تاريخ : جمعه 31 مرداد 1393 | 04:59 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

 

 



تاريخ : جمعه 31 مرداد 1393 | 04:18 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

 

 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 30 مرداد 1393 | 03:44 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه 29 مرداد 1393 | 04:09 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

 

 

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه 27 مرداد 1393 | 05:27 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

امپراتوری روم در قرن سوم میلادی با مشکلات بسیاری رو به رو شد. هجوم بیگانگان از هر سو ، رکود اقتصادی و جنگ های داخلی این دوره را به سده ی دشواری معروف کرد.
سلسله سوروسی
سپتیمیوس سوروس (197-211 میلادی) :
بعد از مرگ کومودوس ، جنگ های داخلی میان سرداران ارتش درگرفت که تا 197 میلادی ادامه یافت. در این سال ، سپتیمیوس سوروس قدرت را بدست گرفت و سلسله سوروسی را تاسیس کرد. سپتیمیوس علاقه ی فراوانی به ارتش و نظامیگری داشت و به همین دلیل از امور اقتصادی غافل شد.


سپتیمیوس ارتش روم را به 400 هزار نفر رساند ولی نتوانست ارزش پول روم یعنی دینار را بالا ببرد. ارزش دینار در زمان سپتیمیوس ، یک چهلم ارزش آن در زمان مارکوس آورلیوس بود. دولت مجبور شد تا سکه هایی با آلیاژهای ارزان تر ضرب کند ؛ در حالی که ، این اقدام تنها پول را بی ارزش تر ساخت.
سپتیمیوس در هنگام مرگش به پسرانش ، کاراکالا و گِتا ، نصیحت کرد که به دیگران بی توجهی کرده و سربازان را سیر کنند. این پند و اندرز او ، سیاست جانشینانش را شکل داد.


کاراکالا (211-217 میلادی ) :


پس از سپتیمیوس ، دو پسرش به طور همزمان به حکومت رسیدند اما کاراکالا می خواست خودش به تنهایی حکومت کند ؛ به همین دلیل ، برادرش ، گِتا را کشت و قدرت را در دست گرفت.


کاراکالا حتی از نرون هم خونریزتر بود. تنها اقدام مناسب وی ، اعطای حقوق شهروندی به سکنه آزاد روم در 212 میلادی بود که البته برای افزایش تعداد مالیات دهندگان انجام شد. کاراکالا در 217 میلادی بدست یکی از محافظانش به قتل رسید.
جانشینان او (ماکرینوس ، هلیو گابالوس و الکساندر سوروس ) ترور شده یا نتوانستند قدرت را در دستان خویش نگه دارند.


هجوم بیگانگان


در سالهای 235-284 میلادی بیش از 50 فرمانروا به حکومت رسیدند اما پس از مدت کوتاهی به زیر کشیده شده و تاج و تخت خود را از دست دادند.
این ناآرامی ها توام شد با هجوم بیگانگان به قلمرو روم. نخستین حملات در حدود 230 میلادی انجام شد که گروهی از ژرمن ها به کرانه های دانوب حمله کرده و آن جا را محاصره کردند. این حملات ، سازمان دهی شده نبود بلکه در اثر مهاجرت این اقوام برای یافتن سرزمین های تازه رخ داد.
سرشناس ترین این طوائف ، گوت ها بودند که در 251 میلادی توانستند امپراتور دِسیوس را در نبرد بکشند. گوت ها مدتی بعد به دو دسته تقسیم شدند : اوستروگوت ها یا گوت های شرقی که در ناحیه ی دریای سیاه باقی ماندند و ویزیگوت ها که ایالت رومی داکیا را تصاحب کردند.
هم زمان در 260 میلادی قوم خشن آلامانی به میلان امروزی رسیدند و امپراتور گالینوس با زحمت زیاد آنان را بیرون راند. گروهی دیگر نیز به گل و اسپانیا رفته و آن مناطق را ویران کردند. قبیله ی دیگری به نام هِرولی به آتن در یونان هجوم برده و آنجا را غارت کرد.
در شرق نیز حملات ساسانیان باعث مشکلات زیادی شد. در حدود 240 میلادی ، شاپور اول شاه ساسانی به شهرهای رومی در شام حمله کرد. در 254 میلادی او بر انطاکیه ، یکی از پر رونق ترین شهرهای سوریه مسلط شد. در 260 میلادی ، امپراتور والریانوس نیز شکست خورده و اسیرِ شاپور شد. از آن به بعد والریانوس مجبور بود ، هرگاه شاپور خواست سوار اسب شود ، خم گردد تا شاپور بر پشت او قدم بگذارد.

 

پیروزی شاپور اول بر والریانوس
همچنین در سوریه نیز اودناث ، حاکم شهر پالمیرا ، بر علیه رومیان شورش کرده و امپراتوری اش را تاسیس کرد. این موضوع برای رومیان خطری بزرگ بود ؛ زیرا ، اکنون آنها در حال از دست دادن سرزمین هایشان بودند.
پس از اودِناث ، همسرش ، زِنوبیا به مصر حمله کرده و آنجا را گرفت. سپس ، بخش هایی از آسیای صغیر را نیز تصاحب کرد.


نجات امپراتوری


از سال 268 میلادی ، امپراتوران لایقی موفق شدند آن را از سقوط نجات دهند. نخست در پاییز همان سال ، امپراتور کلاودیوس دوم ، قوم آلامانی بر قوم آلامانی پیروزیِ قاطعی بدست آورد و در سال بعد، لشکرکشی موفق آمیزی بر ضد گوت ها انجام داد که باعث شد به او لقب گوتیکوس بدهند.
آورلیانوس (270-275 میلادی ) جانشین او ، بر آلامانی ها و واندال ها پیروز شد و دیواری بزرگ به دور رم کشید ؛ چندین بار در دانوب بر گوت ها پیروز شد و در 273 میلادی ، با تسخیر پالمیرا ، حکومت زنوبیا را از میان برد و او را در ویلایی نزدیک رم ، سکونت داد.
در 284 میلادی رئیس سواران گارد سلطنتی ، دیوکلتیانوس پس از قتل امپراتور سابق ، که توسط یکی از افسران گارد کشته شده بود ، به حکومت رسید. او امپراتوری را امن و منظم کرد و آن را از سده ی دشواری ها خارج کرد. اگرچه ، این امپراتوری دیگر نتوانست به قدرت و شکوه پیشین بازگردد.

 

دیوکلتیانوس
منبع : این مطلب برگرفته از کتاب روم باستان اثر آلبرماله می باشد.

 



تاريخ : یکشنبه 26 مرداد 1393 | 06:43 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

پس از مرگ منتوحوتپ سوم ، فراعنه بی کفایتی بر کشور حاکم شدند که قدرت اداره ی امور را نداشتند . در همین زمان مدعیانی برای رسیدن به سلطنت پدیدار شدند. این مدعیان ، از گوشه و کنار سرزمین برخاستند. یکی از این مدعیان آمنمحت بود که از سرزمین نوبیا به پایتخت و سلطنت رسید.
او با قدرت فرعون را کنار زد و با تصاحب تاج شاهی ، آمنمحت اول نام گرفت. وی قدرت فرمانروایان محلی را کاهش داد و ارتشی بزرگ ایجاد کرد.و پایتخت را به ممفیس انتقال داد. او در سالهای آخر عمر خویش پسرش سنوسرت را به جانشینی خود برگزید و آنگاه به جنگ با مهاجمان نوبیا پرداخت و ۱۰ سال را در دشت های نوبه گذراند و سرانجام در راه پایتخت به دست یکی از اطرافیانش کشته شد.
فراعنه پس از آمنمحت ، بناهای زیادی را در کشور برپا کردند و حتی دامنه ی تجارت مصر را به حبشه و سوریه کشاندند. در این دوره معابد و مجسمه های وسیع و غول پیکری ساخته شد.
مصر در دوران سلطنت سنوسرت سوم و آمنمحت سوم به اوج خود رسید و به یک مدعی در دوران باستان تبدیل گشت. در این دوره ، مصر صاحب ثروت و قدرت بی شماری گشت و مقدمه ای برای قدرت دوچندان آن در قرون بعدی شد.
سقوط سلطنت میانه
در دوران سلسله سیزدهم ، فرمانروایان کنترل خود را بر مصر از دست دادند. ۱۳ سال بعد از مرگ آمنمحت سوم ، بر سر جانشینی او درگیری آغاز شد و کشور به سوی نابودی رفت. در همین هنگام اقوامی از آسیای غربی به مصر سرازیر شدند. این اقوام که هیکسوس ها ( حاکم بر سرزمینهای بیگانه ) نام داشتند ، در دوران هرج و مرج به مصر آمده و در دلتای شمالی ساکن شدند و سپس در سال ۱۶۷۴ قبل از میلاد ، حمله ی گسترده ای را به مصر آغاز کردند. مصریان پایداری زیادی کردند ولی داشتن سلاح های مسی و سنگ و همچنین نبرد با پای پیاده در مقابل ارابه های اسب کش دشمن و سلاح های برنزی آن، باعث شکست مصریان شد و هیکسوس ها با تصرف ممفیس ، سلطنت میانه را برچیدند و آواریس را در نزدیکی ممفیس به پایتختی خود برگزیدند.
امیدوارم این مطلب نظر شما را جلب کرده باشد و از این وبلاگ هم راضی باشید.




سنوسرت اول سنوسرت سوم

منبع
* کتات اسرار تمدن مصر باستان - بهنام محمد پناه - انتشارات سبزان

 



تاريخ : یکشنبه 26 مرداد 1393 | 06:21 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

درود بر شما دوستان عزیز و پارسیان سراسر جهان


در مطالب قبلی سخن ها گفتیم و حرف ها شنیدیم. همه ی شما حتی یک بار نام منشور حقوق بشر کوروش راشنیده اید. این بزرگمرد تاریخ ایران ، که به احتمال زیاد همان ذوالقرنین است ، پس از فتح بابل دستور تهیه منشور حقوق بشر را صادر کرد و این اولین منشور حقوق بشر در تاریخ است و ما پارسیان باید به ایرانی بودن خود افتخار کنیم و به خود ببالیم که این مرد بزرگ که در تاریخ رقیبی ندارد ، پادشاه ایران بوده است. از آن زمان ها بسیار گذشته ولی بهتر است بدانید که در آن زمان و در هنگام ساخت تخت جمشید به کارگران حقوق می دادند و از آن ها بیگاری نمی کشیدند. ما در این موضوع به اهرام مصر می پردازیم و به همه یادآور می شویم که بدانند ، فرق بزرگ میان ایران باستان و مصر باستان در کجاست ؟

" هرم بزرگ خئوپس "
مدت ها بین دانشمندان اختلاف بود که چرا آرامگاه های پادشاهان را به شکل هرم می ساختند ولی آنان پس از آزمایش های فراوان دریافتند که اگر برای مثال گوشت را در یک هرم بگذاریم ، دیرتر فاسد می شود و به همین دلیل آرامگاه های فراعنه را هرمی شکل می ساختند. قبل از آن فراعنه آرامگاه های مربعی یا مستطیلی شکل داشتند. در زمان های بعدی دیگر از هرم به عنوان آرامگاه استفاده نمی شد ؛ زیرا هم هزینه فراوان و کارگران بیشتری احتیاج داشت و همین طور ، با وجود تهدید های کاهنان مبنی بر وجود جادوی خطرناک مرگ در آرامگاه ها ، عده ای ریسک می کردند و به درون آرامگاه ها راه می یافتند و آن جا را سرقت می کردند. پس از آن زمان ، در دره ای بزرگ به نام دره شاهان آرامگاه های بزرگ و متعددی ساخته شد. یکی از معروف ترین این آرامگاه ها در دره شاهان ، آرامگاه توتانخامون فرعون جوان مصری است. این مقبره توسط هاوارد کارتر در سال 1922 میلادی گشوده شد. مقبره ای که طلا اندود بود و تا به حال به سرقت نرفته بود.اولین هرم به دست ایمحوتپ پزشک و وزیر زوسر ، فرعون مقتدر سلسله ی سوم ، ساخته شد. این هرم پلکانی است و اولین هرم سنگی در تاریخ جهان به شمار می رود. هنگام ساخت این اهرام و آرامگاه ها به کارگران هیچ گونه مزدی داده نمی شد و این در حالی بود که خزانه سلطنتی پر بود.بزرگترین هرم ، متعلق به فرعون خوفو است که خئوپس هم نامیده می شود. آماده سازی پی این هرم حدود 10 سال طول کشید و هر روز صدها کارگر از آن سوی نیل تخته سنگ های 5/2 تنی را حمل می کردند و در نیل روی کرجی سوار کرده و دوباره روی زمین حمل می کردند و آن سنگ ها را به محل ساخت هرم می برندند و در آن جا سنگ تراشان سنگ ها را صیقل داده و سپس سنگ ها را به محل قرار گرفتن آن ها می بردند. ساخت هرم بزرگ 20 سال طول کشید و به گفته هرودوت 000/100 کارگر را برای این کار استخدام کرده بودند. سخت ترین مرحله کار هنگامی بود که باید سنگ درخشان نوک هرم را در سرجایش می نشاندند و پس از این کار ، ساخت هرم خوفو پس از 20 سال به پایان رسید. خوفو هرمی بزرگ و مجسمه ابولهول را به جا گذاشته است. اما در هنگام ساخت تخت جمشید کارگران مزد می گرفتند و نه یک مزد بخور و نمیر بلکه شکوفایی اقتصادی به حدی رسیده بود که همه رعایا در خانه خود حداقل کمی سیم و زر داشتند. پس خودمان باید اظهارنظر کنیم که کدام یک بهتر است ؟

منبع:http://civilizations.blogfa.com



تاريخ : یکشنبه 26 مرداد 1393 | 06:07 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

ده فرمانده‌ی بزرگ و موفق تاریخ جهان (+عکس)


در طول تاریخ مردان زیادی با علم و بینش نظامی خود به پیشرفت های قابل توجهی رسیده اند اما تنها برخی از آنها لایق صفت برترین فرماندهان نظامی هستند. در زیر لیست ۱۰ فرمانده ی برتر نظانی در تاریخ جهان را می بینید.

۱۰. جورجی ژوکوف


جورجی ژوکوف فرمانده ی ارتش سرخ بود که در جریان جنگ جهانی دوم باعث پیروزی اتحاد جهاهیر شوروی، پیشروی در بیشتر قسمت های اروپای شرقی و محاصره ی برلین شد. او یکی از بزرگترین قهرمانان روسیه و همچنین شوروی سابق است. بعد از سقوط آلمان او فرمانده ی منطقه ی اشغالی شوروی در آلمان بود.

۹. آتیلا هون

آتیلا هون فرمانده ی امپراطوری هونیک بود که از آسیای مرکزی تا آلمان کنونی کشیده شده بود. وی یکی از خونخوار ترین دشمنان امپراطوری روم شرقی و غربی بود. آتیلا به خاطر ستمگری مشهور بوده او دو بار به بالکان و فراسه ی امروزی لشکر کشی کرد.

۸. ویلیام فاتح


ویلیام فاتح رهبری هجوم لشکر نورماندی به انگلستان را بر عهده داشت. این آخرین باری بود که کشور انگلستان توسط یک ارتش بیگانه فتح شد. ارتش او در جنگ هیستینگز ارتش انگلستان را به عقب راند و تا شهر لندن پیشروی کرد. مقاومت ارتش انگلستان بی ثمر بود و ویلیام حکومت انگلستان را به دست گرفت. او در فرهنگ سنتی آنگلو- ساکسون انگلستان تغییرات زیادی ایجاد کرد و فرهنگ جدید آنگلو- نورمن را بوجود آورد.

۷. آدولف هیتلر


هیتلر رهبری آلمان نازی و ارتش متقین را در اکثر قاره ی اروپا و بخشی از قسمت های آسیا و آفریقا بر عهده داشت. او در جنگ جهانی دوم بر ارتش فرانسه غلبه کرد و در عین حال آمریکا، انگلستان و روسیه را نیز به عقب راند.ارتش او با تکیه بر تاکنیک های حمله ی نظامی به پیروزی های بسیاری دست یافتند. هیتلر در نهایت در جنگ شکست خورد و خودکشی کرد.

۶. چنگیز خان

چنگیز خان پایه گذار امپراطوری مغول، بزرگترین امپراطوری به هم پیوسته در جهان بود. امپراطوری مغول بخش وسیعی از آسیای مرکزی را اشغال کرد. او این کار را از طریق متحد کردن قبایل چادر نشین و پیمان بستن در شمال شرقی آسیا انجام داد، به تدریج بیشتر چین را به تصرف خود در آورد و در آسیا پیش روی کرد. امپراطوری مغول تا جایی پیش رفت که بیشتر منطقه ی اوراسیا و بخش های قابل توجهی از اروپای شرقی، آسیای مرکزی و خاورمیانه را تحت سلطه ی خود در آورد. او این پیشرفت ها را مدیون هوش بالا و تاکتیک های نظامی فوق العاده اش بود.

۵. هانیبال بارکا

هانیبال از طریق کوه های آلپ به امپراطوری قدرتمند روم حمله کرد و رومی ها را در طی چندین جنگ شکست داد. او شخصاً در هیچ مبارزه ای شکست نخورد و بعد از پیروزی بر رومی ها به مدت ۱۰ سال ارتش خود را در ایتالیا مستقر کرد. او را به عنوان یکی از بزرگترین متخصصین تدابیر جنگی در طول تاریخ می شناسند به طوری که برخی از دشمنانش از تدابیر و روش های او در جنگ آوری استفاده می کردند.

۴. ناپلئون بناپارت

ناپلئون در جریان انقلاب فرانسه یک ژنرال بود و بعد ها کنترل کامل جمهوری فرانسه را به دست گرفت و به امپراطور فرانسه تبدیل شد. او پاشاه ایتالیا، میانجی کنفدراسیون سوئیس و محافظ کنفدراسیون راین بود. زمانی که به جزیره ی البا تبعید شد، روش حکومت و اقتصاد این جزیره را هم تغییر داد.


۳. ژولیوس سزار

ژولیوس سزار کنترل کامل جمهوری روم و ارتش های وابسته به آن را در دست داشت. او در جنگ داخلی دشمنان را شکست داد و در جنگ های خارجی نیز بر علیه چندین متحد پیروز شد. او در نهایت توسط بروتوس (یکی از نزدیکانش) به قتل رسید.


۲. اسکندر کبیر


اسکندر کبیر بیشتر جهانی را که در آن زمان شناخته شده بود تا قبل از ۳۰ سالگی درنوردید. او امپراطوری باشکوه ایران را از بین برد، ارتشی بسیار بزرگتر از داریوش سوم ایجاد کرد و باعث رخنه کردن فرهنگ هلنی در تمام سرزمین تحت تسلط خود شد.


۱. کوروش بزرگ

کوروش بزرگ بنیان گذار امپراطوری هخامنشی در امپراطوری های ماد، لیدیا و نئو- بابلی بود. امپراطوری او درسه قاره گسترده شده بود. برخلاف بسیاری از سایر رهبران نظامی، به خاطر زیر ساخت های سیاسی که ایجاد کرد، امپراطوری او تا مدت ها بعد از مرگش استوار ماند. بسیاری عقیده دارند که او در دستاوردهایش از اسکندر کبیر هم موفق تر بوده است.


منبع : ایران ویج

 



تاريخ : شنبه 25 مرداد 1393 | 11:09 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)

 

بین النهرین بخشی از قلمرو ایران

 


پس از تصرف بین النهرین، این سرزمین به مدت زیادی زیر تسلط هخامنشیان قرار داشت. البته در این مدت ـ که بیش از ۲۰۰ سال طول کشید ـ بابلی ها و مردم سراسر بین النهرین، شورش هایی را علیه هخامنشیان انجام دادند که البته ناموفق بودند. در یکی از این شورش ها، خشایارشا پسر داریوش بزرگ دستور داد، همه شورشیان را از بین برده و همچنین مجسمه ای را که معروف است، هرکس می خواسته در بابل پادشاه شود، باید با آن دست می داد، را از بین ببرند تا دیگر کسی جرئت نکند در بین النهرین و مخصوصا بابل، که مرکز شورش های بین النهرین بوده، ادعای پادشاهی بکند. اوضاع به همین صورت باقی ماند تا آنکه اسکندر مقدونی، پادشاه یونان و مقدونیه، به ایران حمله کرد و در اربیل، داریوش سوم، پادشاه ایران را شکست داد. پس از این پیروزی، تمامی شهرهای میان دورود دروازه های خود را یکی پس از دیگری، به روی اسکندر گشودند و او را پادشاه خود خواندند. اما دیری نپایید که اسکندر در سن ۳۲ سالگی در بابل مریض شد و درگذشت.


اسکندر مقدونی
پس از درگذشت او ، قلمروش تجزیه شد و میان سردارانش تقسیم شد. بین النهرین ، ایران ، سوریه ، فلسطین و قسمتی از ترکیه به سلوکوس رسید و او حکومت سلوکیان را در این نواحی تاسیس کرد. بیش از یک قرن بعد، حکومت سلوکیان به وسیله پارت ها که از اقوام آریایی ساکن در ایران بودند، از بین رفت و بین النهرین جز ء قلمرو ایران شد. این سرزمین تا پایان دوره ساسانیان در ایران، بین حکومت های ایرانی ( اشکانیان و ساسانیان ) و امپراتوری روم دست به دست شد و هیچ وقت، به طور کامل به طرفین جنگ نرسید. عاقبت اعراب مسلمان موفق شدند بین النهرین را تصرف کنند و به عمر بین النهرین باستان خاتمه بدهند.

 

منبع: http://civilizations.blogfa.com

 

 


تاريخ : شنبه 25 مرداد 1393 | 10:36 | نویسنده : aikidokaishinki | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...6061626364...66صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران