
زندگینامه دانته
دانته آلیگیری،در ماه مه سال 1265 در شهر فلورانس بدنيا آمد.وی در سپتامبر ۱۳۲۱ درگذشت.
دانته ساليان كودكي و جواني خود را در دوران قرون وسطي و جنگهاي صليبي و آشوب در اروپا گذراند.
ولي قسمت عمده رشد فكري و فلسفي خود را مرهون دانشمند بزرگي بنام «برونتو لاتيني» Brunetto Latini بود كه چندين كتاب و يكنوع «دائره المعارف» علوم آن عصر را بزبانهاي فرانسه و ايتاليائي و لاتيني نوشته بود، و دانته در سرود پانزدهم «دوزخ» خود بتفصيل و با احترام از او نام ميبرد.
در اين دوران كودكي بود كه عشق افسانه و معروف دانته به «بئاتريكس» آغاز شد. بئاتريكس دختر مردي به نام «پرتيناري» بود كه نزديكي خانوادگي با دانته داشت، و در يك ميهماني فاميلي بود كه دانته براي اولين بار با دختر او ملاقات كرد. در آن هنگام «دانته» نه سال داشت و بئاتريس هشت ساله بود، ولي خود دانته معتقد است كه عشق سوزان او به بئاتريس از همين هنگام آغاز شد ، و چنانكه در كتاب «زندگاني نو» خود ميگويد«از اين هنگام بود كه پا بقلمرو سلطان عشق نهاد.»
ده سال بعد وي نخستين نغمههاي عاشقانه خود را بخاطر اين دختر سرود. ولي اين عشق تا آخر بصورتي افلاطوني باقي ماند، زيرا بئاتريس بمردي ديگر شوهر كرد و اندكي بعد در ژوئن سال 1290، در 24 سالگي مرد. اين مرگ نابهنگام روح دانته را تكان داد و او را كه هنوز شاعري تازه كار و ناپخته بود، چنان آماده شاعري كرد كه عاقبت بصورت يكي از بزرگترين شاعران تاريخ جهانش در آورد.
دانته در دوران زندگی خود دست به انتشار کتابهای متعددی زد که معروفترین آنها «کمدی الهی». «زندگانی نو»، «ضیافت»، «سلطنت»، و «آهنگها» است. کتاب «کمدی الهی» در سه بخش نگاشته شدهاست: دوزخ ، برزخ و بهشت.

زندگینامه داستایوسکی
فیودور میخائیلوویچ داستایوسکی ، در سال ۱۸۲۱ در مسكو به دنيا آمد.وی در اوایل فوریه سال ۱۸۸۱ در اثر خونریزی ریه درگذشت.
پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود.در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسهٔ شبانهروزی منتقل شدند و سه سال آنجا ماندند. در پانزده سالگی مادرش از دنیا رفت. در همان سال امتحانات ورودی دانشکدهٔ مهندسی نظامی را در پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویه ۱۸۳۸ وارد دانشکده شد. در تابستان ۱۸۳۹ خبر فوت پدرش به او رسید.
در ۱۸۴۳ با درجه افسری از دانشکده نظامی فارغالتحصیل شد و شغلی در ادارهٔ مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. تا تابستان ۱۸۴۴ سهم ارث پدریاش به موجب ولخرجیهای مختلف به اتمام رسید. اوژنی گرانده اثر بالزاک را ترجمه کرد و در همین سال از ارتش استعفا داد.
در زمستان ۱۸۴۴-۱۸۴۵ رمان کوتاه مردم فقیر را نوشت که بدین وسیله وارد محافل نویسندگان بزرگ روسی شد و برای خود شهرتی کسب کرد. در طی دو سال بعد داستانهای همزاد، آقای پروخارچین و خانم صاحبخانه را نوشت.
در سال ۱۸۴۹ توسط پلیس مخفی به جرم براندازی دستگیر شد. دادگاه نظامی برای او تقاضای حکم اعدام کرد که در ۱۹ دسامبر مشمول تخفیف شد و به چهار سال زندان و سپس خدمت در لباس سرباز ساده تغییر یافت.
در زمان تبعید و زندان حملات صرع که تا پایان عمر گرفتار آن بود بر او عارض گشت. در ۱۵ فوریه ۱۸۵۴ از زندان بیرون آمد تا دورهٔ بعدی مجازاتش را در لباس سرباز عادی طی کند. به عنوان مأمور خدمت در گردان هفتم پیاده نظام سیبری به سمیپالاتینسک اعزام شد.
در ۶ فوریه ۱۸۵۷ بعد از دو سال عشق جانفرسا با «ماریا دیمیتریونا» بیوهٔ یک کارمند گمرک ازدواج کرد. در بهار ۱۸۵۹ استعفایش از ارتش پذیرفته شد و توانست به نزدیکی مسکو نقل مکان کند. دو داستان خواب عموجان و دهکدهٔ اشپیانچیکوو را نوشت و به چاپ رسانید. عرضحالی برای الکساندر دوّم فرستاد و بدین وسیله اجازه یافت به پترزبورگ برود.
در نشریهای که برادرش منتشر میکرد ‐ «ورمیا»شروع به روزنامهنگاری کرد. از ژوئن تا اوت ۱۸۶۲ به اروپا سفر کرد. داستانی به نام ماجرای بیشرمانه را در «ورمیا» به چاپ رسانید. در ماه ژوئن ۱۸۶۳ «ورمیا» تعطیل شد. قسمتی از تابستان و پاییز ۱۸۶۳ را با معشوقش در اروپا گذراند. در ۱۰ ژوئیه ۱۸۶۴ «میخاییل داستایوسکی» برادر بزرگش درگذشت. در ۱۶ آوریل ۱۸۶۴ ماریا دیمیتریونا درگذشت.
در فاصله سالهای ۶۴-۱۸۶۲ کتابهای خاطرات خانه مردگان و آزردگان را به چاپ رسانید.در ۱۸۶۶ جنایت و مکافات را نوشت و در اکتبر همان سال رمان قمارباز را در ۲۶ روز نوشت این کار با تندنویسی «آنا گریگوریونا» انجام شد. در ۱۵ فوریه ۱۸۶۷ با آنا ازدواج کرد و در آوریل همان سال با همسرش به اروپا سفر کرد و تا تابستان ۱۸۷۱ به روسیه بازنگشت. در این سفر بارها پول خود را در قمار از دست داد. سال اول سفر را در سوئیس و سال دوم را در ایتالیا و دو سال آخر را در دِرِسدِن گذراند.
نوشتن ابله را در ژانویه ۱۸۶۹ در فلورانس به پایان رسانید و همیشه شوهر را در پاییز همان سال در درسدن نوشت. در ژوئبه ۱۸۷۱ نوشتن جنزدگان را به پایان رسانید. در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجلهٔ «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. جوان خام را در زمستان ۷۵‐۱۸۷۴ نوشت که در طول سال ۱۸۷۵ در مجله «اوتچستیه زابیسکی» انتشار یافت.
یادداشتهای روزانهٔ نویسنده را طی سالهای ۷۷‐۱۸۷۶ به همین نام در روزنامه منتشر کرد.
برادران کارامازوف در طول سالهای ۷۹‐۱۸۸۰ به تدریج در «روسکی وستنیک» منتشر شد.
کتابهای داستایوسكی:
مردم فقیر ، شبهای سپید ، خاطرات خانه مردگان ،یادداشتهای زیر زمینی ،جنایت و مکافات ،ابله ،قمارباز ،جن زدگان ،همیشه شوهر ،نازنین ،جوان خام ،دزد با شخصیت ،نازکدل ،خان صاحبخانه و ...

زندگینامه خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری هروي معروف به «پیر هرات» و «پیر انصار» و «انصاری هروی»، دانشمند و عارف بزرگ قرن پنجم هجري است .خواجه عبدالله انصاری در سال ۳۹۶ هـ.ق به دنیا آمد و در سال ۴۸۱ هـ.ق در گذشت و در "گازرگاه" هرات به خاک سپرده شد.
در چهارسالگی خواندن و نوشتن آموخت و در نه سالگی شعر میگفت.
دوران نوجوانی را بدلیل کوچ پدرش به بلخ، بدون سرپرستی پدر بود. وی تحت سرپرستی صوفی نامدار شیخ عمو پرورش یافت. سپس نزد استادانی چون یحیی ابن عمار و طاقی سجستانی بتعلیم قرآن وحدیث ادامه داد.وقتی سلطان مسعود غزنوی ولیعهد و حاکم هرات بود وی دوازده ساله بود.
خواجه دو بار عزم سفر حج نمود یکبار از ری و بار دیگر تا بغداد سفر کرده و بازگشت در این سفر ها بود که به دیدار شیخ ابوالحسن خرقانی موفق گردید.
خواجه عبدالله خود می گوید:
"اگر من خرقانی را ندیدمی، حقیقت ندانستمی و همواره این با آن در می آمیختمی، یعنی نفس با حقیقت"
پیر هرات یکبار نیز با ابوسعیدابوالخیر دیدار و مباحثه داشته است.
خواجه در سن هفتاد سالگی از هر دو چشم نابینا شد .نابینایی برای وی که عمری به آموزش و آموختن خو کرده بود بسیار گران آمد، اما همچنان به فعالیت ارشاد شاگردان ادامه میداد ومطالب را به آنها املاء مینمود.
خواجه عبدالله انصاری بعد از یک عمر آموزش، بحث و ارشاد و پس از تحمل چندین نوبت تبعید و حبس، عاقبت در سحرگاه جمعه ۲۲ ذی الحجه سال ۴۸۱ هجری در سن هشتادوپنج سالگی دنیا را وداع کفت
آثار خواجه عبدالله انصاری:
ترجمه طبقات صوفیه ، تفسیر قرآن ، مناجات نامه، نصایح، زادالعارفین، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبت نامه، هفت حصار، رساله، دل و جان، رساله ی واردات ، الهی نامه و...

زندگینامه آنتوان چخوف
آنتون پاولوویچ چِخوف در ۲۹ ژانویه ۱۸۶۰ در شهر تاگانروک، در جنوب روسیه به دنیا آمد.چِخوف داستاننویس و نمایشنامهنویس برجستهٔ روس است. وی در چهل و چهار سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سل درگذشت.
آنتوان در ۱۸۶۷ در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسهٔ دینی یونانی آغاز کرد اما دو سال بعد در کلاس اول مدرسهٔ عادی به تحصیل خود ادامه داد.در سالهای پایانی تحصیلات متوسطهاش در تاگانروک به تآتر میرفت و نخستین نمایشنامهٔ خود را به نام بیپدری و بعد کمدی آواز مرغ بیدلیل نبود را نوشت. او در همین سالها مجلهٔ غیررسمی و دستنویس الکن را منتشر میکرد که توسط برادراناش به مسکو هم برده میشد. برادر بزرگاش، آلکساندر پاولویچ چخوف در سال ۱۸۷۶ به دانشگاه مسکو رفت بود و در رشتهٔ علوم طبیعی دانشکدهٔ ریاضی-فیزیک مشغول تحصیل بود و در روزنامههای فکاهی مسکو و پتربورگ داستان مینوشت. آنتوان نیز در ۱۸۷۹ تحصیلات ابتدایی را تمام کرد و به مسکو رفت و در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو مشغول تحصیل شد.
چخوف در نیمهٔ سال ۱۸۸۰ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ پزشکی در دانشگاه مسکو آغاز کرد. در همین سال نخستین مطلب او چاپ شد برای همین این سال را مبدا تاریخی آغاز نویسندگی چخوف برمیشمارند.
او در سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۴ علاوه بر آموختن پزشکی در دانشگاه مسکو با نامهای مستعاری مانند: آنتوشا چخونته، آدم کبدگندیده، برادر برادرم، روور، اولیس... به نوستن بیوقفهٔ داستان و طنز در مجلههای فکاهی مشغول بود و از درآمد حاصل از آن زندگی مادر، خواهر و برادراناش را تامین میکرد. او در ۱۸۸۴ به عنوان پزشک فارغالتحصیل شد و در شهر واسکرسنسک، نزدیک مسکو، به طبابت پرداخت. اولین مجموعه داستاناش با نام قصههای ملپامن در همین سال منتشر شد و اولین نقدها دربارهٔ او نوشته شد. در دسامبر همین سال هنگامی که چخوف ۲۴ ساله بود اولین خلطهای خونی که نشان از بیماری مهلک سل داشت مشاهده شد.
چخوف بعد از پایان تحصیلاتاش در رشتهٔ پزشکی به طور حرفهای به داستاننویسی و نمایشنامهنویسی روی آورد.
چخوف در ۱۶ ژوئن ۱۹۰۴به همراه همسرش اولگا کنیپر برای معالجه به آلمان رفت. اولگا کنیپر در خاطرات خود شرح دقیقی از روزها و آخرین ساعات زندگی چخوف نوشتهاست. ساعت ۱۱ شب حال چخوف وخیم میشود و اولگا پزشک معالج او، دکتر شورر، را خبر میکند. اولگا در خاطراتاش مینویسد:«دکتر او را آرام کرد. سرنگی برداشت و کامفور تزریق کرد. و بعد دستور شامپاین داد. آنتوان یک گیلاس پر برداشت. مزهمزه کرد و لبخندی به من زد و گفت «خیلی وقت است شامپاین نخوردهام.» آن را لاجرعه سرکشید. به آرامی به طرف چپ دراز کشید و من فقط توانستم به سویش بدوم و رویش خم شوم و صدایش کنم. اما او دیگر نفس نمیکشید. مانند کودکی آرام به خواب رفته بود.» و این ساعات اولیه روز ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۴ بود.
تشییع جنازهٔ چخوف یک هفته پس از مرگ او در مسکو برگزار شد.جمعیت زیادی در مراسم خاکسپاری حضور داشتند و تعداد مشایعت کنندگان به حدی بود که عبور و مرور در خیابانهای مسکو مختل شد. علاوه بر نویسندگان و روشنفکران زیادی که در مراسم حضور داشتند حضور مردم عادی نیز چشمگیر بود. سرانجام در گورستان صومعهٔ نووو-دویچی در شهر مسکو به خاک سپرده شد.
برای دانلود لینک های زیر روی آنها کلیک نمایید
چه روی نوشته فارسی چه روی لینک زیرش کلیک کنید می توانید فیلم را دانلود کنید هر کدام دانلود شد دیگر نیاز نیست دومی را بگیرید چون یک فیلم است موفق باشید

فیلم بینان گذار آیکیدو شیهان موریهه اوشیبا
59b50a7d870ee4e1de833caac3c9_1d597843__36684.mp4 - 4.8 MB

df363b70fd60438be27de68f06db21e5909541___53.mp4 - 34.2 MB
http://uplod.ir/users/newtrade
http://uplod.ir/free211841.html
برای دانلود لینک های زیر روی آنها کلیک نمایید
http://uplod.ir/free211841.html
http://uplod.ir/free211841.html
دو تا لینک زیر یک فیلم است هر کدام دانلود شد نیاز نیست بعدی را دانلود کنید موفق باشید
http://uplod.ir/595wr1pquu3j/020bd03_e9746679d277268a3824bbe1770744__59219.mp4.htm
020bd03_e9746679d277268a3824bbe1770744__59219.mp4 - 6.3 MB
دو تا لینک زیر یک فیلم است هر کدام دانلود شد نیاز نیست بعدی را دانلود کنید موفق باشید
http://uplod.ir/eqhyboe7uzcm/1da6855443925a626ec17a458a89904f863496__64541.mp4.htm
1da6855443925a626ec17a458a89904f863496__64541.mp4 - 93.3 MB
دو تا لینک زیر یک فیلم است هر کدام دانلود شد نیاز نیست بعدی را دانلود کنید موفق باشید
http://uplod.ir/7w7p2blvdacn/020bd03_e9746679d277268a3824bbe1770744__59219.mp4.htm
020bd03_e9746679d277268a3824bbe1770744__59219.mp4 - 6.3 MB
دو تا لینک زیر یک فیلم است هر کدام دانلود شد نیاز نیست بعدی را دانلود کنید موفق باشید
برای دانلود لینک های زیر روی آنها کلیک نمایید
http://uplod.ir/users/newtrade
http://uplod.ir/free211841.html
http://uplod.ir/594pu1874b1u/a-yoko-nikyo.avi.htm
http://uplod.ir/v32huog6m7wc/a-yoko-_hi.avi.htm
http://uplod.ir/2my8e9akdofj/a-yoko-_hi.avi.htm
http://uplod.ir/7gx2cfq7y5pa/chaz-morotedori-kokyu.avi.htm
http://uplod.ir/1eiqwoe6ixxo/chaz-kata-dori-shomen-_hi.avi.htm
http://uplod.ir/ehou7hegjlv3/fred-ai-hanmi-kokyu.avi.htm
http://uplod.ir/4r67vcla5v5h/fred-ai-hanmi-kotegoruma.avi.htm
http://uplod.ir/syu0z440dbgb/fred-ai-hanmi-kotegoruma-closeup.avi.htm
http://uplod.ir/s0af73ooyndl/fred-ai-hanmi-nikyo.avi.htm
http://uplod.ir/jd6y35mjwol5/fred-ai-hanmi-sankyo2.avi.htm
http://uplod.ir/ak5idblwe3gk/fred-ai-hanmi-sankyo-closeup.avi.htm
http://uplod.ir/lfbw19w37gjd/fred-ai-hanmi-sankyo3.avi.htm
http://uplod.ir/jd6y35mjwol5/fred-ai-hanmi-sankyo2.avi.htm
http://uplod.ir/brvd4o4pxmv2/fred-ikkyo.avi.htm
http://uplod.ir/dogoc89xemcn/fred-gyaku-hanmi-nikyo.avi.htm
http://uplod.ir/32t514tv9tb9/fred-nikyo.avi.htm

زندگینامه جین وبستر
آليس جين چندلر وبستر، جولاي سال 1876 ميلادي در "فلوريدا" به دنيا آمد.وی در روز تولد چهل و یک سالگىاش (۱۹۱۶) در "نيويورك"، درگذشت.
پدر او، يكي از ناشران بزرگ نيويورك و "مارک تواین"، نويسندهي نام آور آمريكايى، كه آثار شناخته شدهاي همچون "هاكلبريفين"، "شاهزاده و گدا" و "تام ساير" را در كارنامهي تلاشهاي خود به ثبت رسانده است، دايى مادرش بود و كودكىاش در خانوادهاى گذشت كه به ادبيات و نشر انديشه و فرهنگ، توجه ويژهاى داشتند.
نخستین اثر وی "زماني كه پتى به دانشگاه مىرفت"، در سال ۱۹۰۳ به چاپ رسيد. اين داستان، به گونهاي، زندگينامهي او در دوران دانشكده به شمار ميرفت كه با شخصيتپردازى نزديكترين دوستش در نقش نخست داستان پديد آمد.
او سالها در انديشهي نوشتن داستانى بود كه تهيدستي، عشق، تلاش و انسان دوستى را در بر گيرد و با آفرينش رمان "بابا لنگ دراز"، به خواست قلبىاش رسيد.
کتابهای جین وبستر :
بابا لنگ دراز ،زمانی که پتی به دانشگاه می رفت ،جری جوان ،هیاهوی بسیار در مورد پیتر ،دشمن عزیز ،پتی و پرسیلا و ...

زندگینامه ویلیام جیمز
ویلیام جیمز،سال ۱۸۴۲ در نیویورک سیتی به دنیا آمد.وی فیلسوف و روانشناس بوده است.وی در ۲۶ اوت ۱۹۱۰ بر اثر عارضه قلبی در خانه اش، واقع در نیوهمپشایر، درگذشت.
ویلیام جیمز در مدارس سوئیس، آلمان، فرانسه و انگلستان تحصیل کرد و علاقه خاصی به علوم طبیعی و نقاشی در او بیدار شد. در سال ۱۸۶۰ آموزش رسمی را برای نقاش شدن آغاز کرد ولی دشواری کار به او فهماند که نقاش شدن کار او نیست. لذا پس از یک سال وارد دانشکده «علوم لارنس» در هاروارد شد؛ اما در سال ۱۸۶۴ تغییر رشته داد و به دانشکده پزشکی رفت.
در مأموریتی به برزیل، دچار بیماری آبله شد و از آن زمان تا اواخر عمرش این بیماری بارها عود کرد. درجه دکترای پزشکی اش را در سال ۱۸۶۹ دریافت کرد و پس از گذراندن یک دوره عود بیماری آبله، کار تدریس در دانشگاه هاروارد را آغاز کرد؛ ابتدا آناتومی و فیزیولوژی، سپس روانشناسی و بالاخره در سال ۱۸۷۹ فلسفه تدریس کرد.
پراگماتیسم (مذهب اصالت عمل)،این کتاب، که در ۱۹۰۷ انتشار یافت، مجموعهای از سخنرانی هایی است که ویلیام جیمز، در ۱۹۰۶-۱۹۰۷ ایراد کرده است.
در سال ۱۸۹۹ که ویلیام جیمز سرگرم بالا رفتن از کوهی در نزدیکی خانه اش در نیوهمپشایر بود، راه بازگشت خود را گم کرد. تلاش شدید او برای یافتن راه بازگشت از کوه مزبور، موجب تشدید ناراحتی قلبی اش شد. در طول دو سال آینده، تقریباً زمین گیر بود. اما به ناگهان و در کمال حیرت، بهبود یافت و توانست به هاروارد برگردد و شغل پرمشغله تدریس را از سر گیرد.
در سال ۱۹۰۷ بازنشسته شد و در ۱۹۰۹ کتاب "یک جهان کثرت گرا"را انتشار داد؛ وی در این اثر به طرز درخشانی به آثار هگل، فخنر و برگسون پرداخته است. پس از چند ماه، ناراحتی قلبی او دوباره بروز کرد و در ۲۶ اوت ۱۹۱۰ در خانه اش، واقع در نیوهمپشایر، درگذشت.

زندگینامه جی پی واسوانی
جی.پی. واسوانی در دوم ماه اوت سال ۱۹۱۸ در حیدرآباد سند هندوستان زاده شد. او تحصیلات عالی خود را در کالج سند کراچی با موفقیت چشمگیری گذراند و از آن پس در مسیر زندگی به پیروی از استاد معنوی خود، سادو تی. ال. واسوانی که عمویش نیز بود دل گماشت. جی.پی.واسوانی شیوهٔ زندگی خود را بر اساس کتابها، موعظههای قدیسین و منش سادو واسوانی بنا نهاد.
دادا جی. پی. واسوانی از آموزگاران بلندپایهٔ معنوی هندو در مرکز سادو واسوانی در هندوستان است، که شعبات گوناگونی در شهرهای هندوستان و کشورهای مختلف جهان دارد. دادا واسوانی دارای جایگاه ویژهای در تالار سخنرانی دی.اچ.در سازمان ملل متحد است و یک کرسی از مجلس نمایندگان انگلیس به او تعلق دارد.
کتابهای جی پی واسوانی:
برای آن بسوی تو می آبم ، با خالق هستی،از آن سوها،تا سرای او،در پناه او،زایری در راه،زندگی پس از مرگ،سخن عشق،گوهر خرد،نام تو به صد زبان و ...
.: Weblog Themes By Pichak :.
