
گزیده سخنان اشو
از اوج قله تا زمانی که ادامه دارد لذت ببرو وقتی نوبت دره فرا رسید ، از دره لذت ببر.دره چه اشکالی دارد؟پایین بودن چه اشکالی دارد؟ آن به معنی استراحت است.قله یعنی هیجان، و هیچ کس نمی تواند مدام در هیجان باشد.
***
به امواج اقیانوس نگاه کنید.هرچه موجها بالاتر میروند،فرودی که بدنبال آن فرا میرسد،عمیق تر است.زمانی تو موجی،و زمان دیگر گودی خالی ای هستی که پس از آن فرا میرسد.از هردوی اینها لذت ببرـبه هیچ یک از آنها معتاد نشو.نگو دوست دارم همیشه در اوج باشم.این ممکن نیست.صرفا این واقعیت را ببین:این ممکن نیست.هرگز چنین چیزی رخ نداده و هر گز نخواهد داد.
***
زندگی در واقع یک شوخی است،نه یک امر جدی،اگر آن را جدی بگیرید،آنوقت رنج میبرید،از افکارت رنج خواهی برد،زندگی مانند یک وزنه سنگین می شود و تو زیر بار آن خرد می شوی،آنگاه زندگی تمام نشاط خودش را از دست می دهد،تمام خنده هایش را.
***
زیاده از حد فکر نکن زیرا فکر همیشه به گذشته یا آینده مربوط می شود و انرژی تو به جای اینکه به قوه احساس معطوف شود، منحرف شده و صرف فکر کردن می گردد وتمام انرژی های تو را تخلیه می کند.
***
اگر خواستی از عشق فرار کنی، در زمان گذشته و یا در زمان آینده زندگی کن ، ولی اگر خواستی رودخانه عشق را در درونت جاری سازی در زمان حال زندگی کن ، زیرا عشق فقط در زمان حال ممکن است.
***
آزاد زندگی کن ! لحظه به لحظه زندگی کن ! و از چیزی نترس ، از ترس هم آزاد شو،
زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم . چیزی هم بدست نمیآوریم ، و وقتی این را بفهمی ، کمال زندگیات تحقق مییابد ، اما هیچ گاه مثل گدا به دروازههای زندگی نزدیک نشو، هیچ وقت گدایی نکن ،
زیرا دروازه های زندگی هرگز به روی گداها باز نمیشوند!...
***
نه برای دیگران ، نه به خاطر چیزی ، برقص ، فقط به خاطر رقص ؛ بخوان ، فقط برای آواز ؛ آن گاه سرتا پای زندگیات ملکوتی می شود ،
و فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود میگیرد .
این گونه زیستن ، آزاد بودن است....
***
اکثر مردم تنها وقتی مذهبی هستند که نگران و اندوهگین هستند و به همین دلیل تمام مذهبشان دروغ است!
***
جهنم از جایی شروع می شود كه اولین آرزو شكل میگیرد و بهشت در جایی هست كه هیچ درخواست و آرزویی نباشد!
***
جای یك چیز را در زندگیت عوض كن تا زندگیت زیبا شود! بجای ترس از خدا، عشق را جایگزین كن!
***
اگر خود را کسی بپنداری، راه را گم می کنی ، ولی اگر خود را هیچ بپنداری، به مقصد می رسی.
***
معبد خداوند فقط به روی
دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است .
دل گرفته را به این معبد راهی نیست ،
پس ، از اندوه اجتناب کن.
***
همچون یک بذر زاده شده و به دنیا آمده ای
می توانی همان بذر بمانی و بمیری ،
اما می توانی گل باشی و بشکفی،
می توانی ،درخت باشی و ببالی...
***
درخت ها با زمین
و زمین با درخت ها
پرندگان با درخت ها
و درخت ها با پرندگان
زمین با آسمان
و آسمان با زمین عشق می ورزند .
تمام حیات در دریای بی انتهای عشق موج می زند .
بگذار عشق پرستش تو باشد
عشق یک ضرورت است !
تنها غذای روح !
جسم با غذا دوام می یابد ،
و روح تنها با عشق زنده می ماند
عشق غذای روح و سرآغاز هر آن چیزی است ،
که عظیم است .
عشق دروازه ملکوت است .
***
مرگ پایان زندگی نیست؛ درواقع، تکمیل یک زندگی است.
اگر خود را تغيير دهي، تغيير جهان را آغاز كرده اي. با تغيير تو، بخشي از جهان تغيير كرده است.
***
مشکل در مالکیت است نه در خود زندگی. هرچه بیشتر مالک باشی، بیشتر در ترس ازدست دادن هستی.
***
زندگی انسانی ما کوتاه است . نکته ای وجود ندارد که به خاطرش مضطرب بشویم . کسی به تو فحش می دهد و تو هیاهوی بسیاری به راه می اندازی ـ ـ و آن چقدر زود می گذرد...
***
آدم کار خوبی کرد . اگر او در بهشت می زیست و شورش نمی کرد و میوه ی درخت دانش را نمی خورد ، اگر که شخص مهمی می ماند . اگر که بی اراده می ماند . اگر که بی عاطفه و مرده می ماند . .. او کار خوبی کرد . او بیرون آمد . او ریسک کرد . او شهامت نشان داد . او به خاطر آزادی ، بهشت را از دست داد. و این برای هر کسی رخ می دهد . و جامعه هنوز این پدیده ی ساده را درک نمی کند .
***
زندگي يك معما نيست، يك راز است. مي توان پاسخي براي معما يافت، اما راز به گونه اي است كه هرگز نمي توان پاسخي بر آن يافت.
***
یک انسان مذهبی، یک انسان واقعاٌ مذهبی __ نه این مردمان به اصطلاح مذهبی __ کسی است که می گوید، "من نمی دانم" وقتی می گویی "نمی دانم"، باز هستی، آماده ی آموختن هستی. وقتی می گویی "نمی دانم" هیچ تعصبی به این سو یا آن سو نداری.
***
انسان مذهبی یک مسیحی؛ یک محمدی یا هندو یا یک بودایی نیست. تمام این ها راه های دانستن هستند.
***
در زندگي، سخت ترين چيز، انداختن گذشته است. زيرا انداختن گذشته يعني انداختن تمام هويت، انداختن تمام شخصيت. يعني انداختن خودت. تو چيزي جز گذشته ات نيستي، تو چيزي جز شرطي شدگي هايت نيستي.گذشته تنها چيزي است كه در مورد خودت مي داني. انداختن آن دشوار است ،سخت ترين چيز در زندگي است. ولي كساني كه جرات انداختنش را داشته باشند، فقط آنان زندگي مي كنند. ديگران فقط تظاهر به زندگي كردن مي كنند.
***
حقیقت کالایی نیست که توسط مردم خریداری شود.
***
"شبه انسان" كسي است كه هميشه دنبال قدرت مرجع است، هميشه نيازمند ديگري است تا به او بگويد كه چه كند. او آماده است اطاعت كند: هرگز آماده نيست انتخاب كند.
براي همين است كه فيثاغورث و تمام مرشدان بزرگ دنيا مي خواهند كه تو انتخاب كني...
***
گل رزی که در باغ شکوفه می زند برای چیز دیگری شکوفه نمی زند ! و رودی که به اقیانوس جاری می شود برای چیز دیگری جاری نمی شود --جاری شدن لذت بخش است . جاری بودن جشن است. تو در عشقی -- عشق تو را به جایی راهنمایی می کند ؟ لذت عشق از خود آن می آید . نیازی به هدف دیگری نيست . آن برای خودش کافی است .
***
در دنیا باش ولی از دنیا نباش. در درون چیزی را انباشته نکن، در روح فقیر باش.
***
يك دروغ كوچك با خود هزار و يك دروغ ديگر مي آورد، زيرا تو مجبور مي شوي از آن دفاع كني و از دروغ نمي توان با حقيقت دفاع كرد.
***
هنگامي كه خود را شناختي، به هر كجاي ديگر مي تواني سفر كني. سپس به هر كجا كه بروي، سعادت در كنار تو است.
***
اجازه دهيد اين شعار هميشه مقابل روي شما باشد، اجازه دهيد آنقدر عميق وارد وجودتان شود كه حتي به هنگام خواب هم به ياد داشته باشيد كه: "اين نيز بگذرد"...
***
دنياي اطراف شما بسيار زيبا و فريبنده است و به همين دليل ما ريشه هايمان را فراموش كرده ايم ولي اين فراموشي به معناي جدا شدن از ريشه ها نيست.
***
تواضع يكي از موارد لازم و اساسي براي آموختن است. حتي بدون وجود فردي خردمند، در صورتي كه شما از تواضع كافي برخوردار باشيد موارد بسياري را فرا خواهيد گرفت.
***
پيش از آنكه مرگ بر در بكوبد، هر آنچه داري تقسيم كن! آيا مي تواني ترانه اي زيبا بخواني؟ بخوان و آن را تقسيم كن. آيا مي تواني تصويري را نقاشي كني؟ نقاشي كن و آن را تقسيم كن. هر آنچه در كف داري... و هرگز كسي را نديده ام كه چيزي براي تقسيم كردن نداشته باشد.

گزیده سخنان بودا
رهایی قطعی هر کس در نابودی است.
***
هرگاه کسی که نيکی می کند ، با نتيجه آن خود را مشغول نسازد، آنوقت حس غضب و خود خواهی در قلب او خاموش می شود.
***
اگر کسی در انجام کاری پرخاش کند ،دادگر نیست .
***
زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.
***
لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد .
***
آزادي در بي آرزوئي است.
***
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست .
***
هيچ کس جز خود ما مسوول بدبختی ها و يا خوشبختی های ما نيست.
***
آزادي در بي آرزوئي است.
***
زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.
***
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست .
***
کسی که از ابتدا نا بینا به دنیا آمده است معنی تاریکی را نمی فهمد زیرا هرگز روشنایی را تجربه نکرده است.
***
هستي ما به ناپايداري ابرهاي پاييز تماشاي تولد و مرگ موجودات همچون نظاره شعلههاي آتش يك عمر مانند جرقه رعدي در آسمان چون سيلابي پر شتاب و روان از سراشيبي كوهي .
***
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست .
***
گرسنگی بدترین ناخوشی هاست

گزیده سخنان بزرگمهر
اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ .
***
به بسیار گفتن آبروی خود مبر.
***
دوستان برای شکار دشمنان چون تیر و کمان اند.
***
ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد .
***
آنچه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد .
***
فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد ، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم .
***
برترین دانش ها یزدان پرستی است .
***
دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر .
***
دل در آرزوی آنچه دسترسی بدان متصور نیست نباید بست ، از آنکه مایه رنج تن و بلای جان است . ب
***
کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد .
***
خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد .
***
اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری .
***
در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید .
***
برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است .
***
دیو کین و دیو سخن چینی گزنده است . سخن چین هرگز جز به دروغ لب نمی گشاید . گفتارش همیشه بی فروغ است .دو روی و سخن چین از مهر یزدان بی بهره اند و از او در هراسند .
***
هرکس گوش نصیحت نیوش داشته باشد ، و دل به آموختن بسپارد ، بسا سخنان سودمند که از دانایان بشنود .
***
کسی که زبانش را از بد گفتن باز دارد ، و دل هیچ کس را به گفتن سخنان زشت نیازارد .
***
به نزدیک خردمندان چهار چیز بر پادشاهان عیب است : ترسیدن در میدان جنگ ، گریز از بخشندگی ، خوار داشتن رای خردمندان ، شتابزدگی و نا آرامی و بیقراری در کارها .
***
سخنی که سودی در آن نیست نگفتن بهتر ، چه سخن بی سود در مثل مانند، آتشی است که دودش بسیار و گرمی و فروغش سخت اندک باشد .
***
برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست .
***
فرخنده روزگار کسی است که اهرمن او را از راه راست بیرون نبرد و همواره بی گناه زندگی کند .
***
کسی که به حکمت پروردگار معتقد و خستو باشد به بد ونیک روزگار نمی پردازد چنین بنده ای در پرستیدن یزدان بیشتر می کوشد و از بد سکالی و پیروی دیوان می پرهیزد ، ناکردنی نمی کند و از رنجه کردن بی گناهان بیزاری می جوید .
***
نام جستن بی دلیری میسر نمی گردد ، و زمانه از بددلان بیزار است .
***
اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد .
***
اگر کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست .
***
به هنگام نبرد هوشیار و نگهدار تن خویش باش . چون دشمن در برابر تو ایستاد بر آشفته مشو و تدبیر نیکو کن .
***
دل کسی که خاطر شاه دادگر از او مکدر باشد جایگاه دیو است .
***
هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد .
***
دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است ،
***
هر که تن درست و نیرو دارد هرگز سخن نادرست نمی گوید . دروغگویان همه بیمار و ناتوان و زبون اند .
***
آنکه طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد .
***
آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد .
***
بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد .
***
ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی عظیم را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد .
***
آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد .
***
خرد بر سر جان چون افسری تابنده است و مدارا و مهربانی به قدر همسنگ خرد است .
***
آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است .
***
روشندل و نکته دان کسی است که سخنان کوتاه و پر معنی بگوید .
***
دل اهل دانش وقتی شاد می گردد که بردبار بوده و مردم بی شرم را به خویش نزدیک نکند .
***
زورمندترین و پر گزنده ترین اهرمن آز است ، که دیوی است ستمکار و دیر ساز .
***
خردمند هرگز غم آنچه را از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد .
***
پادشاهان مردم دوست برگزیدگان پروردگارند .
***
مال هم مایه سربلندی و آسایش است ، و هم سبب خواری و پریشانی . اگر به آیین خرد صرف شود آفریننده شادی و برآورنده نام نیک است ، اما اگر بنهند و نخورند یا چنانکه باید بکار نبرند بهای سنگ و گوهر شاهوار یکی است

گزیده سخنان برتراند راسل
متأسفانه بسیاری از مردم پس از اینکه به دامان شوربختی درافتادند، به سعادت از دسترفته خویش پی میبرند.
***
وقتی که از تلفکردن آن لذت میبری، وقت تلفشده نیست.
***
هدف حاکمان سياسي بشري کسب قدرت هرچه بيشتر است همچنانکه قانون جاذبه، در اجسام، حاکم است.
***
اگر انسان را معجوني از فرشته و حيوان بدانيم حقّاً درباره حيوان بي انصافي کرده ايم پس چه بهتر است که او را ـ ترکيبي از فرشته و شيطان بدانيم.
***
با تمام زنان میتوان خوابید اما با تعداد محدودی از آنها میتوان بیدار ماند.
***
احساس وظیفه در كار، نیكو و در روابط، آزاردهنده است. انسان ها تشنه محبت اند نه مراقبت.
***
گرفتاری این دنیا از این است كه نادان از كار خود اطمینان دارد و دانا از كار خود مطمئن نیست.
***
وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که میتوان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمیها را تکرار کرد.
***
بذر اندیشه و فكر بپاش، عمل و نتیجه درو كن.
***
من نمیدانستم كه تو را دوست دارم، تا اینكه آن را از زبان خودم شنیدم. برای لحظهای اندیشیدم: "خدایا من چه گفتم؟" و سپس فهمیدم كه آنچه درست است را گفتهام.
***
زندگی كردن بدون برخی از چیزهایی كه میخواهید، بخش ضروری شادمانی است.
***
راز شادمانی در این است: بگذارید دلبستگیهای شما تا حد امكان گسترده باشند. بگذارید واكنشهایتان نسبت به چیزها و اشخاصی كه به آنها دلبستگی دارید، به جای دشمنانه بودن، تا حد امكان دوستانه باشد.
***
اگر خوب زندگی كنی به حتم شاد نمی شوی، اما اگر شاد باشی خوب زندگی خواهی كرد.
***
در هر لحظه، یك چیز یگانه و تازه نهفته است.
***
بینش نسنجیده و نیازموده برای فراهم آمدن حقیقت كافی نیست، هر چند كه بسیاری از مهمترین حقایق نخست به این صورت تجلی كرده اند.
***
مردم متوحش مردم سخت گیرند.
***
كمتر رخ می دهد كه ترس، عمل عاقلانه ای را باعث شود و بیشتر منجر به عملی می شود كه آن خطری را كه ترس از آن برخاسته افزایش می دهد.
***
دلایل این ناتوانی مسخره و اندوهبار در اینكه چنان رفتار كنیم كه منافع همگان حكم می كند، در امور خارجی نیست، بلكه در طبیعت عاطفی خود ماست.
***
همكاری جهان با فن و صنعتی كه ما امروز داریم می تواند فقر را از میان بردارد و می تواند مرتبه ای از سعادت و رفاه را برای همه ی نوع بشر فراهم كند كه بشر هرگز به خود ندیده است.
***
جوهر عرفان چیزی نیست جز گونه ای قوت و عمق احساس نسبت به باورهایی كه انسان درباره ی جهان دارد.
***
انسانی كه امید و آرزویش از حدود زندگانی شخصی فراتر رفته باشد مانند انسانی كه آرزوهایش محدود باشد در معرض ترس نیست.
***
اگر بنا باشد كه جهان از فاجعه هایی كه آن را تهدید می كنند جان به در برد مردمان باید بیاموزند كه دامنه ی همدردی شان را گسترده تر سازند.
***
اگر امید و آرزوی شما منحصر به خودتان یا كشورتان یا طبقه تان یا پیروان باورتان باشد خواهید دید كه به موازات لطف و مهر و محبت شما عواطف خصمانه وجود دارد.
***
فلسفه نباید از زندگانی شخصی بكاهد، بلكه باید بر آن بیفزاید.
***
اگر آدمی آنقدر به غذا بی اعتنا باشد كه زرد و ناتوان شود، ما نباید او را تحسین كنیم؛ اما مردی كه از آگاهی به نیازهای خویش به مرحله ی همدردی با گرسنگان رسیده باشد سزاوار تحسین ما خواهد بود.
***
ما متوجه خواهیم شد كه محكمترین و تعصب آمیزترین باورهای ما آنهایی هستند كه كمترین دلیل ها برای درستی شان در دست است.
***
تا چهل سالگی كه مغزم خوب كار می كرد، به ریاضیات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگی كه ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم و در اواخر كه به كلی مغزم كار نمی كرد به سیاست!
***
فلسفه باید خطاپذیری ذهن بشر را به ما بفهماند.
***
انگیزه هایی كه مردمان را به فلسفه كشانده گوناگون است. با حرمت ترین انگیزه ها میل به شناختن جهان بوده است.
***
گرچه تقلید محض همیشه مردود است، از آشنایی با نثر خوب، ثمره ی بسیاری به دست می آید؛ به ویژه در پروراندن زیبایی وزن نثر.
***
راستش را بخواهید هر تقلیدی خطرناك است.
***
اینكه نظری را همه می پذیرند، نمی تواند دلیلی بر درست بودن آن نظر باشد. در حقیقت، با توجه به نادانی اكثریت نوع بشر، امكان نادرست بودن نظری كه همگان آن را می پذیرند بیشتر است تا عكس آن.
***
حاضر نیستم در راه باورهایم كشته شوم، چون ممكن است برخطا باشم.
***
از بین ده زن، نه زن پیش از به کار بردن تازیانه، آن را از دست مردان می گیرند.
***
عطش قدرت، خطرناك ترین پدیده خود سری مدیر است.
***
ترس از عشق، ترس از زندگی است و آنان كه از عشق دوری می كنند مردگانی بیش نیستند.
***
اگر تمامی ما قدرت جادویی خواندن افكار یكدیگر را داشتیم، نخستین چیزی كه در دنیا از بین می رفت عشق بود.
***
آرمانهای ما فقط با درآمیختن با جهان به ثمر می رسند و چون از جهان جدا شوند عقیم می مانند. اما آرمانی كه از حقیقت بترسد یا از پیش بخواهد كه جهان موافق خواهشهای او باشد توانایی این آمیزش را ندارد.
***
هرگز حاضر نیستم به خاطر عقایدم بمیرم، چون ممکن است عقایدم اشتباه باشند.

گزیده سخنان بتی جین ایدی
بدون عشق ، ما از هيچ ، نيز كمتر و ناچيزتريم ... ما روي زمين حضور داريم تا به يكديگر ياري رسانيم ، توجه و مهرباني ابراز داريم ، يكديگر را بفهميم و درك كنيم و سرانجام گذشت و اغماض داشته باشيم و ديگران را مورد بخشايش خويش قرار دهيم و به خدمت ديگران در آييم . ما به زمين آمده ايم تا براي هر موجودي كه در عالم فاني به دنيا آمده است ، احساس عشق و محبت داشته باشيم . ممكن است شكل و ظاهر دنيوي آنها به گونه اي باشد كه از پوستي سياه ، زرد يا گندمگون برخوردار باشند . ممكن است موجوداتي خوبرو ، زشت رو ، باريك اندام يا درشت هيكل و بالاخره فقير يا غني ، باهوش يا نابخرد باشند .
اما مهمترين درس اين است كه آنان را صرفا از شكل ظاهري شان قضاوت نكنيم.
***
تمام انسانهای روی زمین، دوست داشتنی نیستند. اما هنگامی که با شخصی رویا رو می شویم که به سختی می توانیم به او علاقمند شویم، اغلب به این دلیل است که چنین اشخاصی، ما را به یاد صفت مخصوص یا چیزی در وجودمان می اندازند که از حضور آن، به هیچ عنوان خرسند و راضی نمی باشیم.
***
خلقت و آفرینش روحانی را می توان به یکی از تصویرهای عکاسی معمول در روی زمین مقایسه و تشبیه کرد. در واقع خلقت روحانی، مانند تصویر چاپ شده ای، براق و درخشان است، در حالی که کره زمین، نگاتیو تیره و دقیق همان تصویر اولیه و واحد می باشد.
***
این خود ما هستیم که محیط اطرافمان را با افکاری که در ذهن داریم، می آفرینیم.
***
چنانچه به راستی از قدرت ترسناک و عظیم واژه ها و گفته هایمان مطلع بودیم، یقینا ترجیح می دادیم به جای سخن گفتن و ایجاد هرگونه افکار منفی، سکوت اختیار کنیم!
***
هنگامی که انسانی مبتلا به افسردگی حاد می شود، درست در برهه ای از زمان است که بیش از پیش به خود، و افکار و نیات باطنی خود می اندیشیده است و نوعی خودمحوری ایجاد کرده است.
***
خدمت به دیگران، دارویی تسکین بخش و بسیار نافذ و مقتدر، برای شفای روح و کالبد جسمانی ما به شمار می رود.
***
چنانچه یاد بگیریم از هر آن چه که در اختیار داریم، استفاده بهینه کنیم، باز هم بیش از پیش از خیر و برکات و شفای الهی دریافت خواهیم کرد. این قانونی انکارناپذیرست.
اگر نیکی کنیم، بدانسان نیز نیکی دریافت خواهیم داشت، و اگر بدی کنیم، بدی از آن ما خواهد شد. این نیز یکی دیگر از قوانین اساسی روحانی است.
***
هنگامی که بر زمین می خوریم، لازم است از جایمان برخیزیم، گرد و خاک لباسمان را بزداییم، و دیگر بار، به راهمان ادامه دهیم، چنانچه دوباره بر زمین افتادیم (حتی اگر میلیون ها بار بر زمین افتیم ...) هنوز نیاز داریم برخیزیم و به راهمان ادامه دهیم.
***
ظاهرا هنگامی که ما از دنیا می رویم و می میریم، هیچ کاری، مگر انتقال از مکانی به مکان دیگر را تجربه نمی کنیم. مرگ، یعنی همانا رفتن از وضعیتی، به وضعیت دیگر.

گزیده سخنان باربارا دی آنجلیس
در آغاز تنها عشق بود. حتی زندگی و پیدایش شما بر روی این کره ی خاکی نیز برخاسته از عشق است . این عشق بوده است که در یک لحظه مرد و زنی را آنچنان به سوی هم جذب کرده است تا از تلفیق و اتحاد عاشقانه ی بدن آن ها بذر شما متولد گردد.
***
آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نیز نفس می کشند ، دیگران را به سمت خود می کشانند.
***
هر چه عشق و شور زندگی بیشتری از خود ابراز کنید برای دیگران نیز بیشتر مقاومت ناپذیر خواهید شد و آن ها دیگر نخواهند توانست شما را نادیده بگیرند.
***
احساس شهوت تنها نقطه ی آغازین عشق ورزی و نمود فیزیکی و جسمانی نیاز و گرایشی محض و نامحدود به زمان است. چرا که هسته ی مرکزی عشق و جاذبه ی جسمانی نیز چیزی نیست جز میل و نیاز به آمیزش ، یگانگی ، نکاح و اتحاد با معشوق.گر چه در ظاهر این بدن شماست که بدن معشوق را لمس می کند اما در واقع این روح شماست که از طریق بدنتان به نوازش روح معشوق می پردازد.
***
از عشق و جاذبه جسمانی خود بپرسید : چرا می خواهی او را در کنار داشته باشی ؟ چرا می خواهی با او همبستر شوی ؟ سپس به زبان حال دل خود گوش دهید تا پاسخ را بیابید . خواهید دید که ندای کوچکی در اعماق قلب تان پاسخ خواهد داد : تا با او یکی بشوم و به یگانگی و وحدت وجود آغازین خود باز گردم.
***
عشق از آنجا که با معشوق پیوند می خورید آغاز می گردد و تا حرکت موزون و هماهنگی روح هایتان امتداد می یابد.
هنگامی که جان هایتان یکی می شوند ، آن گاه با تمامی وجود عشق خواهید ورزید.
دیگر چیزی بین شما نیست که از جنس عشق نباشد
پیوند مقدس همین است.
شور و شعف ، وجد و شادمانی واقعی هم ، این است.
***
تنها با عشق میان دلهای شماست که عشق میان شما عمق و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد.
***
عشق ماندگار هرگز بر جاذبه ی جسمانی میان شما و معشوق که همواره در حال تغییر است متکی نیست.
***
عشق واقعی از روح شما نشات می گیرد
این نوع از عشق ناب هنگامی که خود را در دل و جان دیگری می یابید شکل می گیرد و پیوند اعجاز گونه این دو را به جشن و سرور می نشیند.
***
درست در همان لحظه که عشق شما خود را به نوعی ابراز می کند حال چه از طریق آغوشی گرم ، نگاهی محبت آمیز یا رفتاری مهربانه ، به قلمرو بی زمان قلب گام نهاده اید
مهم نیست پیش از آن چه اتفاقی افتاده است . تنها این مهم است که چه اتفاقی خواهد افتاد.
تمامی آن چه براستی اهمیت دارد همین لحظه است . تنها این عشق است که مهم است. ب
***
منتظرنمانید عشق شما را پیدا کند
زمین حاصلخیزی بیافرینید تا بذر عشق به سادگی در آن جوانه زند و رشد کند
خود را تمام و کمال و تا آن جا که در توان دارید با صداقت تمام به رابطه تان متعهد و پای بند کنید
قدرت تعهد بذر عشق میان شما و معشوق را آبیاری خواهد کرد و به آن این امکان را خواهد داد تا در قلب شما به بار بنشیند.
***
به دنبال نکات مثبت و نقاط قوت دیگران باشید تا آن ها را پیدا کنید.
آن گاه دیگر بیست دقیقه با او باشید یا بیست سال تفاوتی نخواهد داشت
زمانی را که در این حال سپری کنید ، با عشق سپری می شود زیرا در تمام طول این مدت شما در جست و جوی همین عشق بودید و همین عشق بود که بدان دست می یافتید.
***
آن نوع از عشق که فراتر از بدن و جسم ماست هنگامی ظهور می کند که با تمام وجود و نه تنها با جسم خود به معشوق عشق بورزیم.
این عشق برتر تنها هنگامی خود را نشان می دهد که با فکر و ذهن و قلب و روح خود به فکر و ذهن و قلب و روح معشوق عشق بورزیم
سپس تمامی سلول های بدن ما از عشق به معشوق خواهد لرزید.
این همان عشقی است که در ایثار و از خودگذشتگی نهفته است.
***
شور زندگی ترانه ای است که عشق می سراید
شور زندگی همان عشق است که به حرکت در آمده است
عشق و شور زندگی هنگامی نصیب تان می شود که آتش عشق را گرامی بدارید و بیاموزید که همواره آن را روشن و فروزان نگه دارید.
***
شما قدرت و توان آن را دارید که زندگی ای رضایت بخش و سرشار از غنای روحی بیافرینید
شما توان آن را دارید که به زندگی خود معنا و هدفی برتر ببخشید
این توان تنها در عشق و شور زندگی شما نهفته است . جرات و شهامت آن را به خود راه دهید تا عشق و شور زندگی را با خود به هر کجا که می روید ببرید.
جرات و شهامت آن را به خود راه دهید تا عشق و شور و زندگی تان را به هر کس که خواستید و دوست داشتید نشان دهید.
***
هرگاه زندگی با عشق و شور را بر می گزینید زندگی نیز عشق و شور خود را برای شما بر خواهد گزید.
***
کارتان را با عشق انجام دهید
با شکر و قدردانی تمام به سر کار بروید
و با عشق و شور تمام به آن دل بدهید
این یگانه شغل و تنها وظیفه اصلی شما بر روی زمین است
اینکه عشق بورزید . می توانید آن را هر زمان یا در هر کجا نیز انجام دهید.
هرگاه خود را با تمامی وجود وقف لحظه لحظه ی شغل ، کار و نیز زندگی تان کنید . آن گاه موفقیت و دستیابی واقعی را تجربه خواهید کرد و رضایت و اقناع حقیقی را احساس خواهید نمود.
***
هر گونه فقدان یا کمبود اعتماد به نفسی که در خود احساس میکنید فقط توهمی بیش نیست. شما مخلوق با شکوه و بیکم و کاست خالقی مهربان و صاحب شعور هستید. شما مقتدرتر از آنید که حتی فکرش را هم بکنید.
***
تمامی آنچه به منظور خوشحالی و خوشبختی بدان نیاز دارید درون خودتان است.شما هستید که تصمیم می گیرید از آنچه اتفاق افتاده احساس خوشحالی و خوشبختی بکنبد با احساس بدبختی و درماندگی. تنها در این مواقع است که واقعا بر زندگی و سرنوشت خود مسلط می شوید و دیگر نمی کوشید چیزی را در بیرون از خود تغییر دهید.
***
زندگی روی کره زمین یک کلاس درس است و من وشما دانش آموزانی هستیم که باید درس هایی بیاموزیم. قرار نبوده زندگی ساده باشد، قرار نبوده راحت و بی دردسر باشد زندگی بدین منظور طراحی شده که شما را با چالش رشد و تغییر روبرو کند تا انسانی خودآگاه تر و مهربان تر و کمال یافته تر شوید.رشد و تغییر همواره فرایندی ساده و خوشایند نیست و می تواند بسیار ترسناک و دردناک نیز باشد.صرفا به این دلیل که چیزی ناخوشایند است یا از سرگذراندن آن راحت نیست به این معنا نیست که برای ما سودمند نیز نیست.تجارب خوشایند و سودمند همواره تفاوت هایی اساسی دارند.
***
تغییر نه تنها میسر و امکان پذیر، بلکه اجتناب ناپذیر است بنابراین خود را تسلیم جریان زندگی سازید.رها کردن آنچه دیگر به درد شما نمی خورد شما را آماده ی دریافت تمام هدایا و موهبت هایی می کند که انتظار شما را می کشند.اگر رشد و تغییر را خودتان انتخاب نکنید آنگاه چیز دیگری باید به شما کمک کند تا تغییر کنید حال می خواهید نام آن را خداوند بگذارید یا هوش برتر یا نیروی متعالی. رشد نکردن به اختیار شما نیست.
***
تمامی مشکلات و موانع و مصائب زندگی در واقع درس هایی آموزنده اند که به لباس مبدل در آمده اند بنابراین آن ها را گرامی بدارید و از آن ها بیاموزید. مشکلات و موانع از بین نخواهند رفت مگر اینکه آنچه را برای آموختن در چنته داند بیاموزید. فرق میان جنگجوبان و آدم های معمولی در این است که جنگجو همه چیز را به صورت چالش می نگرد در حالی که آدم معمولی همه چیز را یا نعمت و موهبت می بیند یا بدبختی و مصیبت.
***
تلقی شما از واقعیت ساخته و پرداخته ذهن شماست بنابراین بیاموزید که ذهنتان را دوستدار خود کنید.بخش اعظم آنچه در زندگی ما واقعی به نظر می رسد چیزی نیست جز فرافکنی فکر و ذهن ناواضح و ناروشن ما. افکارتان را خوتان انتخاب کنید تسلیم افکار تصادفی و سرگردان خود نشوید وبه فکر و ذهن خود اجازه ندهید که افکارتان را برایتان انتخاب کند.
***
ترس، سرزندگی و نشاط را از شما می رباید بیاموزید که جرات وشهامتتان را از ترستان قوی تر سازید.ترس درست به مانند خاکی است که راه بذر را سد کرده است چنانچه بذر بخواهدجوانه بزند و بشکفد و بروید باید خاک را کنار بزند و از آن بیرون بیاید. هیچ واقعه یا رویدادی به خودی خود ترسناک نیست ماییم که ترس خود را بر آن واقعه فرا می افکنیم.
***
تنها با عشق ورزیدن به گذشته و حال است که عشق را به آینده خواهید برد.
***
تمامی روابط آیینه هایی هستند که خودتان را به شما نشان می دهند و تمامی مردم نیز آموزگار شما به شمار می آیند.
***
تا زمانی که خودتان را دوست نداشته باشید و به خودتان عشق نورزید قادر نخواهید بود به کسی عشق بورزید یا از عشق کسی بهره مند شوید.
***
خود را به لحظه اکنون بسپار و امکانات آن را در خود راه بده
تصویر ذهنی خود را از آن چه باید باشد رها کن
تعابیر ، پیش فرض ها و پیش داوری های خود را رها کن
دست از کنترل وقایع و رویدادها بردار و آن ها را به حال خود رها کن. رها کن
حال شرایطی فراهم آورده ای تا اعجاز در آن ظهور کند
حال دریچه ای گشوده ای تا ناشناخته ها امکان ورود پیدا کنند
حال در قلب خود جایی برای عشق و شور زندگی باز کرده ای

گزیده سخنان بتهوون
همواره تقوي را به كودكان خود توصيه كنيد تنها تقوي عامل خوشبختي است نه پول.
***
ای انسان! خود به یاری خود برخیز!
***
بیشتر از هنرم به دانش خود مدیونم كه نگذاشت با خودكشی به زندگی ام خاتمه دهم.
***
بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم.
***
من برای شادمانی به دنیا نیامده ام، آمده ام تا كارهای بزرگ انجام بدهم.
***
موسیقی مانند كشوری است كه روح من در آن حركت می كند. در آنجا هر چیز، گلهای زیبا می دهد و هیچ علف هرزه ای در آن نمی روید. اما تعداد كمی از افراد می فهمند كه در هر قطعه از موسیقی چه شوری نهفته است.
***
هرگاه آسایش، درازمدت و بی دلیل باشد، به تنبلی می گراید.
***
من برای شادمانی به دنیا نیامده ام، من آمده ام تا كارهای بزرگ انجام بدهم.
***
موسیقی از فكر تراوش می كند و در قلب می نشیند.
***
من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی تواند سر مرا در برابر زندگی خم كند.
***
هنر من باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد.
***
من جز خوبی نشان دیگری كه نمودار برتری باشد، نمی شناسم.
***
تكامل باید هدف ابتدایی همه ی هنرمندان حقیقی باشد.
***
نمی دانم چه رازی بین هنرمندان حقیقی وجود دارد كه هیچ كدام به دنیا روی خوش نشان نمی دهند.
***
هنر و دانش، برگزیده ترین و بزرگوارترین انسانها را به هم می پیوندد.
***
هنر هم مانند زندگی فقط آزادی و پیشرفت است.
***
برای درمان بدبختی و دردهای بشر، دوایی بهتر از موسیقی وجود ندارد.
***
در جهان، چیزی برتر از محبت نمی بینم.
***
اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بكوش؛ زیرا آن شادی كه ما به دیگران می دهیم به خود ما بر می گردد.
***
زیانی كه از بیان حقی متوجه من گردد به مراتب مرا گوارا و دلپذیرتر است تا آنكه پنهان كردن مطلبی، ضرری به حقی برساند.

گزیده سخنان اونوره دو بالزاک
كمال زن در مادر بودن است. زنی كه مادر نباشد موجود ناقصی است.
***
مادر، یگانه موجودی است كه حقیقت عشق پاك را می شناسد.
***
بخشندگی را از گل بیاموز؛ زیرا حتی ته كفشی را كه لگدمالش می كند خوشبو می سازد.
***
حساسیت، عشق، تحمل و فداكاری، زندگی زن را تشكیل می دهد.
***
عشق، غریزه ی خاص خود را دارا است و می داند چگونه در قلبی نفوذ كند.
***
ایده ها سرمایه ای هستند كه فقط وقتی به دست افراد با استعداد و نابغه می افتند، ثمربخش می شوند.
***
سنت در هنر به منزله ی كتاب الفبا است، اما جز این ارزشی ندارد.
***
هدر دادن زمان گرانبها ترین هزینه ها به شمار می رود.
***
اساس خوشبختی های مادی بر اعداد و ارقام بنا شده است.
***
ازدواج های غیر متناسب مانند پارچه های ابریشمی و پشمی است كه سرانجام ابریشم، پشم را خواهد برید.
***
هیچ گاه در زندگی نمی توانید محبتی بهتر، بی پیرایه تر و حقیقی تر از محبت مادر خود بیابید.
***
دوست داشتن بدون امید، باز هم یك خوشبختی است.
***
عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج، شامگاه عشق.
***
هنر سخن گفتن چیزی جز هنر زندگی كردن نیست.
***
سعادت بسته به كار و جسارت است.
***
هنرمند راستین باید طرفدار اصل هنر برای هنر باشد.
***
استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد.
***
امید، بهترین پشتوانه و عالی ترین نقطه اتكاء است. همیشه امیدوار باشید و روح ناامیدی و یاس را از خود دور سازید.
***
خانه بدون زن، گورستان است.
***
وقتی زنها دوستمان می دارند، ما را از هر لحاظ به دیده عقل می نگرند؛ حتی جنایات ما را. ولی وقتی علاقه ای به ما نداشته باشند، ارزشی برای فضایل مان نیز قایل نمی شوند.
***
بزرگترین مانع بر سر راه ابراز اخلاص به دیگران، كنار نیامدن با خود است.
***
یك زن بدون عشق هیچ است؛ زیبایی بدون كامرانی پشیزی ارزش ندارد.
***
نابغه كسی است كه پیوسته افكارش را از قوه به فعل در می آورد.
***
اتلاف وقت، گرانترین خرجهاست.
***
عشق ورزیدن شغل بزرگی است. افرادی كه می خواهند به خوبی از عهده این كار برآیند، باید كاری جز این نكنند.
***
وظیفه هنر، پیروی از طبیعت نیست، بلكه بیان آن است.
***
زن خوش آیند و دوست داشتنی زنی است كه همه او را می بینند. به همین علت است كه هنرپیشگان این همه محبوبیت دارند.
***
به همان میزان كه بقال به كاسبی علاقه دارد، هنرمند از معامله بیزار است

گزیده سخنان ایمانوئل کانت
چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی : مثل من رفتار كن.
***
آرزوهای بشر پایان ناپذیر است. هرگاه به آرزویی رسید، آرزوی دیگری دارد.
***
اگر بتوان این پرسش را بیان كرد كه آیا ما در حال حاضر در یك عصر به روشنگری رسیده زندگی می كنیم؟ پاسخ باید این باشد كه خیر، اما یقیناً در یك عصر روشنگری زندگی می كنیم.
***
آگاهی، دانش سازمان یافته است و خرد، زندگی سازمان یافته.
***
حتی خشم آسمان برای زمین، فراوانی است.
***
روشنگری، پایان دوران كودكی خود تحمیل كرده ی نوع بشر است.
***
شعار روشنگری این است كه توانایی دنبال كردن فهم خود را داشته باش.
***
در دنیا دو چیز از همه زیباتر است؛ آسمان پرستاره و وجدان آسوده.
***
بهترین خوشی ها استراحت پس از كار است.
***
وجه تمایز انسان نه جسم او بلكه روحش است.
***
اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود، بیچاره ترین موجود روی زمین است.
***
موسیقی لذت بخش ترین هنرها است، اما چیزی به ما نمی آموزد؛ آنچه كه فكر و روح آدمی را تغذیه می كند و آموزنده است، شعر و شاعری است.
***
وظیفه ی اصلی دولتهای حقیقی آن است كه نگذارند به انسانها مانند شیء نگریسته شود و دست كم، محدودیت و نگاهبانی را به حداكثر آزادی افراد اعمال كنند.
***
شاعری، والاترین هنرها است.
***
هرگز با دیگران مثل ابزار كار رفتار نكنید، بلكه آنان را چون غایت و هدف بشمارید.
***
دو چیز در من شگفتی و ستایش همیشگی برمی انگیزد،آسمان پر ستاره بالای سرم و حکم اخلاقی درونم.
***
شیرین ترن نتیجه ی دقت و نظم، پیروزی است.
***
خدا را باور كنید، برای اینكه به چنین باوری محتاجید.
***
اخلاق باید بر هنر حكومت كند.
***
آنچنان رفتار كن كه رفتار تو بتواند به صورت قانون كلی درآید.
گزیده سخنان امام محمد غزالی
علم بیعمل، دیوانگی است و عمل بیعلم، شدنی نیست. علمی که تو را از معاصی باز ندارد و به اطاعت معبود وادار نکند، فردای قیامت تو را از آتش دوزخ باز نخواهد داشت. اگر امروز به دانشت عمل نکنی و درصدد جبران روزهای گذشته برنیایی، روز قیامت از آنانی خواهی بود که میگویند: خداوندا! ما را به دنیا بازگردان تا کار شایسته انجام دهیم، و آنگاه به تو میگویند: احمق! تو خود از آنجا آمدهای.
***
خوشیها و لذتها بر سه درجه است:
اول آنکه پست تر است مثل شکم و زیر شکم،خلق بیشتر آن بدانند و بدان مشغول باشند و دلیل پستی این است که همه حیوانات با وی در این امر شریک بلکه غالبند، همچون مگس و مور و کرم
دوم لذت غلبه و ریاست است که بعضی حیوانات با وی شریکند، همچون شیر و پلنگ.
سوم لذت علم و حکمت و معرفت حق تعالی که این را هیچ جانوری ندارد.
***
فرق مومن و دنیاطلب:
مومن به فکر و عبرت مشغول بُود و منافق به حرص و اَمَل.
مومن از همه کس نومید بُود مگر از حق تعالی و منافق به همه کس امید دارد مگر حق تعالی.
مومن مال فدای دین کند و منافق دین فدای مال کند.
مومن طاعت همی دارد و همی گرید و منافق معصیت همی کند و همی خندد.
مومن تنهایی و خلوت را دوست دارد و منافق در جمع بودن و ازدحام و شلوغی را.
مومن همی کارد و ترسد که ندرود و منافق نکارد و طمع دارد که بدرود.
***
ده اصل مهلکات عبارتند از:بخل،کبر،عجب،ریا،حسد،خشم،شهوت(طعام و سخن و...)،دوستی مال و جاه و حرص
ده اصل منجیات عبارتند از:توبه،پشیمانی بر گناه،صبر بر بلا،رضا بر قضا،شکر بر نعمت،برابر داشتن خوف و رجا،زهد در دنیا،اخلاص در طاعات،خلق نیکو با مردم و دوستی خدای تعالی
***
اگر طاعت شهوت داری،در تو صفت پلیدی،بی شرمی،حریصی،چاپلوسی،خسیسی،شماتت و حسد پدید آید و اگر مقهور گردانی ، در تو صفت قناعت،خویشتنداری،شرم،پارسایی و بی طمعی پدید آید...
***
بدان که سِحر دنیا آن است که خویشتن را به تو نماید چنان که تو پنداری که وی خود ساکن است وبا تو قرار گرفته در حالی که وی از تو بردوام گریزان است ولیکن به تدریج و ذره ذره حرکت می کند.ومثل وی چون سایه ای است که در وی نگری:ساکن نماید٬و وی بر دوام همی رود.و معلوم است که عمر تو چنین است:بر دوام می رود٬وبه تدریج هر لحظه کمتر می شود . و آن دنیاست که از تو می گریزد و ترا وداع می کند٬و تو از آن بی خبر!
***
بدان كه ريا كردن به طاعتهاي حق تعالي به شرك نزديك است، و هيچ بيماري بر دل پارسايان غالبتر از اين نيست كه چون عبادتي كنند خواهند كه مردمان از آن خبر يابند و جمله ايشان به پارسا اعتقاد كنند...
***
اصل خشم و غضب از آتش است که زخم آن به دل می رسد و نسبت آتش با شیطان است، آنجا که گفت: «خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ»(اعراف: 12) و کار آتش حرکت و ناآرامی است، در حالی که کار گل و خاک سکون و آرامش است و هر کس خشم بر او غالب شود، نسبت و شباهت او با شیطان بیش از آدم است.
***
همت در جان میباید داد و هزیمت در نفس و تن بر مرگ میباید نهاد؛ چرا که منزل، گورستان است و اهل قبور منتظرند تا ببینند چه موقع به آنان میپیوندی. پس مبادا که بیزاد و توشه بروی.
***
آنگونه که میپسندی زندگی کن، ولی بدان که عاقبت مرگ در انتظار توست.
.: Weblog Themes By Pichak :.
