زندگینامه باربارا دی آنجلیس

 

باربارا دی انجلیس در سال 1951 در امریکا بدنیا آمد وی مشاور، نویسنده و سخنران و شخصیت تلوزیونی در امریکاست.


باربارا مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه سیرا لس آنجلس در رشته روانشناسی گرفت و مدرک Ph.D خود را از دانشگاه کلمبیا یاسیفیک دریافت کرد.


کتاب "عشق ورزی کار" وی در سال 1994 برنده جایزه Infomercial سال شد.

کتابهای باربارا به بیش از بیست زبان ترجمه شده و بیشتر از ده میلیون نسخه از کتابهایش در سراسر جهان فروخته شده است.

کتابهای باربارا دی انجلیس:
رازهایی درباره زندگی که هر فردی باید بداند ، عشق و شور زندگی ، اعتماد به نفس ،رازهایی درباره زنان ، رازهایی درباره مردان ، رازهایی درباره‌ی زندگی ، رازهایی درباره‌ی عشق ، لحظه‌های ناب و حقیقی ، روابط رمانتیک پلی به سوی عشق الهی ، عشق را بجویید تا بیابید ، از باربارا بپرسید- یک صد درس آموزنده درباره زندگی عشق و ازدواج ، چطور به این وضعیت دچار شدم؟ ، سوپ جوجه برای روح زوجین ، سوپ جوجه برای روح رمانتیک و...

 



تاريخ : شنبه 04 مهر 1394 | 03:35 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

زندگینامه ریچارد باخ

 

ریچارد باخ در سال ۱۹۳۶ در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد.
این خلبان از ازدواج با همسر اولش صاحب ۶ فرزند شد و چون اعتقادی به ازدواج نداشت از آن‌ها جدا شد رهایشان کرد. یکی از فرزندانش، جاناتان، کتابی بنام ((بر فراز ابرها)) در مورد روابطش با پدری که هیچ وقت او را نشناخت، نوشته است. او در هر زمینه‌ای که مربوط به خلبانی بشود کار کرده است، از جمله ساخت تصاویر متحرک در آسمان توسط نمایش هوایی خلبان تاکتیکی جنگنده‌های نیروی هوایی، نویسندگی و آموزگاری فنی هوانوردی. او حتی به عنوان راوی و همچنین خلبان نمایش‌های هوایی، در فیلمی که از روی کتابش ساخته شده بود حضور داشت. این فیلم هیچ چیز اتفاقی نیست، نام دارد. گرچه او واقعا به هوانوردی علاقه فراوانی دارد با این حال همواره دوست دارد که بنویسد. در دوران دبیرستان یکی از معلم‌های ورزش به ریچارد باخ کمک کرد تا به توانایی‌های بالقوه‌اش پی ببرد. از سال ۱۹۵۹ او عقایدی د مورد یک پرنده که می خواهد دواهای محدودیت را بشکند داشت، منظور کتاب جاناتان، مرغ دریایی است که به فیلم هم درآمد. تقریباً تمام کتاب‌های او از هواپیما به‌عنوان وسیله‌ای برای رساندن یک پیام استفاده می‌کند. در گریز از منطقهٔ امن، وی کودکی‌اش را برای ما بازگو می‌کند.او در ۸ سالگی یکی از برادرانش، بابی را از دست داده است. از طریق این کتاب می‌توان فهمید که او برادری مسن‌تر از خود به نام روی داشته است. ریچارد باخ همسر دوم خود لسلی پریش را در سل ۱۹۷۳ در زمان فیلم‌برداری فیلم جاناتان مرغ دریایی که بر اساس کتاب خودش ساخته می‌شد، ملاقات کرد. البته او سازندگان فیلم را بخاطر تغییراتی که برای آن اجازه نگرفته بودند تحت پیگرد قانونی قرار داد. پس از آن، در بین سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۱ آن‌ها به دنبال زندگی خود به‌دور از جنجال دنیا رفتند. وی در کل آثار بسیار زیبایی را خلق کرده است. او موسس مذهب پرواز است که مریدانی هم بدور خود جمع کرده است. از آثاری که به زبان فارسی ترجمه شده می‌توان به کتاب‌هایی از قبیل: جاناتان مرغ دریایی، پندار، یگانه، گریز از سرزمین امن، هدیه پرواز و فراسوی ذهنم اشاره کرد که در هر بیشتر کتاب‌های ذکر شده، نویسنده به وسیله احساس پرواز در متن‌های خود با خواننده ارتباط خوبی برقرار می‌کند و در مورد شناخت خود، انتخاب و اختیار و در نهایت حقیقت زندگی بحث می‌کند.

کتابهای ریچارد باخ:
بیگانه در زمین ، هواپیمای زنده ،گریز از آسودگی،درنگهای من،یگانه ،پندار،موهبت پرواز،هیچ چیز ناگهانی نیست،دور و بس نزدیک و...

 



تاريخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394 | 04:13 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

زندگینامه ایتالو کالوینو  

 

ایتالو کالوینو ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ در سانتیاگو دِلاس وگاس در کوبا به دنیا آمد.وی نویسنده، خبرنگار، منتقد و نظریه‌پرداز ایتالیایی است که فضای انتقادی آثارش باعث شده او را یکی از مهم‌ترین داستان نویس‌های ایتالیا در قرن بیستم بدانند. کالوینو ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵ بر اثر خونریزی مغزی در سیه‌نا ایتالیا درگذشت.

وی تا پنج سالگی در کوبا ماند، سپس به همراه پدر و مادرش که هر دو گیاه‌شناس بودند به ایتالیا رفت و بیشتر زندگی خود را همان‌جا سپری کرد.
کالوینو تا هجده سالگی در سان‌رمو ماند، سپس، در سال ۱۹۴۱ به تورین رفت. در سال ۱۹۴۳ به نهضت مقاومت ایتالیا و بریگاد گاریبالدی، و پس از آن به حزب کمونیست ایتالیا پیوست،
کالوینو در سال ۱۹۵۰ به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد.در دههٔ پنجاه کالوینو به نوعی تخیل ادبی‌تر نزدیک به حکایت‌های پندآمیز گرایش پیدا کرد که در آن هجو اجتماعی و سیاسی با تفننی طنزآمیز همراه است. چند کتاب از جمله شوالیهٔ ناموجود و مورچهٔ آرژانتینی را منتشر کرد و با نشریات کمونیستی و مارکسیستی همکاری کرد، تا این که در سال ۱۹۵۷ به شکل غیرمنتظره‌ای از حزب کمونیست کناره‌گیری کرد و نامهٔ استعفایش در نشریهٔ «لونیتا» چاپ شد. کتاب بارون درخت‌نشین هم در همین سال منتشر شد.
کالوینو با دعوت بنیاد فورد به آمریکا سفر کند و شش ماه آنجا بماند. کالوینو چهار ماه از این شش ماه را در نیویورک گذراند و به گفتهٔ خودش کاملاً تحت تأثیر دنیای جدید قرار گرفت. در این مدت با ایستر جودیت سینگر هم آشنا شد، که چند سال بعد در سفری به کوبا، در هاوانا با او ازدواج کرد. کالوینو در این سفر به زادگاهش کوبا نیز رفت و با ارنستو چه گوارا هم دیدار کرد.
در دهه ۱۹۵۰ میلادی مطالعه بر روی افسانه‌های ایتالیایی را آغاز می‌کند که حاصل آن چاپ کتاب (افسانه‌های ایتالیایی) و همچنین تریلوژی معروف او: ویکنت شقه شده، شوالیه ناموجود، بارون درخت نشین اوج خلاقیت و پرواز فکری کالوینو در آثار تخیلی‌اش خواننده را حیران می‌کند.
در سال ۱۹۸۱ نشان افتخار فرانسه به او اعطا شد.

کتابهای ایتالو کالوینو:
راه لانهٔ عنکبوت ، شوالیه ناموجود ، ویکنت دوشقه ، افسانه‌های ایتالیایی، شاه گوش می‌کند ، اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری، کمدی‌های کیهانی، بارون درخت‌نشین، شش یادداشت برای هزارهٔ بعدی، چرا باید کلاسیک‌ها را خواند و...



تاريخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394 | 04:10 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

زندگینامه انوره دو بالزاک  

 

اونوره دو بالزاك ،20ماه می سال1799میلادی در شهر تور فرانسه بدنیا آمد.وی در ۸ اوت ۱۸۵۰ در سن پنجاه و یك سالگي درگذشت.

در سال ۱۸۲۹ اولین شاهكار وی به نام «یاغیان» منتشر گردید كه مورد استقبال قرار گرفت و در سال ۱۸۳۰ بالزاك «فیزیولوژی ازدواج»، اثر بزرگ خود را منتشر کرد و با چندین داستان جالب، توجه همه را به سوی خود معطوف ساخت و از پولی كه با انتشار فیزیولوژی ازدواج به دست آورد، سر و سامانی به زندگی خود داد. بالزاك در سال ۱۸۳۲ یعنی در سن سی و سه سالگی و در عرض یك سال، چهارده داستان از جمله «سرهنگ شابر»، «كشیش تور»، «شاهكار گمنام»، «زن بی صاحب»، «عشق در صحرا»، «چرم ساغری» و چیزهای دیگر را نوشت و به دنبال آن، انتشار داستانهای بزرگی مانند «زن سی ساله» و «اوژنی گرانده» در سال ۱۸۳۳ ، شهرت او را چندين برابر ساخت. او در سال ۱۸۳۳ «سرگذشت سیزده نفر» و «طبیب ده» و در سال ۱۸۳۴ كتابهای «بابا گوریو»، «در جستجوی مطلق» و در سال ۱۸۳۵«سرانیتا» و در سال ۱۸۳۷ «آرزوهای گمشده» و «سزار بیروتو» و در سال ۱۸۳۸ كتاب Cabinet- des Antiques را به رشته تحریر در آورد. انتشار دو كتاب زنبق دره و سرانیتا باعث شد كه «بولوز» Bulooz مدیر مجله دو دنیا و «آمده پیشو» A.picho مدیر مجله پاریس به دادگاه كشانده شوند. در سال ۱۸۳۵ بالزاك نشريه مستقلی به نام «وقایع پاریس» منتشر نمود، اما اين روزنامه پس از یك سال بسته شد.
او در سال ۱۸۴۵ ليستي برای كتابهای خود تهيه كرد كه مطابق با آن، مي بایست ۱۴۳ داستان بنويسد. اما افسوس كه مرگ به او فرصت نداد و نابغه عالم ادب، تنها موفق به نوشتن ۹۷ داستان شد. داستان های :« كوزین بت» و «كوزین پونز» كه در واپسین روزهای عمر بالزاك انتشار یافت، از بزرگترین شاهكارهای او به شمار می رود.

 



تاريخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394 | 04:07 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

 

زندگینامه اشو

 

فیلسوف و آموزگار روحانی هندی که به نام‌های ''(راجنیش چاندرا جاین)'' و ''(باگوان شری راجنیش)'' معروف بود. که در سال ۱۹۸۹ نام اشو را برای خود برگزید. اشو متولد ۱۱ دسامبر ۱۹۳۱ (میلادی) در روستای کوچوادا از توابع مدهیا برادش هند است. اوشو تحصيلاتش را در هند تا درجه ي استادي فلسفه ادامه داد. اوشو در تاریخ۱۹ ژانویه ۱۹۹۰ میلادی در پونا (هند) درگذشت.
او از کودکی روحی عصیانگر و حقیقت طلب داشت و از همان دوران بچگی اش سعی داشت تا حقیقت را بیابد و هرگز هیچ دین و آئینی را نپذیرفت و اسرار داشت هر چیزی را شخصاْ تجربه کند! او در اواخر ده 1960 میلادی فنون مراقبه پویا و منحصر به فرد خویش را به دنیا عرضه کرد. وی عقیده داشت که انسان عصر نوین چنان در زیر فشار سنت ها و نگرانی های زندگی مدرن گرفتار است که قبل از آنکه بتواند وارد حریم مراقبه شود، باید فرآیند پاکسازی عمیقی را از سر بگذراند.
اوایل دهه هفتاد بود که نام اوشو به گوش غربیان رسید، در سال 1974 مرکزی در پونای هندوستان تاسیس شد و طولی نکشید که افراد بسیار زیادی به این محل آمدند.
سخنرانی های وی برای مریدان و حقیقت جویان از سراسر جهان بیش از هفتصد جلد کتاب گرد آوری شده است. این کتاب ها به بیش از سی و پنج زبان دنیا ترجمه شده است. اشو یک نویسنده به معنای رایج کلمات نیست، او شخصا هیچ کتابی را ننوشته است، کتابهای منتشر شده با نام اوشو، در واقع مجوعه ای از سخنرانی های وی هستند. همچنین بیش از هفت هزار سخنرانی بر روی نوار کاست و 1700 سخنرانی بر روی نوار ویدئو ضبط شده است. اشو پر فروش ترین نویسنده در هند به شمار می آید! سالانه بیش از یک میلیون نسخه از کتابها و نوار های وی به فروش میرسد!
اشو در سال 1981 به آمریکا سفر کرد و از پافشاری پیروان فراوانش برآن شد تا در آن کشور بیماند، مریدان وی با خرید زمین هایی دور افتاده در ایالت اورگان شهری را به نام او بنا ساختند و طولی نکشید که سیل انسانهایی که در پی معنویت بودند به این شهر سرازیر گشت،این امر مورد مخالقت ساکنان منطقه قرار گرفت. این مخالفتها تا جایی پیش رفت که پیروان وی را به حمله زیستی به ساکنان منطقه متهم میکردند .در سال 1986 اشو را به دادگاه کشانده و به نقض قانون مهاجرت به آمریکا متهم ساختند و وی را از آمریکا اخراج کردند. بعد از آن ورود او به اکثر کشورهای دیگر ممنوع شد تا سرانجام او به پونا برگشت و در نهایت در 19 ژانویه 1990 در پونا درگذشت.

کتابهای اوشو که به فارسی ترجمه شده است:
این نیز بگذرد، آسان بگیر ،هنر مردن ،زبان فرشگان ،راز ،راه کمال ،فقط یک آسمان، عشق-رقص-زندگی، اولین و آخرین رهایی ،بلوغ ،خلاقیت ،تائوئیزم ،تانترا ، زبان فرشتگان ،قطر ه ای در دریا،با خود یکی شو ،دل به دریا بزن ،پرواز در تنهایی و ...

 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394 | 03:44 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

زندگینامه رالف والدو امرسون

 

رالف والدو امرسون، فیلسوف و نویسنده آمریکایی در روز ۲۵ مه ۱۸۰۳ در بوستن ماساچوست زاده شد و در ۲۷ آوریل ۱۸۸۲ در کنکورد ماساچوست درگذشت.

امرسون در سال ۱۸۲۵ از دانشگاه هاروارد فارغ‌التحصیل و در سال ۱۸۲۶ موفق به‌دریافت مجوز کشیشی برای تبلیغ فرقه یونیتاری، شد.وی در سال ۱۸۲۹ به‌همکاری با کلیسای یونیتاری دعوت گردید.و درهمان سال با "الن لوییزا تاکر" ازدواج نمود. "الن لوییز" دوسال پس از ازدواج درگذشت.
امرسون پس از مرگ همسرش راهی اروپا شد و طی سال‌های ۱۸۳۲ و ۱۸۳۳ با فلاسفه و ادیبان برجسته اروپایی مانند: توماس کارلایل، ویلیام وردزورث و ساموئل تایلر کلریج آشنا شد. امرسن در این سفر، تحقیقاتی پیرامون ایده‌آلیسم آلمانی و فلسفه هندی به‌عمل آورد که در نگارش‌های بعدی او مؤثر بود.
پس از بازگشت از اروپا در سال ۱۸۳۵ با خانم "لودیا جکسن" ازدواج کرد و در شهر کنکورد اقامت گزید. اولین کتاب او به نام «طبیعت»، در سال ۱۸۳۶ منتشر شد. این کتاب مجموعه‌ای از رسالات کوتاه فرهنگی-اجتماعی است که در آن به‌تشریح و تبلیغ زندگی بی‌آلایش و سازگار با سرشت انسان و محیط زیست او پرداخته است. تدریس رسالات «دانشمند آمریکایی» در سال ۱۸۳۷ و «خطاب به‌کالج الهیات» در سال ۱۸۳۸، به‌اخراج وی از دانشگاه هاروارد انجامید. برکناری وی از دانشگاه، سبب شهرت بیشتر و افزایش پیروان او شد. امرسن به عنوان رهبر ترانسندنتالیست‌ها مورد قبول و احترام طرفدارانش قرار گرفت. وی با همکاری آموس برانسن الکوت، مارگرت فولر و هنری دیوید تورو در سال ۱۸۴۰ به‌نشر مجله «میزان» (The Dial)، ارگان ترانسندنتالیست‌ها، به‌عنوان مرکز پرورش و ارتباط عقاید پیشرو ِ متفکران ِ جدی در هر جامعه‌ای، اقدام نمود. این نشریه تا سال ۱۸۴۴ منتشر شد. از سال ۱۸۵۰ به‌بعد نوشتارهای امرسون با موفقیت بیشتری روبرو شد. مانند: «روش زندگی - ۱۸۶۰» و «جامعه و فرد - ۱۸۷۰». امرسون استعداد ادبی و دوراندیشی فرهنگی خود را در تقریظ بر کتاب والت ویتمن به‌نام «برگ‌های علف» ، به‌ثبوت رساند؛ او درباره ویتمن اشتهار جهانی وی را پیش بینی کرد. امرسون بارها در مقام پیشوای ادبی و مشوق فرهنگی نسل جوان شناخته شده‌است. وی به‌دنشمندان آمریکایی توصیه می‌کند که خود را از نفوذ عقاید اروپاییان حفظ نمایند. امرسون بانی مکتب جدیدی در فرهنگ آمریکا محسوب شده و آثار او تأثیر به‌سزایی بر مشاهیر رنسانس آمریکایی مانند: والت ویتمن، امیلی دیکنسن، ناتانیل هاوثورن، ادگار آلن پو و هرمان ملویل داشته است.

آثار رالف والدو امرسون: طبیعت،خطابه هایی در باب طبیعت ،سلوک زندگی،جامعه و فردیت و ...



تاريخ : پنج‌شنبه 02 مهر 1394 | 03:39 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

زندگینامه حسین الهی قمشه ای

 

حسین محیی‌الدین الهی قُمشه‌ای، عارف، فیلسوف، ادیب، سخنران، مترجم، خطّاط، شاعر و نویسنده معاصر ایرانی در دی ۱۳۱۹ در تهران به‌دنیا آمد. پدرش مهدی الهی قمشه‌ای از علمای برجستهٔ زمان خود بود.

تحصيلات ابتدائي، متوسطه و دانشگاهي را به ترتيب در دبستان دانش، دبيرستان مروي و دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران تا درجه دکتري (Ph.D. In Islamic Philosophy & Theology) به پايان برد و نيز تحصيلات حوزوي و سنتي را نزد پدر، و استادان ديگر دنبال کرد. پدر ايشان فيلسوف، مجتهد، شاعر و مترجم برجسته اي بودند و اولين و معتبر ترين ترجمه فارسي قرآن از کارهاي ايشان ميباشد. دکتر قمشه اي پس از پايان تحصيلات دانشگاهي به کار تدريس در دانشگاه تهران و ساير مراکز آموزش عالي در داخل و بعد ها خارج از کشور پرداخت و در کنار آن به تاليف و ترجمه در زمينه عرفان و ادبيات و زيبائي شناسي مشغول شد.
ايشان داراي همسر و دو فرزند، يک پسر و يک دختر بنامهاي شاهد و شادي مي باشند. وی همه آموزش هاي او در ايران صورت گرفته و زبان انگليسي، عربي، فرانسه و غيره را نيز در ايران آموخته است. استاد قمشه اي، با خستگي ناپذيري تحسين بر انگيزش همواره پيک آشنايي ايراني و غير ايراني با فلسفه و ادبيات غني عرفاني ايران بوده و در اين راستا در دانشگاههاو مراکز علمي فرهنگي بيشماري در ايران و خارج از ايران تدريس و سخنراني داشته که از آن ميان ميتوان تدريس فلسفه، عرفان، ادبيات، و هنر در دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاي ايران و همچنين دانشگاههاي لندن، آکسفورد، هاروارد، پرينستن، و برکلي کاليفرنيا را نام برد.
دکتر قمشه اي همچنين با هنر هايي چون نقاشي و موسيقي و خوشنويسي از نزديک آشنايي دارد و گاهگاهي در زمينه خوش نويسي آثاري از او به نمايش گذاشته شده است. ايشان به موسيقي ارادت خاص دارد و آنرا بيش از ساير هنر ها در سخنرانيهاي خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشويق نموده است. به قول يکي از موسيقيدانان هيچيک از سخنرانيهاي دکتر قمشه اي نيست که در آن نکته اي در باره موسيقي نباشد.
دکتر قمشه اي از حافظه درخشاني برخوردار است و به نظر مي رسد که قرآن را تقزيبا از حفظ دارد و با مثنوي و حافظ و نظامی و فردوسی چنان است که گويي ديوان آنها در پيش روي او گشاده است و بخصوص گلشن راز شيخ محمود شبستري تماما در خاطر اوست. وي همچنين در ادبيات انگليس و عرب نيز مي تواند ساعتها از حفظ ، اشعار و قطعاتي را بازگو کند.

آثار حسین الهی قُمشه‌ای:
گزیدهٔ فیه ما فیه ، گزیدهٔ منطق‌الطیر (عطار) ،ترجمهٔ گزیدهٔ سخنان شکسپیر ،۳۶۵ روز با سعدی، ۳۶۵ روز با ادبیات انگلیسی، ۳۶۵ روز با مولانا ، ۳۶۵ روز با قرآن،کتاب نغمهٔ حسینی، مائده های فرهنگی و...

 

 



تاريخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 05:59 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

 

 

زندگینامه امام محمد غزالی

امام محمد غزّالی طوسی در سال ۴۵۰ هجری قمری در طوس بدنیا آمد و در سال 505 هجری پس از پنجاه و پنج سال زندگی پرثمر در زادگاهش چشم از جهان فروبست.

نام کامل وی حجة الاسلام ابوحامد محمد بن محمد بن محمد غزّالی طوسی است. "غزال" (با فتح غين و تشديد ز) بر پيشه وری اطلاق می شده که نخِ پشم می فروخته، پيشه وری که پشم خام تهيه می کرده و پس از حلاجی با دستمزدی اندک به زنان پشم ريس می سپرده تا به نخ تبديل شود و برای فروش آماده گردد. اين پيشه هنوز در مشهد به نامهای حلاج، نداف، نخ فروش رايج است. اين معنی را خود امام غزالی در کتاب احياء علوم الدين يادآور شده است.

پدر غزالی پارسا مردی بوده صوفی مسلک، که در شهر طوس حرفه غزالی يا نخ پشم فروشی داشته است. چون مرگ اين صوفی نزديک ميشود، دو فرزند خود – محمد و احمد – را با مختصر اندوخته ای که داشته به دوستی از هم مسلکان خويش می سپرد و به او می گويد: چون بر اثر محرومی از هنر خواندن و نوشتن اندوه فراوان خورده ام آرزودارم که فرزندانم ازين هنر بهره ور گردند.

آغار يتيمی (احتمالاً 457 ه.ق = 1065 م)
پس از يتيم شدن اين دو کودک، وصی درستکار تربيت آنان را برعهده می گيرد تا هنگامی که ميراث اندک پدرشان تمام ميشود و خود صوفی از اداره زندگی آنان فرو می ماند. آنگاه با اخلاص به آن دو پيشنهاد ميکند تا برای گذران زندگی و ادامه تحصيل در زمره طلاب جيره خوار مدرسه ای از مدارس دينی شهريه بدهِ روزگار خود درآيند؛ و آنان از راه ناچاری پيشنهاد وی را می پذيرند. اين سخن ابوحامد محمد غزالی که "برای غيرِ خدای عمل آموختم، ولی علم جز خدای را نپذيرفت" می تواند مؤيد اين حقيقت باشد.

راه يافتن به مدرسه (463 ه.ق = 1070 م)
اين تاريخ نيز تقريبی است، يعنی ممکن است يکی دو سال پيش از اين در شمار طلاب جيره خوار مدرسه جای گرفته باشد. زيرا خودش در نامه ای که به پادشاه سلجوقی می نويسد ازين راز چنين پرده برميگيرد:
«بدان که اين داعی پنجاه و سه سال عمر بگذاشت، چهل سال در دريای علوم دين غواصی کرد تا به جايی رسيد که سخن وی از اندازه فهم بيشتر اهل روزگار درگذشت».
اگر اين گفته غزالی را که "چهل سال در دريای علوم دين غواصی کردم" بپذيريم، تاريخ راه يافتن او به جرگه علمای دين به روزگار سيزده سالگی وی مسلم ميشود. يعنی درين هنگام مقدمات کار دانش اندوزی را فراگرفته بوده است.
پس ازآنکه در مدرسه دينی از حداقل نيازمنديهای زندگی برخوردار شد، با خاطر آسوده و اميد فراوان، دل به کتاب سپرد و گوش به سخن استاد فرا داد تا هنگامی که برای آموختن علم فقه آمادگی پيدا کرد و توانست در رديف شاگردان خوب نخستين استادش، احمد بن محمد رادکانی، جای گيرد. نخستين دوره طلبگی غزالی را در طوس – براساس برخی قراين – می توان حدود پنج سال حدس زد؛ يعنی هنگامی که وی از شهر طوس رهسپار جرجان شد تا از محضر دومين استادش، ابوالقاسم اسماعيلی جرجانی، بهره ور شود، احتمالاً نوجوانی هيجده يا نوزده ساله بود.

نخستين سفر (احتمالاً 468 ه.ق = 1075 م)
بی ترديد نخستين سفر دانشجويی غزالی سفری است که وی از طوس به جرجان رفته است، اما اين سفر در چه سالی انجام شده و غزالی در آغاز اين سفر چندساله بوده است، در مآخد موجود روشن نيست. اگر فرض کنيم در هيجده يا نوزده سالگی راهی اين سفر شده، و احتمالا مدت رفت و برگشت و دوران اقامتش در جرجان حدود دوسال بوده است، اين حدس با حکايتی که امام اسعد ميهنه ای از غزالی روايت ميکند تا حدی هم آهنگ ميشود. امام اسعد می گويد:
از ابوحامد محمد غزالی شنيدم که می گفت: «در راه بازگشت از جرجان دچار عياران راهزن شديم. عياران هرچه را که باخود داشتيم گرفتند. من برای پس گرفتن تعليقه (جزوه، يادداشت درسی) های خود در پی عياران رفتم و اصرار ورزيدم. سردسته عياران چون اصرار مرا ديد گفت: "برگرد، وگرنه کشته خواهی شد" وی را گفتم:" ترا به آن کسی که از وی اميد امينی داری سوگند می دهم که تنها همان انبان تعليقه را به من باز پس دهيد؟ زيرا آنها چيزی نيست که شمارا به کار آيد" عيار پرسيد که" تعليقه های تو چيست؟" گفتم: "درآن انبان يادداشتها و دست نوشته هايی است که برای شنيدن و نوشتن و دانستنش رنج سفر و دشواريها برخويشتن هموار کرده ام." سردسته عياران خنده ای کرد و گفت: "چگونه به دانستن آنها ادعا می کنی، در حالی که چون از تو گرفته شد دانايی خود را از دست دادی و بی دانش شدی؟" آنگاه به يارانش اشارتی کرد و انبان مرا پس دادند.»
غزالی گويد: «اين عيّار، ملامتگری بود که خداوند وی را به سخن آورد تا با سخنی پندآموز مرا در کار دانش اندوزی راهنما شود. چون به طوس رسيدم سه سال به تأمل پرداختم و با خويشتن خلوت کردم تا همه تعليقه ها را به خاطر سپردم، و چنان شدم که اگر بارديگر دچار راهزنان گردم از دانش اندوختهء خود بی نصيب نمانم.»

سفر به نيشاپور (473 ه.ق = 1080 م)
از اين سخن غزالی که «چون به طوس رسيدم، سه سال به تأمل پرداختم...» می توان نتيجه گرفت که غزالی پس از بيست و سه سالگی از طوس رهسپار نيشاپور شده تا از محضر عالم بلند آوازه، امام الحرمين ابوالمعالی جوينی، بهره ور شود. غزالی در محضر اين استاد نامدار چنان کوشيد و درخشيد که پس از يکی دوسال در شمار بهترين شاگردان وی جای گرفت، و امام الحرمين چنان شيفته اين شاگرد درس خوان و هوشيار گرديد که در هر محفلی به داشتن شاگردی چون او به خود می باليد.
اين دوره از دانش اندوزی غزالی که سبب شد در جمع فقيهان نيشاپور مشهور و انگشت نما شود، بيش از پنج سال نپاييد، يعنی چون چراغ زندگی امام الحرمين به سال 478 هجری خاموش شد، غزالی در حدی از دانش دينی روزگار خود رسيده بود که ديگر نيازی به استاد نداشت، یا آنکه استادی که برايش قابل استفاده بوده باشد پيدا نکرد. بنابراين به نگارش و پژوهش پرداخت تا شايسته مسند استادی شود.

آشنايی با خواجه نظام الملک طوسی (478 ه.ق = 1085 م)
دراين سال غزالی به لشکرگاه ملکشاه سلجوقی، که در نزديکی نيشاپور واقع بود، راه يافت و به خدمت همولايتی سياستمدار خود خواجه نظام الملک طوسی پيوست. در محضر اين وزير شافعی مذهب و ادب دوست و گوهرشناس، بارها فقيهان و دوانشوران به مناظره پرداخت، و در هر مورد برمخالفانِ عقيده و انديشه خويش پيروز گشت. ديری نپاييد که خواجه نظام الملک با اشتياق به حمايتش برخاست و در بزرگداشت وی کوشيد تا آنجا که اورا «زين الدين» و «شرف الائمه» لقب داد و به استادی نظاميه بغداد برگزيد.

آغاز استادی در نظاميهء بغداد (484 ه.ق = 1091 م)
غزالی در سال چهارصد و هشتاد و چهار از طوس رهسپار بغداد شد، مردم اين شهر مقدمش را بگرمی پذيرا شدند. خيلی زود زبانزد خاص و عام گرديد. در محافل علمی از نبوغ سرشار و دانش بسيارش داستانها گفتند و کاروانيانی که از بغداد رهسپار شرق و غرب می شدند برای مردم شهرهای سرِ راه از نبوغ و هوشياری وی حکايتها روايت ميکردند تا آنکه حشمت و شوکتش به پايه ای رسيد که حتی در اميران و پادشاهان و وزيران معاصر خود اثر گذاشت.
در سال 478 هجری، غزالی يکی از بزرگانی بود که با عنوان حجةالاسلام و استاد برگزيده نظاميه بغداد، در مراسم نصب المستظهر بالله – بيست و هشتمين خليفه عباسی- بر مسند خلافت، شرکت جست و با وی بيعت کرد. خودش در نامه ای که به سال 504 هجری در پاسخ نظام الدين احمد نوشته است، ضمن ابراز ندامت از زندگی جنجالی و اشرافی گذشتهء خويش، چنين می نگارد: «در بغداد از مناظره کردن چاره نباشد، و از سلام دارالخلافه امتناع نتوان کرد.»

مردم گريزی (488 ه.ق = 1094 م)
پس از آنکه در بغداد به اوج شوکت و شهرت رسيد، و در ميان خاص و عام مقامی برتر از همه پيدا کرد، دريافت که ازاين راه نمی توان به آسايش و آرامش روحی رسيد. پس از ترديد بسيار سرانجام دنباله روِ صوفيان وارستهء بی نام و نشان شد. به بهانه زيارت کعبه از بغداد بيرون رفت، چندی به گمنامی به جهانگری پرداخت و سالها در حجاز و شام و فلسطين با خويشتنِ خويش به خلوت نشست تا داروی درد درونی خود را پيدا کند. به تاريخ اين گوشه نشينی نيز در پاسخ غزالی به نامه نظام الدين احمد چنين اشارت رفته است:
«چون بر سر تربت خليل – عليه السلام – رسيدم، در سنه تسع و ثمانين و اربعمائه (489 ه.ق)، و امروز قريب پانزده سال است، سه نذر کردم: يکی آنکه از هيچ سلطانی هيچ مالی قبول نکنم، ديگر آنکه به سلام هيچ سلطانی نروم، سوم آنکه مناظره نکنم. اگر دراين نذر نقض آورم، دل و وقت شوريده گردد...»

بازگشت به ميان مردم (499 ه.ق = 1105 م)
ازاين راز هم خودش چنين پرده برگرفته است:
«اتفاق افتاد که در شهور سنهء تسع و تسعين و البعمائه (499 هجری) نويسندهء اين حرفها، غزالی، را تکليف کردند- پس ازآنکه دوازده سال عزلت گرفته بود، و زاويه ای را ملازمت کرده- که به نيشاپور بايد شد، و به افاضت علم و نشر شريعت مشغول بايد گشت که فترت و وهن به کار علم راه يافته است. پس دلهای عزيزان از ارباب قلوب و اهل بصيرت به مساعدت اين حرکت برخاست و در خواب و يقظت تنبيهات رفت که اين حرکت مبدأ خيرات است و سبب احيای علم و شريعت. پس چون اجابت کرده آمد و کار تدريس را رونق پديد شد و طلبه علم از اطراف جهان حرکت کردن گرفتند، حسّاد به حسد برخاستند...»
اين حسودان که غزالی به آنها اشاره کرده است، روحانيون حنفی مذهب بوده اند که در دستگاه سنجر شوکت و قدرتی يافته بودند. پس برای حفظ مقام و منصب خويش با برخی از فقيهان مالکی مذهب، از مردم طرابلس غرب، همداستان شدند تا بزرگمردی چون غزالی را با تهمت و نيرنگ از ميدان بدر کنند، يا برای پيشبرد مقاصد خود از قدرت شافعی مذهبان بکاهند. غزالی در حضور سلطان سنجر که به لشکرگاه اش حاضر گشته بود، چنين دفاع می کند:
«و اما حاجت خاص آن است که من دوازده سال در زاويه ای نشستم و از خلق اعراض کردم. پس فخرالملک- رحمة الله عليه- مرا الزام کرد که به نيشاپور بايد شد. گفتم: "اين روزگار سخن من احتمال نکند که هرکه درين وقت کلمةالحق بگويد در و ديوار به معادات او برخيزد." گفت: "[سنجر] ملکی است عادل، و من به نصرت تو برخيزم." امروز کار به جايی رسيده که سخنهايی می شنوم که اگر در خواب ديدمی گفتمی اضغاث احلام است. اما آنچه به علوم عقلی تعلق دارد، اگر کسی را برآن اعتراض است عجب نيست، که در سخن من غريب و مشکل که فهم هرکس بدان نرسد، بسيار است. لکن من يکی ام، آنچه در شرح هرچه گفته باشم، با هرکه در جهان است درست می کنم و از عهده بيرون می آيم؛ اين سهل است. اما آنچه حکايت کرده اند که من در امام ابوحنيفه- رحمة الله عليه- طعن کرده ام، احتمال نتوانم کرد...»

در کنار مردم ديار خود (503 ه.ق = 1109 م)
پس از آنکه وسوسه نامردمان در دل سلطان سنجر اثر گذاشت، اين پادشاه کس فرستاد و حجةالاسلام را، که در زادگاه خود طابران طوس به تعليم و عبادت سرگرم بود به لشکرگاه خويش، تروغ- نزديک مشهد امروز- فرا خواند. غزالی چون دريافت که در کف شير نر خونخواره ای قرار گرفته و از رفتن چاره نيست، بهانه آورد و با نامه ای استادانه خشم سلطان سنجر را فرونشانيد.
پس از درگذشت شمس الاسلام کيا امام هراسی طبری، فقيه شافعی و استاد نظاميه بغداد که او نيز از شاگردان برگزيده امام الحرمين و همدرس غزالی بوده است، به اشارت خليفه عباسی و سلطان سنجر، وزير عراق ضياء الملک احمد فرزند نظام الملک به وزير خراسان صدرالدين محمد فرزند فخرالملک نامه ای نوشت که غزالی را با نوازش و دلجويی به بغداد بازگرداند تا شاگردان مدرسه نظاميه از نابسامانی نجات يابند. ولی غزالی وارسته و دست از همه چيز شسته، تسليم نشد و اعراض کرد.

پيوستن به جاودانگان (505 ه.ق = 1111 م)
مرتضی زبيدی نويسنده بزرگترين شرح بر احيائ علوم الدين پايان زندگی غزالی را، در مقدمه خويش بر شرح احياء با نقل از گفته های ديگران، نيک نگاشته است که ترجمه بخش اول آن چنين است:
گفته اند که اوقات خود را پيوسته به تلاوت قرآن و همنشينی با صاحبدلان و گزاردن نماز مشغول می داشت تا جمادی الآخر سال پانصد و پنج فرا رسيد. احمد غزالی، برادر حجةالاسلام، گفته است: «روز دوشنبه به هنگام صبح، برادرم وضو ساخت و نماز گزارد و گفت "کفن مرا بياوريد" آوردند. گرفت و بوسيد و بر ديده نهاد و گفت: "سمعاً و طاعةً للدخولِ عَلی الـمَلِک" آنگاه پای خويش را در جهت قبله دراز کرد و پيش از برآمدن خورشيد راهی بهشت گرديد.»

آثار غزالی
غزالی در جهان دانش و دورانديشی از جمله بزرگترين نام آوران برخوردار از انديشه انسانی است، متفکرِ وارسته ای است که در ميان مردم روزگار به بالاترين پايگاه انديشه راه يافته است. پس اگر در مورد تعداد آثار مردی پرکار و فراوان اثر چون او، مبالغه شود و حقيقت و افسانه درهم آميزد، جای شگفتی نخواهد بود.
غزالی همچو ارسطو، از دانشوران بلند آوازه ای است که علاوه بر نوشته های اصلی خودش، با گذشت زمان کتابهای فراوان ديگری به وی نسبت داده اند. کتابهايی که تعدادش شش برابر رقمی است که خودش دوسال پيش از مرگ- در نامه ای که به سنجر نوشته- ياد آورشده است. آميختن همين آثار فراوان با کتابهای اصلی او، کار پژوهش را بر اهل تحقيق چنان دشوار کرده که برای شناسايی درست از نادرست پژوهشگران را به معيار دقيق- يعنی ترتيب تاريخی آثار غزالی- نياز افتاده است، معياری که می تواند تاريخ پيدايش هريک از آثار اصلی غزالی را روشن سازد. شناخت دوران تکامل انديشه اين بزرگ استاد تنها با وجود چنين معياری امکان پذير است و بدين وسيله ممکن است از چگونگی تحول بزرگی که در زندگی پرنشيب و فراز او رخ نموده آگاه شد.

ترتيب تاريخی آثار امام محمد غزالی در پنج مرحله
الف- آثار سالهای دانش آموزی غزالی، از سال 465 تا 478 هجری:
1. التعليقة فی فروع المذهب
2. المنخول فی الاصول

ب- آثار نخستين دوران درس و بحث:
3. البسيط فی الفروع
4. الوسيط
5. الوجيز
6. خلاصة المختصر و نقاوة المعتصر
7. الـمُنـتَحَل فی علم الجدل
8. مآخد الخلاف
9. لباب النظر
10. تحصيل المآخذ فی علم الخلاف
11. المبادی و الغايات
12. شفاء الغليل فی القياس و التعليل
13. فتاوی الغزالی
14. فتوی (فی شأن يزيد)
15. غاية الغور فی دراية الدور
16. مقاصد الفلاسفه
17. تهافت الفلاسفه
18. معيار العلم فی فن المنطق
19. معيار العقول
20. محک النظر فی المنطق
21. ميران العمل
22. المستظهری فی الرد علی الباطنية
23. حجة الحق
24. قواصم الباطبيه
25. الاقتصاد فی الاعتقاد
26. الرسالة القدسيه فی قواعد العقليه
27. المعارف العقلية و لباب الحکمة الالهيه

ج- آثار دوران خلوت نشينی و مردم گريزی:
28. احياء علوم الدين
29. کتاب فی مسئلة کل مجتهد مصيب
30. جواب الغزالی عن دعوة مؤيد الملک له
31. جواب مفصل الخلاف
32. جواب المسائل الاربع التی سألها الباطنيه بهمدان من ابی حامد الغزالی
33. المقصد الاسنی فی شرح اسماء الحسنی
34. رسالة فی رجوع اسماءالله الی ذات واحدة علی رأی المعتزله و الفلاسفه
35. بداية الهداية
36. کتاب الوجيز فی الفقه
37. جواهر القرآن
38.کتاب الاربعين فی اصول الدين
39. کتاب المضنون به علی غير اهله
40. المضنون به علی اهله
41. کتاب الدرج المرقوم بالجداول
42. القسطاس المستقيم
43. فيصل التفرقه بين الاسلام و الزندقه
44. القانون الکلی فی التأويل
45. کيميای سعادت (فارسی)
46. ايها الولد
47. اسرار معاملات الدين
48. زاد آخرت (فارسی)
49. رسالة الی ابی الفتح احمد بن سلامة
50. الرسالة اللدنيّه
51. رسالة الی بعض اهل عصره
52. مشکات الأنوار
53. تفسير ياقوت التأويل
54. الکشف و التبيين
55. تلبيس ابليس

د-بازگشت به سوی مردم و دومين دوران درس:
56. المنقذ من الضلال
57. کتب فی السحر و الخواص الکيميا
58. غور الدور فی المسئلة السريجية
59. تهذيب الاصول
60. کتاب حقيقة القولين
61. کتاب اساس القياس
62. کتاب حقيقة القرآن
63. المستصفی من علم الصول
64. الاملاء علی مشکل «الحياء»

هـ آخرين سالهای زندگی، 503 تا 505 هجری:
65. الاستدراج
66. الدرة الفاخرة فی کشف علوم الآخرة
67. سرالعالمين و کشف ما فی الدارين
68. نصيحة الملوک (فارسی)
69. جواب مسائل سئل عنها فی نصوص اشکلت علی المسائل
70. رسالة الاقطاب
71. منهاج العابدين
72. الجام العوام

منبع: مقدمه مرحوم حسين خديوجم از کتاب «کيميای سعادت»



تاريخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 05:55 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

زندگینامه آلبرکامو

 

آلبر کامو در ۷ نوامبر ۱۹۱۳ در دهکده‌ای کوچک در الجزایر به دنیا آمد.او در سال ۱۹۵۷ در سن ۴۴ سالگى، موفق به دریافت جایزه نوبل ادبى شد.کامو در چهارم ژانویه ۱۹۶۰ در ۲۴ کیلومتری شهر سانس در اثر سانحه رانندگی درگذشت.

كامو سال ۱۹۲۳،در آزمون ورودی آموزشكده اى پذیرفته شد و پس از پایان تحصیلات خود در آنجا به دانشگاه الجزایر راه یافت. او در كنار تحصیل، فعالیت ورزشى فراوانى داشت و دروازه بان تیم فوتبال دانشكده بود اما با تشخیص اولین آثار سل در ۱۹۳۰ او تبدیل به یک تماشاچی فوتبال شد.

در سال ۱۹۳۵ لیسانس فلسفه گرفت.او در سال ۱۹۳۸ در روزنامهٔ تازه تأسیس الجزایر جمهوری‌خواه به عنوان خبرنگار آغاز به کار کرد. او تمام مقاله‌های خود را به صورت اول شخص می‌نوشت که تا آن زمان در شیوهٔ گزارشگری فرانسوی متداول نبود. در سال ۱۹۳۹، مجموعه مقالاتی به عنوان «فقر قبیله» منتشر کرد وی در همان سال با «سیمون‌های» ازدواج کرد که معتاد به مورفین بود. ازدواج آنها یک سال بعد در اثر خیانت سیمون خاتمه یافت. در ۱۹۴۰ با «فرانسین فور» ازدواج کرد.

كامو مواضعى صلح طلبانه داشت، اما با مشاهده مراسم اعدام «گابریل پرى» در پاریس بیان داشت كه این حادثه، تنفر او را نسبت به آلمانها برانگیخته است.
وی پس از این حادثه به «بوردو» نقل مكان كرد و در همان سال، نوشتن اولین آثار ادبى خود، «بیگانه» و «افسانه سیسى فوس» را به پایان رساند. او در سال ۱۹۴۲ به الجزایر بازگشت و در خلال جنگ جهانى اول، به هسته مقاومت فرانسه با نام «كومبات» پیوست و یك نشریه زیرزمینى با همین نام منتشر كرد. هدف اصلى این گروه، فعالیت بر ضد حزب نازى بود. كامو در سال ۱۹۴۳، سر دبیر نشریه سازمان مقاومت گردید و با آزادسازى پاریس به دست متفقین، بر ادامه مبارزه مطبوعاتى اش تاكید كرد و هنگامى كه روزنامه «كومبات» به نشریه اى با اهداف اقتصادى تبدیل شد، از سمت سردبیرى استعفا داد.

رمان طاعون را در سال ۱۹۴۷ به چاپ رسانید که در زمان خود پرفروش‌ترین کتاب فرانسه شد.
نمایش‌نامهٔ عادل‌ها را در سال ۱۹۴۹ منتشر ساخت و اثر فلسفی خود به نام انسان طاغی را نیز درسال ۱۹۵۱ به چاپ رساند.
سقوط در سال ۱۹۵۶ به رشتهٔ تحریر درآمد.
در سال ۱۹۵۷ جایزهٔ نوبل ادبیات را برای نوشتن مقاله «اندیشه هایی درباره گیوتین» علیه مجازات اعدام، دریافت کرد. او از نظر جوانی دومین نویسنده‌ای بود که تا آن روز جایزه نوبل را گرفته‌اند.

وی در چهارم ژانویه ۱۹۶۰ در ۲۴ کیلومتری شهر سانس وقتی در صندلی عقب خودرو دوست ناشرش میشل گالیمار بود.در اثر سانحه رانندگی درگذشت...

 



تاريخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 03:40 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

زندگینامه جان اشتاین بک

جان اشتاین بک یا جان استاینبک،1968 در کالیفرنیا به دنیا آمد.وی یکی از معروفترین نویسندگان قرن بیستم آمریکا و از برندگان جایزه نوبل ادبیات است.اشتاین بک در سال 1902 درگذشت.

اشتاين بك از همان اولين داستان هاي كوتاهش مصمم به جانبداري و حمايت از طبقات ضعيف و ناتوان است .جان اشتاين بك در اولين كتاب مجموعه داستان هاي كوتاه خود به نام «دشت هاي سبز آسمان » كه در سال 1932 به چاپ رساند، به تشريح شرايط سخت و طاقت فرساي جماعتي از زارعين مزدبگير جنوب كاليفرنيا مي پردازد.
سه سال بعد در 1935 «ذرت داغ » را منتشر كرد كه شهرت ناگهاني را برايش در پي داشت . در سال 1939 بود كه به زعم بي شماري از منتقدين و صاحبنظران ادبي ، برجسته ترين رمان خود، «خوشه هاي خشم » را عرضه كرد، رماني كه اكنون جزو چهل اثر كلاسيك ادبي قرن گذشته محسوب مي شود. رمان ماجراي سفر طولاني خانواده «جاد» از اكلاهاما تا كاليفرنيا در جست وجوي به دست آوردن زميني براي خودشان است ، مزرعه يي كه بر روي آن كار كنند. اين رمان به كارگرداني جان فورد به روي پرده سينما رفت و به اين ترتيب هم رمان و هم فيلم با ماندگارترين آثار كلاسيك جهان در محكوميت بي عدالتي و ستايش همبستگي انسان ها بدل شدند.
اشتاين بك در سال 1952 «شرق عدن » را منتشر ساخت كه نسخه سينمايي آن نيز به موفقيت و فروش چشمگيري دست يافت . اما او كه در 1962 برترين افتخار ادبي جهان يعني جايزه نوبل در ادبيات را به خود اختصاص داد.
در 1939 «موش ها و آدم ها» را با بازي به ياد ماندني «لون چاني » در نقش «لني » به نمايش در آورد و يك سال بعد جان فورد «خوشه هاي خشم » را بر روي پرده عريض سينما و با بازيگري خيره كننده «هنري فوندا» جان بخشيد. «ذرت داغ » هم كه با انتشارش شهرت را براي اشتاين بك به ارمغان آورده بود توسط «ويكتور فلمينگ » كارگردان بزرگ سينما به روي پرده رفت .اشتاين بك همچنين از روي يكي از موفق ترين داستان هاي خود «پوني سرخ » فيلمنامه يي نوشت كه در سال 1949 به نمايش در آمد. اما همكاري بي نظير و پرثمر وي در عرصه سينما، نوشتن ديالوگ هاي قوي فيلم «زنده باد زاپاتا» به كارگرداني «اليا كازان » بود، فيلمي كه با بازي فوق العاده «مارلون براندو» در نقش رهبر انقلابي و شورشي مكزيكي در حافظه تاريخي سينما ماندگار شد.

کتابهای جان اشتاین بک:
خوشه هاي خشم – فنجان زرين – چمنزارهاي بهشتي – به خداي ناشناخته – تور تيلافلت –درياي كورتز – جريده روسي – سلطنت كوتاه – پنجشنبه دلپذير – در نبرد مشكوك – يابوي كهر – موش‌ها و آدم‌ها – دره دراز – دهكده از ياد رفته – ماه پنهان است – راسته كنسرو سازان – اتوبوس سرگردان – مرواريد – آتش درخشان – زمستان – نارضائي ما – چراگاههاي آسمان – ولگردان جام طلا – بانوي سرخ دهكده – شرق يهشت.

 

 



تاريخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 03:37 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...34567...66صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران