشته و هر چه دلش می خواهد بکند و آن در صورتی است که خداوند یعنی کسیکه دانا و توانای مطلق است وجود نداشته باشد! و همین که این دانا و توانای مطلق وجود داشت دیگر من و شما اختیار نداریم و تمام کارها بدست او انجام می گیرد!
کسانیکه بین خدا و جهان فرق میگذارند و عقیده دارند که این دو باهم متفاوت هستند می گویند این جهان است که نادان و ناتوان می باشد و در نتیجه نمی تواند وقایع آینده ما را پیش بینی نماید بنابراین ما در جهان آزاد هستیم وهرچه دلمان بخواهد می کنیم !
ولی این اشخاص خود بخویشتن جواب رد می دهند زیرا همین که بین جهان و خداوند فرق گذاشتند لازمه اش این است که خداوند آفریننده جهان باشد و اگر جهان چیزی نمی داند خدا ناچار باید همه چیز را بداند وگرنه خدا نیست!
پس ما فرضا جهان را نادان بدانیم نمی توانیم خداوند را نادان بدانیم و او حتما دانای مطلق است و با این سمت و توانائی خویش تمام اعمال ما را برای همیشه مشاهده و پیش بینی نموده و چیزی را هم که او دید و پیش بینی کرد حتما اتفاق خواهد افتاد اعم از اینکه ما بخواهیم یا نخواهیم و به عبارت صریح ما در کارهای خود اختیار نداریم بلکه مجبور می باشیم! .
***
یکی از صحبت هایی که مرا سرگرم می نماید اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی است که بطرزی موثر در خصوص اراده و پیش بینی و مقصد و نقشه های خدا صحبت می کنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آن روز با خدا ناهار خورده اند!!! .
***
اگر ما صد مرتبه باهوش تر و چیز فهم تر از این بودیم دنیایی که به نظر ما می رسد چندان شباهتی به دنیای کنونی نداشت و اگر هزار مرتبه از این چیز فهم تر بودیم تفاوت دنیایی که به نظرمان می رسید با این دنیا زیاد تر می شد.
زیرا دنیا جز خود ما و جز آنچه در خود می بینیم و از خود می فهمیم چیز دیگری است!!!
برای چه می بایستی در آتش جهنم بسوزم و دچار عذاب باشم ؟؟؟ گناه من چیست و چه کرده ام ؟؟؟
خواهید گفت که گناه تو این است که خدا را نشناخته ای !!! ولی نشناختن خداوند گناه من نیست زیرا خود او نخواست که من او را بشناسم و گرنه من را طوری می آفرید که قادر به شناسایی او باشم.
تمام افکار و نظریاتی که من درباره خدا دارم او در وجود من قرار داده.زیرا بالاخره باید این حقیقت را قبول کرد که همه چیز را خود او آفریده است و اگر گاهی هم از خداوند سوال کنم که ” تو کیستی و چیستی؟؟؟ ” باز این پرسش را او در وجود من گذاشته است.
بنابراین من چه گناهی دارم ؟؟؟ .
***
من نمیدانم که به چه مناسبت اموات باید دارای مقام و احترام خاصی باشند.
برای چه وقتی یکنفر مرد تمام خطاها و اشتباهات او را فراموش کرده و در عوض درباره محاسن و مزایای او صحبت میکنند ؟!؟!؟!
حتی اگر بعد از مرگ او خیانت ها و گناهان جدیدی از مرده کشف شود او را می بخشند.
پس از این قرار تا وقتی که شخص فوت ننماید ما آنطور که شاید و باید او را دوست نداریم.
حال خیلی غریب است که ما درباره آنهایی که زنده هستند اینطور رفتار نمی کنیم و اگر درباره آنها اینطور رفتار می کردیم زندگی ما در این جهان خیلی لذت بخش می شد و بسیاری از مصائب و بدبختی ها از بین می رفت !!! . موریس مترلینگ
***
اگر از شما بپرسند که در این جهان در انتظار چه هستید چه پاسخ خواهید داد؟ اگر از اشخاص عادی باشید “که نود و نه درصد مردم از اشخاص عادی هستند” خواهید گفت که من دراین دنیا انتظار دارم که پس از مرگ مستقیما وارد بهشت شده ودر حالی که عمر جاویدان خواهم داشت تا پایان عالم اغذیه لذیذ بخورم و از لذت عشق و شهوت برخوردار شوم و آهنگ های طرب انگیز بشنوم و … ولی غافل از این هستید که پس از رفتن در بهشت و داشتن عمر و جوانی همیشگی که هرگز دچار خزان پیری و بیماری نخواهید گردید دیگر از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و شهوترانی لذت نخواهید برد و بزودی زندگی یک نواخت بهشت شما را خسته و کسل خواهد کرد زیرا چیزی که در این دنیا خوردن و خوابیدن و غیره را برای شما لذت بخش کرده ترس از مرگ و از دست دادن این لذات است و روزی که این لذات جاوید شد یعنی مرگ برای شما وجود نداشت همه چیز عادی خواهد گردید! در جای دیگر گفته ام که اگر شما را به بهشت ببرند پس از یکسال اقامت کسل شده و از در بهشت خارج گردیده و در جستجوی نقطه دیگری هستید که تغییری در زندگی شما بدهد!!! .
***
ما انسانها اینطور آفریده شده ایم که اگر بدانیم میلیونها سال در جهان باقی خواهیم ماند ولی قرین اندوه و بدبختی خواهیم بود راضی می شویم و حتی خوشحال می گردیم لیکن اگر بفهمیم که از بین می رویم و در عوض هیچ شکنجه و رنج نخواهیم کشید اندوهگین و مایوس می شویم !!! .
***
ما نباید از حرکات و گفتار یک دیوانه حیرت کنیم . زیرا بیست و چهار ساعت شب و روز مشغول تماشای دیوانگی و حرکات بی رویه طبیعت هستیم و انگار که ما بر طبیعت برتری داریم زیرا خود را در قبال او عاقل می بینیم.
اما اول باید منتظر بود که بفهمیم اساس دنیا بر عقل استوار است یا جنون ؟؟؟ و به عبارت دیگر آیا عقل هم یکی از نواقص زندگی ماست که با توسل بدان می خواهیم کشتی زندگی حقیر و ناچیز خود را به ساحل نجات برسانیم و یا برعکس ,عقل يكی از امتیازات ماست ؟!؟!؟!
زیرا ممکن است عقل هم یکی از نواقص زندگی ما باشد و برای موجودات عالی تر هیچ معنی نداشته باشد.
مثلا عقل شما می گوید که وسط کوره کارخانه آهن گدازی نروید زیرا خاکستر خواهید شد.ولی موجود عالی تری که بیم از آتش ندارد و حتی چندین میلیون درجه گرمای کره خورشید را تحمل می کند به استدلال عقلانی شما می خندد و با چشم حقارت به شما می نگرد و تفرج کنان از وسط کوره آهن گدازی عبور می نماید .
***
از تصاویر و اشکال مختلف خداوند یگانه شکلی که تا اندازه ای به فهم ما نزدیک می باشد بی پایان بودن اوست و ما از صفات خداوند فقط همین یکی را تا اندازه ای می فهمیم و باقی صفات و اشکال او برای ما مجهول می باشد !!! .
***
گاهی اوقات مرگ بازی غایم موشک دارد. به این طریق که ناگهان از گوشه ای به در آمده گریبان شخصی را که هیچ به مرگ فکر نمی کرد می گیرد و او را با خود می برد. این است یکی از تفریحات او !!! .
***
من بعضی از اشعار شعرای ایرانی را در ترجمه های فرانسوی خوانده ام و بعضی از ابیات فریدالدین عطار نیشاپوری تاثیر زیادی در من کرده است. فریدالدین در یکی از اشعار خود می گوید :
“خداوندا اگر چه گناهکار هستم و خود را درخور مجازات می بینم. لیکن از درگاه تو ناامید نیستم برای اینکه می دانم که اگر من در این جهان بر طبق پیروی از طبیعت خود رفتار کرده ام تو در آن جهان نسبت به من بر طبق طبیعت خود رفتار خواهی نمود.”
انصاف بدهید که آیا از آغاز زندگی بشر تاکنون در جهان چیزی گفته شده است که از حیث عمق معنی بالاتر از این گفته عطار نیشاپوری باشد و به این اندازه امیدبخش باشد ؟؟؟ .
***
اگر ما صد مرتبه باهوش تر و چیز فهم تر از این بودیم دنیایی که به نظر ما می رسد چندان شباهتی به دنیای کنونی نداشت و اگر هزار مرتبه از این چیز فهم تر بودیم تفاوت دنیایی که به نظرمان می رسید با این دنیا زیادتر می شد . زیرا دنیا جز خود ما و جز آنچه در خود می بینیم و از خود می فهمیم چیز دیگری است!!!
حتی خدا هم که عین هستی است نمی تواند نیستی را به وجود بیاورد . همانگونه که آفریننده قادر نیست پایان خود را ببیند زیرا اگر پایان خود را می دید آنوقت بی پایان نبود .
***
ما هیچ دلیلی در دست نداریم که بتوانیم وجود فهم و شعور را در سنگ و درخت و غیره منکر بشویم و در این صورت بعید نیست دنیاهائی وجود داشته باشد که در آنها سنگ ها و سایر جمادات مثل ما زندگی کنند و بلکه زندگی فکری آنها از ما بالاتر باشد .
***
از خود می پرسیم که اگر مرگ تغییرات کنونی را به ما نمی داد یعنی جسم ما را فاسد و متلاشی نمی کرد و در پایان مبدل به یک اسکلت زشت و وحشت آور نمی شدیم و در عوض بعد از مردن جسم ما مبدل به یک گل سرخ زیبا میشد آیا این همه که امروز برای روح خود مشوش هستیم آن موقع هم مشوش میشدیم؟؟؟
هر کس که این پرسش را از خود بنماید پاسخ منفی خواهد داد و خواهد گفت که چون مبدل به گل سرخ خواهم شد برای روح خود بیمناک نیستم.
پس معلوم میشود قسمت اعظم وحشت ما ناشی از ملاحظات جسمانی است .
***
اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت.
***
انسان خوشبخت آن كسي است كه حوادث را با تبسم و اندكي دقت بعلت وقوع آن تلقي وقبول نمايد .
***
آدمي ساخته ي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است .
***
روح کندوست که به زنبور عسل وحی می کند .
نجات وطن عالیترین و بزرگترین قانون است.
***
مملکتی که رجال ندارد هیچ چیز ندارد مخالفت من با دیکتاتوری این بود که از خصائص دیکتاتوری یکی اینست که مملکت فاقد رجال و دیکتاتور رجل منحصر به فرد باشد.
***
اگر از طریق آزادی و دموکراسی نتوانیم کاری بکنیم از طریق اختناق و زور و قلدری برای مردم ناراضی نمیتوانیم کاری انجام دهیم.
***
قانون برای مملکت است نه مملکت برای قانون...
***
بر فرض که ما با هواخواهان رژیم موافقت کنیم و بگوییم دیکتاتور به مملکت ما خدمت کرد. در مقابل آزادی که از ما سلب نمود چه برای ما کرد؟
***
هر ملتی باید عقیده داشته باشد. اگر یک ملتی عقیده نداشته باشد آن ملت کارش زار میشود همه باید سعی کنید که در جامعه یک عقیده و مسلک و مرامی باشد. اگر ملت بیمرام باشد آن ملت از بین میرود.
***
اگر شرایط انتخاب کنندگان و طرز انتخابات صحیح شد آن وقت آنها هر کسی را که انتخاب کنند خوب میشود.
***
اگر امور اجتماعی خوب نباشد امور انفرادی هم بد میشود پس لازم است که اول هر کس در اصلاح جامعه بکوشد و بعد امور انفرادی را اصلاح نماید.
***
ما نمایندگان قبل از هر چیز باید به ایران نظر کنیم و منافع عموم را بر منافع شخصی خود ترجیح دهیم.
***
من با دادن هر امتیاز از نظر اقتصادی و سیاسی مخالفم چون تفکیک مسائل سیاسی از اقتصادی مشکل است.
***
اگر دنیا وطن همگی است پس این جنگها و آدم کشیها برای چی است؟ و اگر هر ملتی برای خود وطنی است پس چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است.
***
معتقدم من غیر از حمایت از این طبق مرامی ندارم و نمیخواهم که کارگری به نفع سرمایهدار بیچاره و زبون شود ایراد من به شما این است که مرام را از سیاست تفکیک نمینمائید.
***
آزادی مطبوعات و اجتماعات و حقوق مالکیت وسایر حقوق بشری را مردم میتوانند در قانون اساسی بخوانند ولی اگر دولت نخواهد نمیتوانند از آنها استفاده ببرند و یا استفاده نمایند.

گزیده سخنان مسیحا برزگر
قسم به پرستو
ان گاه که جفتش میمیرد
و تنها به آشیانه باز میگردد
چه غروب غریبی!
قسم به کرم شب تاب
ان گاه که از پیله بیرن می آید
و با نسیم هم آغوش می شود
چه پروازی!
قسم به خورشید
آنگاه که تو بر آن میتابی
چه تلالویی!
قسم به همه دانه ها
ان گاه که در خاک میمیرند
و در نور متولد میشوند
چه رستاخیزی!
قسم به ساقه ای که در باد میشکند
ان گاه که از ایشان جز خاکستری برجای نمی ماند
قسم به تمامی آیینه ها
ان گاه که در برابر آب قرار میگیرند
قسم به لطافت قسم
میدانم
که میدانی
دوستت دارم.
***
زندگی هیچ گاه به بن بست نمیرسد.
کافیست چشم باز کنیم و راههای گشوده ی بیشماری را فرا روی خود ببینیم.
خدا که باشد ،
هرمعجزه ای ممکن میگردد.
***
از خلال رنج است که قطب مخالف آن ،یعنی
شادمانی را میفهمی.
***
عشق یعنی فراموش کردن خود در معشوق.
ماهیت عشق،خود فراموشی است.
ترک مصلحت خویشتن است.
غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس.
راه عشق ،راه فناست.
عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد.
او باید از اوصاف بشر بمیرد،تا اسرار عشق الهی اورا بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق اورا باخود ببرد.
***
شجاعت آن نیست که از آدمهای شجاع تقلید کنی،
بلکه آن است که به شیوه خود زندگی کنی
و بهای آن را نیز بپردازی.
حتی اگر بهای به شیوه خود زیستن ،خود زندگی باشد،باز ارزش آن را دارد.
زیرا در چنین شیوه ی زیستن است که روح به دنیا می آید .
هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی بمیرد،همین آمادگی و شور اوست که اورا دوباره متولد میکند.
اگردراین آمادگی رنجی نهفته است،رنج زایمان است.
به شیوه ی خویش زیستن،شجاعت میخواهد ،دل و جرات میخواهد.
به شیوه خود زندگی کن؛
شبیه خودت باش و بس.
نگران عوام نصیحت گو مباش .
زندگی خودرا ترسیم کن.
از روی نقش کهنه ی دیگران نقاشی نکن.
خلاق باش.
اگرهم در شیوه خود بر خطا باشی ،
بهتر ازآن است که دیگران به جای تو زندگی کنند
و تو بر صواب باشی .
زیرا کسی که به شیوه ی دیگران زندگی میکند
و بر صواب است
زندگی را به بطالت میگذارند.
کسی که به شیوه ی خود زندگی میکند،و بر خطاست،
بلاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت.
او خطای خویش را دستمایه ی تجربه ای تازه خواهد کردوبا تجربه های خویشتن ،خواهد بالید.
***
آمده ایم تا بازیگر خوب صحنه زندگی باشیم.
عشق این مجال را فراهم می آورد
***
تملک در عشق کشنده است
به محض آنکه معشوق را مالک شوی آنرا کشته ای.
خیلی ها عشق را با دستان خود کشته اند.
دستان بسیاری از انسانها به خون عشقشان آغشته است .
آنها اکنون به سوگ عشق خویش نشسته اند .
آنان نمیخواستند که اینطور بشود اما با نادانی خویش قصد تملک عشقشان را کردند و آنرا ازبین بردند.
آنها نمیدانستند که عشق اسارت را بر نمیتابد.
نمیتوان مالک همسر شد ،نمیتوان مالک فرزند شد ،نمیتوان مالک شاگرد شد، نمیتوان مالک مردم شد....
هیچ چیز به اندازه حس تملک دشمن عشق نیست.
***
خطر کردن کار آدمهای هوشیار نیست .کار مستان است.
اینانند که خودرا بی مهابا به دل آن حقیقت غایی پرتاب میکنند و اینانند که میرسند.
بنابراین مست خدا شو .و به مردم کمک کن تا مست خدا شوند.
عشق حقیقی از شهوت و چشم داشت مبراست
عشقی که پاک است همان خداست.
***
اگر بتوانی نغمهای شوی.
اگر بتوانی پارهای از شادمانیهایت را با دیگران سهیم شوی،
اگر بتوانی خود را با دیگران قسمت کنی،
همین کافیست، تو به منزل رسیدهای.
ما موجوداتی تنگنظر و حقیریم،
زیرا از سهیم کردنِ دیگران در شادمانیهای خود عاجزیم.
این بزرگترین خُسرانِ زندگیِ انسانیست.
انسان احساسِ بدبختی و درماندگی میکند،
زیرا چشمهیِ عشقش را با گِلِ بُخل و تنگچشمی بسته است.
اگر گذشتی داریم،
برای آن است که بیشتر بگیریم.
ما از بخشیدن عاجزیم؛
معامله میکنیم.
با تمامِ وجودت ببخش؛
هرآنچه میتوانی ببخش...
زندگی را با دیگران قسمت کن،
نان را با دیگران قسمت کن،
آواز را با دیگران قسمت کن،
شعر را با دیگران قسمت کن،
خود را با همگان قسمت کن و بدینسان، خود را در هستی منتشر کن.
برخیز،
باز کن پنجره را
و به مهمانیِ آوازِ کبوتران برو.
زندگی، پشتِ پنجرهیِ تو میخواند
***
انسان واقعی، در مرگ و زندگی حالاتی یکسان دارد.مرگ چیزی را عوض نمیکند.
قطره ای که بسوی دریا پرتاب شده است ،از محو شدن دیوارهای قالب کوچک خود هراسان نمیشود.
کسی که حقیقت جاودان را درک کرده ،به بی مرگی ملحق شده است.
تن آدمی چیزی است که خواهی نخواهی نابود خواهد شد ،اما چیزی در این قالب هست که ماندنیست.
مرواریدی در این صدف است که خواستنی است.
هستی ،طالب این مروارید است...
زندگی رودخانه ای ست از فنا تا به فنا.
زندگی اصلا پدیده ای منطقی نیست.
منطق ساخته و پرداخته ی ذهن ماست.
زندگی،حیرت در شگفتی هاست؛
پرسه زدن در زیبایی هاست.
زندگی،معامله نیست،
تجارت نیست؛
شهود عاشقانه ی اشیاست.
زندگی،زمانی معنا دارد كه سفری در جاده ی عشق باشد.
زندگی،سفراست.
كسانی كه جایی در گوشه و كنارها اطراق می كنند،زندگی
را می بازند.
انسان باید آواره و پرسه زن باشد،
انسان باید خانه به دوش باشد؛
هر جا كه اُتراق شود، زندگی در آن جا می میرد
كسي به خود ايمان ندارد دشمن زندگيست
دشمن زندگي همواره شكست ميخورد
گام نخست آن است كه به علتهاي اين بيايماني پي ببري
خود را مشاهده كن
خود را تحليل كن
***
باید در آتش عشق بسوزی .
باید مدام شعله ور باشی .
باید مدام جاری باشی .
عشق است که تو را جاری می کند .
اگر جاری نباشی، به مرداب دلمردگی تبدیل می شوی.
***
فرصتی تازه دارم امروز
تا ببخشم بیش تر،
تا دوست بدارم بیش تر،
و بدین سان، نزدیک تر شوم به خدا.
ستوده باد خدایی که داده است به من
چنین فرصتی را.
ستوده باد خدا!
***
فرار کافی ست .
درنگ کن و زندگی را جانانه زندگی کن .
***
خدا مهربان است.
یعنی حتی برای خطاها و گناهان تو نیز پاداش مقرر
کرده است .
پیش از آنکه تو او را بخوانی،
او به تو لبیک گفته است .
پیش از آنکه از او بخواهی،
او به تو داده است .
تو نیز نسبت به خود مهربان و بخشنده باش .
***
تو،
هم اکنون،
بر روی زمین زیبا و دوست داشتنی گام برمی داری.
از این فرصت بزرگ، بیش ترین بهره را ببر.
معجزه،
آن نیست که بر روی آب راه بروی.
معجزه ،
آن است که هستی
و بر روی زمین زیبا گام برمی داری.
***
شیرانه زندگی کن و همچون کرگدن تنها سفر کن .
بین دو راهی زندگی و امنیت،
همواره راه زندگی را در پیش بگیر .
زندگی را فدای امنیت نکن،
بلکه امنیت را به پای زندگی بریز .
***
اگر در ستایش و نیایش تو شور و شراری نباشد،
بتی را ستایش کرده ای .
مراقبه،
تمرین حضور در تمامی لحظه های زندگی ست.
***
تو در هر لحظه،دوباره به دنیا می آیی .
هر لحظه ای، لحظه ی تولد دوباره ی توست .
اما در هر لحظه به گونه ای متولد شو،
که با تولد دوباره ی تو،
روشنی و آزادی و شادمانی بیش تری به دنیا اضافه
شود .
***
گفتار نیک و پندار نیک و کردار نیک تو،
زیبایی وجود تو را در همه ی جهت ها بسط می دهد .
این زیبایی،
در فرزندان و دوستان تو خانه می کند
و به آیندگان می رسد .
***
پرنده ای باش که از تخم بیرون می آید .
کودکی باش که زاده می شود .
دانه ای باش که جوانه می زند .
غنچه ای باش در آفتاب بصیرت .
گلبرگ های خود را یکی یکی باز کن،
شکوفا شو
و رایحه ی خود را به دست باد بسپار .
***
زندگی من ، زندگی من است .
هیچ کس حق ندارد آن را از من بگیرد
و یا به جای من زندگی کند .
من حق دارم فرصت یکباره ی زندگیم را به شیوه ی
خود،زندگی کنم، نه به شیوه ی پدرم و یا به شیوه ی
حاکمان مستبد و یا به شیوه ی هر کس دیگر .
***
سفر به دنیای درون، سفری بی انتهاست .
***
اگر عبوسی و جدیت خود را گم کنی،
چیزی را از دست نداده ای .
اما اگر خنده خود را گم کنی،
همه ی زندگی را گم کرده ای .
***
تو برهنه به دنیا آمده ای و برهنه از دنیا می روی .
تو به همان میزان که با خود به دنیا آورده ای با خود از دنیا می بری.
تو در میان عریانی تولد و عریانی مرگ ،نقش واسطه را ایفا می کنی.
تو از زندگی می گیری و به زندگی می بخشی.
تو هیچ چیز نداشته ای و هیچ چیز نداری و هیچ چیز نخواهی داشت.
همه چیز به هستی تعلق دارد.مالک حقیقی ،هستی ست.
چند روزی چیزی را به تو امانت می دهد،سپس پس می گیرد و روانه ات می کند.کسی که از فهمی ژرف برخوردار است،خود راوسیله ای می داند در دست زندگی،
تا زندگی به وسیله او به زندگی ببخشد.
انسان شاهدی بیش نیست.اما این انسان باید بصیرتی کسب کند تا شایسته نام انسان باشد

گزیده سخنان محمود حسابی
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.
***
هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.
***
فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت.
***
سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.
***
زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.
***
چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.
***
بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است.
***
راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.
***
تقلید (از غرب)، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.
***
یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.
***
احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.
***
انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.
***
کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.
***
حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.
***
نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.
***
باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.
***
سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.
***
دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند.
***
داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است.
***
با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.
***
طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است.
***
موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست.
***
ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.
***
شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.
***
هنر، چاشنی زندگیست.
***
عشق زندگی را به شیوش می آورد.
***
هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.
***
عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

گزیده سخنان ماهاتما گاندی
اگر فقط یکبار حضور خدا را بپذیرید،هرگز به ضرورت دعا و نیایش شک نخواهید کرد.
***
من از گناه بدم می آید نه از گناهکار .
***
برای کسی که اندیشه عدم خشونت را در خود پرورده است تمام عالم یک خانواده است. نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می ترسد .
***
تواضع یعنی تحمل رنج و زحمتی مداوم در راه خدمت به بشریت،خداوند همیشه حاضر و ناظر است.
***
در تصور من، بيش از يك مذهب در جهان وجود ندارد، اما همچنين مي انديشم كه اين مذهب، درخت تنومندي است كه داراي شاخه هاي فراوان است و همچنانكه تمام شاخه ها شيره مورد نيازشان را از يك منبع مي گيرند، تمام مذاهب نيز جوهره خود را از يك چشمه مي گيرند كه منبع همه آنهاست. طبيعتاً اگر يك مذهب وجود دارد، يك خدا بيشتر نمي تواند وجود داشته باشد. اما او ناديدني و غير قابل توصيف است و در نتيجه، از نظر ادبي مي توان گفت، او نامهايي به تعداد همه ي انسانهاي روي زمين دارد. اين كه ما او را به چه اسمي مي ناميم، اهميت چنداني ندارد. او يكي است و دوّمي ندارد.
***
نباید دانه ای برنج یا تکه ای کاغذ را به هدر دهید وقتتان را نیز. وقت ما به خود ما تعلق ندارد بلکه متعلق به ملت است و ما امانتدارانی هستیم که باید به بهترین نحو از آن بهره بگیریم .
***
جنگنده عاشق مرگ است. نه مرگ در بستر بیماری بلکه مرگی که در میدان نبرد سر می رسد… مرگ در هر زمانی خجسته و مبارک است ولی برای جنگنده ای که برای آرمان خود -حقیقت- می میرد خجستگی آن دو چندان است .
***
چیزی در درونم مرا وا می دارد رنج خود را با صدای بلند فریاد کنم. من نیک دانسته ام که چه باید بکنم. آنچه در درونم هست و هرگز فریبم نمی دهد اکنون به من می گوید:(باید در مقابل تمام دنیا بایستی حتی اگر تنها بمانی. باید چشم در چشم تمام دنیا بدوزی حتی اگر دنیا با چشمان خون گرفته به تو بنگرد. ترس به دل راه نده. به سخن آن موجود کوچکی که در قلبت خانه دارد اطمینان کن که می گوید: “دوستان همسر و همه چیز و همه کس را رها کن و فقط به آنچه برایش زیسته ای و به خاطرش باید بمیری شهادت بده”).
***
دانش الهی از راه کتابها کسب نمی شود. بلکه باید آن را در وجود خود درک کرد .
***
کتابها در بهترین صورت خود می توانند فقط وسیله کمک باشند و اغلب هم موجب مزاحمت می شوند .
***
عدم خشونت فقط وقتی خواهد بود که ما کسانی را دوست بداریم که از ما نفرت دارند. می دانیم که عمل کردن به این قانون بزرگ محبت چقدر دشوار است. اما آیا انجام تمام کارهای بزرگ دشوار نیست؟ .
***
محبت نیرومندترین قدرتی است که جهان در اختیار خود دارد و در عین حال ساده ترین نیرویی است که بتوان تصور کرد .
***
وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم وبه قضاوت درباره دیگران بنشینیم.ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار مردم دیگر دخالت کنیم .
***
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی.
***
تمامی گناهان ، نهانی صورت می گیرد. آن لحظه ای که درک کنیم خداوند حق بر افکار ما گواه است ، شاید رها و آزاد شویم.
***
هیچ چیز نمی تواند مانع آن شود که به همسایگان خویش در ماورای مرزهای خود نیز خدمت کنیم .
***
خود را قربانی کنیم بهتر است تا دیگران را.
***
این مرزها را هرگزخداوند به وجود نیاورده است .
***
من به کسانی که از مذهب خود با دیگران سخن می گویند و تبلیغ می کنند مخصوصاً وقتی که منظورشان این است که آنها را به دین خود در آورند هیچ اعتقاد ندارم. مذهب و اعتقاد با گفتار نیست بلکه در کردار است و در این صورت عمل هر کس عامل تبلیغ خواهد بود .
***
من از محدودیتها و نارساییهای خود آگاهم و این آگاهی تنها مایه قدرتم می باشد. آنچه در زندگی خود انجام داده ام بیش از هر چیز دیگر در نتیجه اطلاع و قبول محدودیتها و نارساییها بوده است .
***
تنها از طریق عشق است که می توانیم به حقیقت برسیم، زیرا خداوند، نه تنها حقیقت است، بلکه عشق نیز هست. در نتیجه، بدون عشق به حقیقت، هیچ تجربه ای از حقیقت وجود نخواهد داشت، به بیانی دیگر ” اگر می خواهیم روزی شاهد نفوذ حقیقت در تمامی جهان باشیم، باید به جایی برسیم که کم اهمیت ترین موجود جهان خلقت را به اندازه خود دوست بداریم و برای رسیدن به چنین جایی، نباید از هیچ یک از ابعاد زندگی بگذریم”.
***
انسان نمی تواند در حوزه ای از زندگی خود با درستی و صداقت عمل کند در حالی که در سایر حوزه های زندگیش آلوده نادرستی هاست . زندگی ، واحدی تجزیه ناپذیر است .
***
لحظاتی در زندگی پیش می آید که باید به اقدام پرداخت و جلو رفت، حتی اگر نتوان بهترین دوستان را با خود برد. همیشه به هنگامی که چند وظیفه با هم تصادم پیدا می کنند باید ” صدای ضعیف و آرام” درونی داور نهایی باشد .
***
در مورد خدا این اشکال هست که نمی توان او را توصیف و بیان کرد. اما توصیف حقیقت در قلب هر بشری نهفته است. حقیقت همان چیزی است که شما در این لحظه، حق می شمارید و همان خداست. اگر کسی همین حقیقت نسبی را بپرستد و پیروی کند می تواند مطمئن باشد که به مرور زمان به حقیقت مطلق یعنی خدا هم نایل خواهد شد .
***
هدف ، همـواره از ما دور می شـود ، هر چه به پیشــرفتهای بزرگـتری نائل آییــم، بیش تر به بی ارزشی خود پی می بریم. شادمانی در تلاش نهفته اسـت نه در دستیابی به هدف. تلاشٍ تمام و کمال، عین پیروزی است .
***
خشم اسیدی است که به ظرف خود بیشتر از اسیدی که به آن پاشیده می شود ضرر میزند.

گزیده سخنان مارک فیشر
همواره این را به خاطر بسپار که اگر هدفهایت به دیگری صدمه بزند ، هم به صلاح خودت و هم به صلاح دیگران است که از آنها بر حذر بمانی.
***
هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند.
***
اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید .
***
برای شروع باید باور داشته باشی که می توانی، سپس با اشتیاق تلاش کنی.
***
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط آزارشان دهد .
***
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند.
***
برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی.
***
ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند .
***
زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم .
***
زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.
***
تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.
***
همواره بخاطر بياور كه در اوجي معين ديگر ابري نيست.
اگر زندگيت ابري است، به اين دليل است كه روحت آنقدر كه بايد بالا نرفته است.
***
اگر به انچه انجام می دهی عشق بورزی،احتمال شکست صفر می شود.
***
اجازه نده ترس تو را فلج سازد .
***
افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند .
***
هر ایده ای که ما داشته باشیم می تواند شکل مملموس بگیرد.
***
قهرمانی در وجود تو خفته است ٬ کافی است بیدارش کنی تا به بهترین خواسته هایت برسی.
***
راز هر هدف این است که هم جاه طلبانه باشد ، هم قابل دسترس.
***
مهمترین چیز تجسم موفقیت است .
***
فقط کافی است عزمت را جزم کنی و قدم اول را برداری . مارک فیشر
***
اگر ناخوداگاه فکر کنی که بردن مسابقه حقت نیست ،میبازی .
***
با هر شکستی میبینی که شخصیت تو قویتر و روحت تواناتر شده است.
***
اگر انسان نیروهای درونش را بشناسد , میتواند به رویاهایش واقعیت بخشد .
***
هر آنچه را که ذهن انسان به آن برسد و آن را باور کند , حتما تحقق میابد .
***
تجربه بهترین آموزگار است .
***
زندگی می خواهد بداند که شما از آن چه انتظاری دارید .
***
بسیاری از مردم وقتی چیزی می خواهند خیلی روی آن پافشاری نمی کنند .
***
تسلط بر سرنوشت و جامعه عمل پوشاندن به رویاها هدف نهایی زندگی است .
***
افرادی که صبر می کنند تا شرایط عالی از راه برسد هرگز کاری را شروع نمی کنند. زمان مطلوب برای شروع همین حالاست.
***
انسان بازتاب افکاری است که در ذهن نا خود اگاهش دارد.
***
باید از نوری که در درونت روشن است تغذیه کنی تا چنان بدرخشد که همه ان را ببینند. مارک فیشر
***
برای ناراحت بودن ؛ خیلی وقت داری . پس چرا به فردا موکولش نکنی ؟!

گزیده سخنان مارک تواین
زندگی بی نهایت شادتر بود اگر در 80 سالگی به دنیا می آمدیم و به تدریج به 18 سالگی می رسیدیم.
***
بزرگان به كارهای كوچك و بی اهمیت بسیار زود رسیدگی می كنند.
***
کار یعنی هر چیزی که مجبور به انجام دادنش باشید و بازی یعنی هر چیزی که مجبور به انجام دادنش نباشید.
***
تفاوت بین حرف راست و حرف تقریبا راست مثل تفاوت صاعقه است با کرم شبتاب.
***
يك دروغ ممكن است دنيا را دور بزند و به جاي اولش برگردد؛ اما در همين مدت، يك حقيقت هنوز دارد بند كفش هاي خود را مي بندد تا حركت كند.
***
مشکل این نیست که تعداد احمق ها زیاد است ،مشکل در توزیع نامناسب آن هاست.
***
وقتی جوانتر بودم همه چيز را به خاطر میآوردم، حالا میخواست اتفاق افتاده باشد يا نه!
***
عشق عينک سبزی است که با آن انسان کاه را يونجه میبيند.
***
برای بهترین ایده منتظر نمان ، ایده بهتر را انجام بده ، بهترین نیز به دنبال آن خواهد آمد.
***
الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد.
***
بخشندگي، انتشار بوي گل بنفشه به ته كفش است كه لگدمالش كرده است.
***
زندگي، چيزي جز مبارزه ميان عاطفه و عقل نيست.
***
چاپلوسها تنها، همانند دوست هستند. همانطوري كه گرگ ها به سگ ها شباهت دارند.
***
کاش هیچوقت حس ترس را تجربه و کشف نمیکردم.این حس لحظه هایم را خراب و شادیم را از بین میبرد.
***
بهتر است دهانت را ببندي و احمق بنظر برسي، تا اينكه بازش كني و همه بفهمند كه به راستي احمقي!
***
كسي كه نتواند خود را مهار كند، بدون شك قادر به مهار ديگران هم نخواهد بود.
***
بيست سال بعد، بابت كارهايي كه نكرده اي بيشتر افسوس مي خوري تا بابت كارهايي كه كرده اي. بنابراين، روحيه تسليم پذيري را كنار بگذار، از حاشيه امنيت بيرون بيا، جستجو كن، بگرد، آرزو كن و كشف كن.
***
راز پيشرفت در آغاز كردن است. راز آغاز كردن در آن است كه وظايف سخت و پيچيده ي خود را به وظايف كوچكي كه قابل مديريت كردن باشند، بشكنيد و سپس از نخستين آنها آغاز كنيد.
***
انسان براي كسب محبت دست به خيلي كارها مي زند؛ اما براي تحريك حسادت ديگران هر كاري كه از دستش ساخته باشد، انجام مي دهد.
***
سعي نكن به يك خوك آواز خواندن ياد بدهي؛ هم وقت خودت را هدر مي دهي و هم خوك را اذيت مي كني.
***
آسمان هركس به اندازه ي روشني و تاري قلب او، روشن يا تار است.
***
بهترين راه براي درك هر چیز ، تجربه كردن آن است.چون با حدس و گمان هیچوقت دانا نخواهی شد.
***
ما در عمر خود نگران دشواریها و سختیهایی زیادی هستیم که بیشتر آنها هرگز روی نمیدهد.
***
صادق ترین،بی توقع ترین،مفیدترین و دائمی ترین رفیق برای هر کسی کتاب است.

گزیده سخنان مادر ترزا
محبت، توری است كه روانها را صید می كند.
***
اگر ما نتوانیم کسى که مىبینیمش را دوست داشته باشیم ،چگونه مىتوانیم خدا را که نمىتوانیم ببینیمش دوست داشته باشیم؟
***
محبتآمیزترین واژه در دنیا، واژهی نامهربانانهای است كه هرگز بازگو نشود.
***
اجازه نده كسی نزد تو بیاید، مگر اینكه هنگام بازگشت، شادتر و خوشحال تر باشد.
***
انسانها را از دور دوست داشتن، كار دشواری نیست. دوست داشتن آنهایی كه به ما نزدیك هستند، كار دشواری است. بخشیدن یك كاسه برنج برای سیر كردن یك گرسنه، بسی آسانتر از كاهش تنهایی و درد و رنج انسانی رانده شده در خانهی خودمان است. عشق را به خانهی خود بیاورید؛ چرا كه عشق ورزیدن به یكدیگر را باید از خانه آغاز كنیم.
***
اگر میخواهیم پیام عاشقانهمان دریافت شود، باید آن را بفرستیم. اگر میخواهیم چراغی را روشن نگه داریم، باید مُدام در آن نفت بریزیم.
***
اگر میخواهید برای ایجاد آشتی در جهان، كاری انجام دهید، به خانهتان بروید و خانوادهتان را دوست بدارید.
***
موضوع این نیست كه چه كاری میكنیم، مهم، میزان عشقی است كه به كارمان داریم.
***
به همسرتان لبخند بزنید، به شوهرتان لبخند بزنید، به فرزندانتان لبخند بزنید و به یكدیگر لبخند بزنید. مهم نیست كه به چه كسی لبخند میزنید، مهم این است كه این لبخندها به شما كمك خواهد كرد تا میزان عشقتان را نسبت به یكدیگر افزایش دهید.
***
كارهای ما چندان نیز بزرگ نیستند، تنها كاری كه از ما ساخته است، این است كه كارهای كوچك را با عشقی بزرگ انجام دهیم.
***
اگر آرامش نداریم، به این دلیل است كه فراموش كردهایم به یكدیگر وابستهایم.
***
تنهایی و احساس ناخواسته بودن، ترسناك ترین فقر ممكن است.
***
كار بزرگ عبارت است از انجام كار كوچك با عشق زیاد.
***
اگر صادق و روراست باشید ممكن است مردم فریبتان بدهند، با وجود این صادق و روراست باشید.
***
چیزی را كه طی سالها می سازید ممكن است كسی یك شبه خراب كند، با وجود این بسازید.
***
مردم غالبا نامعقول، خودخواه و غیر منطقی هستند، با وجود این آنها را ببخشید.
***
اگر مهربان باشید ممكن است مردم شما را متهم به چاپلوسی كنند، با وجود این مهربان باشید.
***
سكوت، بینشی نوین از زندگی به ما می دهد. در این بینش، وجود ما سرشار از لطف او خواهد شد؛ بارقه ای كه امكان می دهد تمام كارها را با خوشی به پیش ببریم.
***
سكوت پیش از آغاز آفرینش به وجود آمده است و آسمانها در فضا پراكنده شدند، بی هیچ حرفی و سخنی.
***
سكوت ژرف را به مثابه لحظاتی مقدس و گران بها پاس بدار؛ لحظاتی برای پناه جستن در سكوت زنده خانه آفریدگار.
***
اگر شروع به قضاوت كردن در مورد مردم بكنی، وقت پیدا نمی كنی كه آنها را دوست داشته باشی.
***
در سكوت گوش فرا ده، چون اگر دلت پر از چیزهای دیگر باشد نمی توانی صدای آفریدگار را بشنوی.
***
نمی توانیم بدون واسطه در حضور خداوند قرار بگیریم، مگر آنكه سكوت درون و بیرون، هر دو را بر خود تحمیل كنیم.
***
اندازه كردارهای ما مهم نیست، بلكه میزان عشق و دقتی كه در آن وجود دارد مهم است.
***
شناخت خود به معنای ناخدای خود بودن است.
***
این قانون طبیعت است كه كار نیكی كه امروز انجام می دهید، فردا فراموش می شود؛ اما كار خوب باید انجام شود.
***
كشورهای پیشرفته از فقر درك و فهم، فقر اراده، تنهایی و فقدان عشق و معنویت رنج می برند. امروزه بیماری وحشتناك تر از این در جهان وجود ندارد.
***
در پایان زندگی، از روی تعداد مدرك هایی كه گرفته ایم، میزان مالی كه اندوخته ایم و كار های بزرگی كه به انجام رسانده ایم، در باره ی ما داوری نخواهد شد، بلكه از ما خواهند پرسید: آیا گرسنه ای را سیر كردی؛ برهنه ای را لباس پوشاندی و بی خانه ای را پناه بخشیدی؟ گرسنه ی نه فقط لقمه نان كه گرسنه ی عشق، برهنه ی نه فقط از تن پوش كه برهنه ی از عزت و احترام انسانی و بی خانه ای نه فقط از خشت و گل كه بی خانمان به سبب طرد و رانده شدن.
***
ممكن است بیان عبارت محبت آمیز، ساده به نظر برسد، اما بازتاب آنها تا بی نهایت ادامه می یابد.
***
اگر دعا كنیم، ایمان خواهیم داشت، اگر ایمان داشته باشیم، محبت خواهیم نمود و اگر محبت كنیم، خدمت نیز خواهیم كرد.
***
شادی سبدی از عشق است كه با آن می توان به روح دست پیدا كرد... بدون شك یك قلب شاد، نتیجه ی قلبی است كه از عشق برافروخته است.
***
به دیگران آنقدر ببخشید كه به خودتان فشار بیاید.
***
برهنگی تنها به یك تكه پارچه بستگی ندارد. برهنگی یعنی بی توجهی به انسانیت و شرافت انسانی و شخصیت انسانها.
***
كارهای بزرگ از دست ما برنمی آید، اما می توانیم با عشقی بزرگ، كارهای كوچكی انجام دهیم.
***
دعا كردن، خواهش نیست، بلكه قرار دادن خود در دستان خدا و گوش دادن به صدای او از كنه قلب است.
***
چیزهای كوچك به راستی كوچك هستند، اما امین بودن در چیزهای كوچك، كار بزرگی است.
***
ما در این دنیا نمی توانیم كارهای بزرگ انجام دهیم، بلكه می توانیم كارهای كوچك را با عشق های بزرگ انجام دهیم.
***
اگر به قضاوت مردم بنشینی، دیگر زمانی برای دوست داشتن آنها نخواهی داشت.
***
محبت راستین اندازه نمی گیرد، فقط می بخشد.
***
در این جهان نیاز به دوست داشتن و ستایش بیش از نیاز نان است.
***
عشق، میوه تمام فصل هاست و دست همه كس به شاخسارش می رسد.
***
سالها كار سخت شما ممكن است یك شبه ویران شود، اما این مساله نباید شما را از ادامه سخت كوشی باز دارد.

گزیده سخنان گوته
رفتار هر انسان آیینه ای است که او چهره خود را در آن نشان میدهد.
***
رویاهای کوچک را آرزو نکن ، زیرا برای تکان دادن قلبت به اندازه کافی قدرت ندارند.
***
خدایا! چه خوشبختی بالاتر از این ، که هم عاشق و هم معشوق بودن .
***
دارو بسیار است ، اما تعداد کمی از آنها تاثیر گذارند.
***
اخلاق را طوفان های روزگار تقویت میکند.
***
شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بدارید ،بی آنکه رنگ آنرا بیاد آورید.
***
چه شادیهایی که زیر پای انسان سرکوب شدند ،زیرا بیشتر افراد به آسمان توجه دارند و آنچه را که زیر پاهایشان است نادیده میگیرند !
***
زندگی را هرگونه که نگاه میکنی زیباست.
***
شوهر مغز خانه است و زن ،قلب ان.
***
تا مرد خاموش است براو خطری نیست ، زیرا سرنوشت او به زبانش بسته است.
***
از خود مپرس که از نکویی تو چه کس بهره خواهد برد . نان خود را به آب فکن ،بلاخره کسی آنرا خواهد خورد.
***
نیکی را فقط برای نفس نیکوکاری انجام بده ، اگر هم به فرزندانت پاداشی نرسد ، به یقین نودگانت از آن بهره خواهند برد.
***
اگر خواهی همیشه خرسند باشی همیشه راضی باش.
***
دلی که خانه غرور است کانون محبت نشود .
***
آنجا که آتش فروزان است ، ظلمت شب را یارای بقا نیست .
***
جوانی خود ، مستی بی شراب است .
***
گاه خاموشی بهتر از سخن از راز دل خبر میدهد.
***
تا راز "بمیر تا زنده شوی" را در نیابی ، میهمان گمنامی در سرزمین ظلمت بیش نخواهی بود .
***
زبان به ستایش آنکس میگشایم که در پی آتشی است تا خویشتن را پروانه وار بسوزاند.
***
زیاده روی در گفتار برای زنان خیلی طیعی تر از راستگویی است.
***
مرد عمل وجدان ندارد ، تنها مرد اندیشه است که با وجدان است .
***
آنجا که نور بیشتر است سایه های سیاه تری می توان یافت .
***
قله ها را مگر با پیمودن را ه های پیچ در پیچ نمی توان فتح کرد.
***
سخن گفتن یک نوع نیاز است ، ولی گوش دادن هنر است .
***
اگر مردم زبان یکدیگر را میفهمیدند ، اختلاف از میان برداشته میشد.
***
کسی که میخواهد رازی را حفظ کند باید این واقعیت را که رازی دارد ، پنهان کند .
***
دوستی مثل اسناد کهنه است ،قدمت تاریخ آن را قیمتی می کند.
***
خوشبخت ترین فرد کسی است که خوشبختی را در خانه خود جستجو کند.
***
برخی نومیدانه در قید بندگی هستند و به غلط چنین میپندارند که آزادند.
***
روحی که زیبایی را میبیند گاهی تنها می ماند .
***
بزرگترین مشکل ها جایی نهفته است که ما هرگز انتظارش را نداریم.
***
اگر وجود خار در گل مایه اندوه ماست ، وجود گل در کنار خار باید مایه شادی ما باشد.
آنگاه که خویشتن را فراموش کنیم ، همه چیز مارا فراموش میکند.
***
برای بیشتر داشتن نخست باید بیشتر بشوید.
***
اگر میخواهید نزدیکان از دیدن شما لذت ببرند ، باید از دیدن افرادی که میشناسید،شاد شده و شادمانی خود را نشان دهید.
***
اشخاص بزرگ مانند کوه هستند ،هر چه به آنان نزدیکتر شوی ، بزرگی و شکوه آنان روشن تر میگردد و مردم پست و کم تلاش مانند سراب هستند ،کمی که به آنان نزدیک شوی ، زود پستی و نا چیزی خود را بر شما آشکار میسازند.
***
من در تولد خود نقشی نداشتم و در مرگ خود نیز نقشی ندارم ، نقش من فقط در زندگی من است.
***
عاشق تنها زیبایی چهره را می بیند ،دانا زیبایی سیرت و عارف هر دو زیبایی را.
***
به وظیفه خود آنگونه که است عمل کنید،زیرا در این صورت راه شما مشخص می شود و در آن تاریکی وجود نخواهد داشت.
***
یا کاری را آغاز نکن یابرای انجام آن از همه نیروی خود استفاده کن.
***
پر اهمیت ترین کارها هرگز نباید قربانی کارهای کم اهمیت شود.
***
هیچ چیز ارزشمندتر از همین امروز نیست.
***
مهمترین چیز در زندگی آنست که انسان هدفی داشته و برای رسیدن به هدف خود دارای استعداد کافی باشد.
***
کسی که از مرگ میترسد از زندگی هم میترسد ،زیرا مرگ و زندگی از یکدیگر جدا نیستند و هر دو جلوه یک حقیقت به شمار میروند.
***
زندگی اندک اندک به هر کس میفهماند چه کاره است.
***
آنچه فرزند درباره پدر می اندیشد مهم نیست ، چگونه پدر بودن مهم است.
***
اگر نمیتوانید قهرمان باشید ، دست کم مرد باشید.
***
عشق، پریشانی زندگی است.
***
زیبایی به هر جایی که وارد شود مهمان عزیزی است و پذیرایی خواهد شد.
***
پرپر کردن یک گل ستم به همه طبیعت است.
***
گل ، شادی آفرین است . بگذار همه از این شادی سهمی داشته باشند.
***
تشویق پس از نکوهش ، همچون آفتاب پس از رگبار است.
***
هیچ دلبستگی نیست که روزی به نفرت مبدل نشود ، حتی مهر مادری.
***
با زبان شعر بهتر میتوان در دلها نفوذ کرد.
***
طمع ،همچون آب شوری است که هر چه بیشتر خورده شود ، تشنگی را افزونتر میکند.
***
اندیشیدن آسان است و عمل کردن سخت و دشوار .
***
خوشبخت ترین افراد کسی است که از خوشبختی دیگران احساس خوشحالی کند.
***
اگر هنری داری بیاور . در غیر اینصورت هنرنمایی نکن که باعث رسوایی می شود.
***
طبیعت تنها کتابی است که تمام صفحاتش پر از معنی است .
***
از اینکه در کنارم هستی بسیار شادم ، بودنت به من کمک میکند که دریابم دنیا چقدر زیباست.
***
هر کسی نمیتواند انسان باشد.
.: Weblog Themes By Pichak :.

