
زندگینامه مجتبی کاشانی
مجتبی کاشانی در سال1327 در شهرستان مشهد متولد شد .ایشان بعنوان شاعر ، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی فعالیت داشته اند و از سال ۱۳۴۹فعالیت ادبی خود را در زمینه شعر و نویسندگی آغاز نمودند و صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه یاوری بوده اند.
مجتبی کاشانی بنیانگذار « جامعه یاوری فرهنگی » است که هدف آن ایجاد مدارس و مراکز آموزشی و فرهنگی در مناطق محروم کشور است.این موسسه در زمان حیات ایشان بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی ساخته است.
مقالات و شعرهای مجتبی كاشانی سرشار از حس انسان دوستی، عشق و امید است.مرحوم کاشانی از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت درکشورمان تلاش فراوان کرد. او علاوه بر بنیان گذاشتن « جامعه یاوری فرهنگی » در زمینه ی مدیریت منابع انسانی نیز مطالعاتی انجام داد.محتبی کاشانی پس از سالها مطالعه درباره ی مدیریت ژاپنی و تطبیق آن با آموزه های ایرانی، نظریه ای را سامان داد که از آن به عنوان «نقش دل در مدیریت» یاد می کرد وبا همین نام نیز کتابی منتشر ساخت.او در نظریهاش تاکید میکند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد. جسم او، دل او و مغز او هر سه، در بوجود آمدن نتیجهٔ کار نقش دارند و از فعالیت هریک فرآوردهای حاصل میشود:
فرآوردۀ دل: انگیزه
فرآوردۀ مغز : اندیشه
فرآوردۀ جسم : کار عملیاتی و فیزیکی
سرانجام در غروب پاییـزی 23 آذرماه 1383 جان به جان آفرین تسلیم کرد و روح سراسر عشق و ایمانش به آسمان ابدیت پرواز كرد!...
قسمتی از وصیتنامه مجتبی کاشانی:
درود بر خداند که مرا آفرید و قلب از آفرینش یاد و عشق خود را در قلب من جای داد...
حاصل عمر من برای ملتم و برای کشورم تا این تاریخ ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در جامعه یاوری ساختیم.
پنج کتاب شعر که برای مردم و به عشق خداو آن ها سروده شده استو تعدادی کارخانه منظم و بهداشتی شده و هزاران کارگر و کارمند و متخصص فرهنگ یافته صنعتی است .امیدوارم از آنها پاسداری شود.
عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش ابروی تو باد
کتابهای مجتبی کاشانی :
به همین آسانی ، پل ، دانه باشیم نه سیب ، به آیندگان ، خویش را باور کن ،باران عشق ،روزنه و...

زندگینامه علیرضا قزوه
" عليرضا قزوه " در بهمن 1342 در گرمسار به دنيا آمد . تحصيلات مقدماتي را در زادگاهش به پايان رساند . قزوه از سال 1365-1364 به سمت ادبيات عرب کشيده شد . و رساله فوق ليسانس او در زمينه ادبيات و شعر معاصر تاجيکستان مي باشد . قزوه در 1377 به عنوان رايزن فرهنگي تاجيکستان انتخاب شد .
قزوه در قالب شعر سپيد و غزل ، اشعار زيبا ، محکم و دلنشيني دارد .
قزوه همچنين در نويسندگي و تاليف نيز دستي توانا دارد .
وی تاکنون در مسئووليت هاي مختلفي چون : واحد ادبيات (شعر) حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ، مسئووليت صفحه ادبي روزنامه اطلاعات (بشنو از ني) ، همکاري با رايزني فرهنگي ايران در کشور تاجيکستان ، دبير کنگره سراسري شعر دفاع مقدس در استان کرمانشاه و ... را برعهده داشته است .
کتابهای علیرضا قزوه: از نخلستان تا خیابان ، عشق علیه السلام ، با کاروان نیزه ، سوره انگور ، قطار اندیمشک و ترانه های جنگ ، پرستو در قاف و...

زندگینامه فردوسی
حکیم ابوالقاسم حسن پور علی توسی نامور به فردوسی ،بر پایه دیدگاه بیشتر پژوهشگران امروزی، در سال ۳۱۹ شمسی هجری خورشیدی (۳۲۹ ه.ق./۹۴۰ میلادی) در روستای باژ (پاز امروزی) در شهر طوس خراسان دیده به جهان گشود.محمدامین ریاحی، با درنگریستن گفتههایی که فردوسی از سن و ناتوانی(«کنون عمر نزدیك هشتاد شد/امیدم به یک باره بر باد شد»و «کنون سالم آمد به هفتاد و شش/غنوده همه چشم میشار فش» خود را هشتادساله و بار دیگر هفتاد وشش ساله خواندهاست) خود یاد کردهاست، این گونه برداشت کردهاست که فردوسی میبایستً پیش از سال ۳۹۸ ازجهان رفته باشد.پس از مرگ، از به خاکسپاری پیکر فردوسی در گورستان مسلمانان جلوگیری شد و سرانجام در باغ خود وی یا دخترش در طوس به خاک سپرده شد.
نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته شده و ستوده شدهاست. شاهنامهٔ فردوسی به بیشتر زبانهای زنده جهان برگردانده شدهاست.شاهنامه پر آوازه ترین سروده فردوسی و یکی از بزرگ ترین نوشتههای ادبیات کهن فارسی میباشد. فردوسی برای سرودن آن نزدیک به پانزده سال -بر پایه شاهنامهٔ ابومنصوری- تلاش نمود ، و سر انجام آن را در سال ۳۷۲ خورشیدی به پایان رساند. فردوسی از آنجا که به گفت خودش «هیچ پادشاهی سزاواری پیشکش شدن شاهنامه را نیافته بود («ندیدم کسی کش سزاوار بود»)»، برای چندی آن را پنهان نگه داشت و در این زمان بخشهای دیگری نیز به شاهنامه افزود.
پس از گذشت ده سال (نزدیک به سال ۳۸۲ هجری شمسی در سن شست و پنج سالگی) فردوسی که تهی دست شده بود و فرزندش را نیز از دست داده بود، بر آن شد که شاهنامه را به«سلطان محمود» پیشکش کند. ازاین رو ویرایش نوینی از شاهنامه را آغاز کرد و بخشهایی از شاهنامه را که در ستایش پیشینه کهن و شاهان باستانی ایران بودند ، را با سرودههایی در رسای «سلطان محمود» و نزدیکانش جایگزین کرد. ویرایش دوم در سال ۳۸۸ هجری شمسی پایان یافت (به باور تقیزاده در سال ۳۸۹) که نزدیک به پنجاه هزار تا شست هزار بیت داشت. فردوسی آن را در شش یا هفت نسک برای سلطان محمود فرستاد.
به گفته خود فردوسی«سلطان محمود» به شاهنامه نگاه نکرد و پاداشی هم برای وی نفرستاد. از این رویداد تا پایان زندگانی، فردوسی بخشهای دیگری نیز به شاهنامه افزود که بیشتر به پشیمانی و به امید بخشش بودن برخی از نزدیکان «سلطان محمود» مانند «سالار شاه» پرداختهاست.
در همان سالهای آغازین پس از مرگ فردوسی ناسازگاری و کینه ورزی با شاهنامه آغاز شد که بیشتر به سبب سیاستهای ایران ستیزانه دربار عباسیان و مدارس نظامیه پدید آمد.سلطان محمود پس از چیرگی بر ری در سال ۴۰۷ شمسی، مجدالدولهٔ دیلمی را به سبب خواندن شاهنامه سرزنش کردهاست (ریاحی ۱۳۸۰، ص ۱۶۰). نویسندگانی نیز، مانند فرخی سیستانی («گفتا که شاهنامه دروغ است سربهسر») و معزی نیشابوری («من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سمر») گرفته تا انوری («در کمال بوعلی نقصان فردوسی نگر/هر کجا آید شفا شهنامه گو هرگز مباش») فردوسی را سرزنش کردهاند. گمان میرود که اینان به سبب خوشنود سازی سردمداران ایران ستیزی که از فردوسی دل خوشی نداشتهاند، شاهنامه را دروغ، پر از کاستی، یا بیارزش دانستهاند.
بعد از انقلاب نیز فردوسی در میان چهر های شاخص دشمنانی داشت ،مانند مرتضی مطهری:فردوسی با شاهنامه افسانهای خود که کتاب شعر (یعنی تخیّلات و پندارهای شاعرانه) است خواست باطلی را در مقابل قرآن عَلم کند؛ و موهومی را در برابر یقین بر سر پا دارد. خداوند وی را به جزای خودش در دنیا رسانید، و از عاقبتش در آخرت خبر نداریم.
به سبب زیاد بودن شمار دوستداران فردوسی در رده جهانی، پژوهشهای فراوانی دربارهٔ وی و شاهنامه انجام گرفتهاست. ژول مول، تئودور نولدکه، سید حسن تقیزاده، هانری ماسه، فریتز ولف، عبدالحسین نوشین، محمد قزوینی، و ایرج افشار از دسته به نام ترین پژوهشگران دربارهٔ فردوسی هستند.

زندگینامه فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد به سال 1313 در تهران متولد شد.فروغ فرخزاد در ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ در سن ۳۲ سالگی بر اثر تصادف اتومبیل بدرود حیات گفت.
فروغ با مجموعههای «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» در قالب شعر نیمایی کار خود را آغاز کرد. سپس آشنایی با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز سرشناس ایرانی و همکاری با او، موجب تحول فکری و ادبی در فروغ شد. وی در بازگشت دوباره به شعر، با انتشار مجموعه «تولدی دیگر» تحسین گستردهای را برانگیخت، سپس مجموعه «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» را منتشر کرد تا جایگاه خود را در شعر معاصر ایران به عنوان شاعری بزرگ تثبیت نماید.فروغ فرخزاد در روز ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی با اتوموبیل جیپ شخصیاش، بر اثر تصادف در جاده دروس-قلهک در تهران جان باخت. جسد او، روز چهارشنبه ۲۶ بهمن با حضور نویسندگان و همکارانش در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
آرزوی فروغ ار زبان خودش: «آرزوی من آزادی زنان ایران و تساوی حقوق آنها با مردان است» «من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان میبرند، کاملا واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار میبرم.»
آثار فروغ:
اسیر ، دیوار ، عصیان ، تولدی دیگر ، ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

زندگینامه غاده السلمان
غادة أحمد السمان نویسنده، شاعر و متفكر سوری در سال 1942 در دمشق متولد شد.
پدرش مرحوم دکتر احمد السّمان، رئیس دانشگاه سوریه و در يک دورهی زمانی وزیر آموزش و پرورش بود که خویشاوندی دوری با نزار قبانی شاعر معروف دارد.
نخستین كارهای غاده السمّان تحت نظارت و تشویقهای پدرش در نوجوانی به چاپ رسید.تحصیلات دانشگاهی را در رشته ی ادبیات انگلیسی از دانشگاه سوریه به پایان رساند و فوق لیسانس خود را در دانشگاه آمریكایی بیروت و دكتری ادبیات انگلیسی را در دانشگاه لندن گذراند.
نخستین مجموعه ی قصه ی او با نام «چشمانت سرنوشت من است» در سال 1963 منتشر شد.
در سال 1969 با دكتر بشیرالداعوق ازدواج كرد كه صاحب انتشارات «دارالطلیعه» و استاد دانشگاه و مدیر سابق بانك است.
اثر «به تو اعلان عشق میكنم» كه در سال 1976 به چاپ رسید،از مجموعه قصههای اوست كه او را به عنوان یك زن نویسنده به جهان معرفی كرده است. غاده السمّان، زنی است كه با هویّت زنانهاش اشعاری ساده و فصیح را با افكاری منحصر، به جهان تقدیم كرده است و در قصههایش از دردها و رنجهای مردم لبنان سخن رانده است. «كوچ بندرهای قدیمی» مجموعه قصه كه در سال 1973 چاپ شد. اگرچه غاده السمّان در عرصههای مختلف ادبی فعالیت دارد، امابیشتر به عنوان نویسنده مشهور است.
رمان «كابوسهای بیروت» نیز در سال 1976به چاپ رساند.مجموعه قصه او با نام «ماه چهارگوش» در سال 1998 از سوی دانشگاه آركانزاس آمریكا برنده ی جایزه ی ادبی شد. و رمان دیگر او با نام «بیروت 75» به زبان اسپانیولی در سال 1999 جایزه ی ملی اسپانیا را به خود اختصاص داد.
از دیگر آثار او میتوان به مجموعه شعرهای «عشق» 1973، «شهادت میدهم برخلاف باد» 1987، «غمنامهای برای یاسمنها» 1996، «زنی عاشق در میان دوات» 1995، «ابدیت، لحظه عشق» 1999 نام برد. بیشتر آثار او در ایران به وسیله ی دکتر عبدالحسین فرزاد ترجمه و انتشار یافته است

زندگینامه فخرالدین عراقی
شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر بن عبدالغفار همدانی، معروف به فخرالّدین عراقی ۶۱۰ ه.ق در کمیجان اراک بدنیا آمد و در هشتم ذیقعدة سال ۶۸۸ ه. ق در شهر دمشق درگذشت.
عراقي يکي از بزرگترين شاعران و عارفان زمان خویش بود. وی در نثر فارسي کتاب بسيار معروفي به نام "لمعات"در تصوف تأليف کرده است که در نهايت شور و زیبا نوشته شده است و انشاي عاشقانه بسيار لطيفي دارد.
فخرالدین عراقی پس از تکمیل آموزش قرآن برای ادامة تحصیل از کمیجان به همدان رفت و در آنجا تحصیل کرد.وی در کودکی قرآن را از بر نمود و میتوانست آن را به آواز شیرین و درست قرائت کند. وقتی که هفده ساله بود به هندوستان رفت و به شاگردی شیخ بهاء الدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج کرد.
بعد از مرگ شیخ بهاءالدین در حالیکه، عراقی را جانشین خود کرده بود عراقی عزم مکه و مدینه کرد، و پس از حج در قونیه، به خدمت صدرالدين قونيوي رسید. وی پس از سالها اقامت در روم جانب شام رفت و در هشتم ذیقعدة سال ۶۸۸ ه. ق در شهر دمشق چشم از جهان فروبست.

زندگینامه فرخی یزدی
محمد فرخی یزدی، شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات صدر مشروطیت . در سال 1267 در یزد دیده به جهتن گشود. وی سردبیر نشریات زیادی از جمله روزنامه طوفان بود. او همچنین نماینده مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در شب25 مهر ماه 1318 در زندان قصر کشته شد. مدفن او نامعلوم است.
فرخی علوم مقدماتی را در یزد فرا گرفت. قدری در مکتبخانه و مدتی در مدرسه مرسلین انگلیسی یزد تحصیل نمود. فرخی تا حدود سن ۱۶ سالگی تحصیل کرد و فارسی و مقدمات عربی را آموخت. وی در حدود سن ۱۵ سالگی به دلیل اشعاری که علیه مدرسان و مدیران مدرسه یزد میسرود، از مدرسه اخراج شد.
فرخی شاعری را از کودکی آغاز نمود. فرخی خود معتقد بود که طبع شعرش از مطالعه اشعار سعدی بخصوص رباعی زیر به شعر میل کردهاست.
در نوروز سال ۱۳۲۷ هجری قمری، فرخی(برخلاف سایر شعرای شهر که معمولاً قصیدهای در مدح حاکم و حکومت وقت میساختند) شعری در قالب مسمط ساخت و در مجمع آزادیخواهان یزد خواند. در پایان این مسمط ضمن بازخوانی تاریخ ایران، خطاب به ضیغمالدوله قشقایی حاکم یزد چنین گفت:
خود تو میدانی نیم از شاعران چاپلوس
کز برای سیم بنمایم کسی را پایبوس
لیک گویم گر به قانون مجری قانون شوی
بهمن و کیخسرو و جمشید و فریدون شوی
به همین مناسبت حاکم یزد دستور داد دهانش را با نخ و سوزن دوختند و به زندانش افکندند. تحصن مردم یزد در تلگرافخانه شهر و اعتراض به این امر موجب استیضاح وزیر کشور وقت از طرف مجلس شد. ولی وزیر کشور بهکلی منکر وقوع چنین واقعهای شد. دو ماه بعد فرخی از زندان یزد فرار کرد و شعر زیر را با ذغال بر دیوار زندان نگاشت:
به زندان نگردد اگر عمر طی
من و ضیغمالدوله و ملک ری
به آزادی ار شد مرا بخت یار
برآرم از آن بختیاری دمار
فرخی درباره دوخته شدن لبانش سرودهاست:
شرح این قصه شنو از دو لب دوختهام
تا بسوزد دلت از بهر دل سوخته ام
در اواخر سال ۱۳۲۸ هجری قمری، فرخی به تهران کوچ نمود و در آنجا مقالات و اشعار مهیجی را در باره آزادی در روزنامهها به نشر سپرد. وی در جریان جنگ جهانی اول، رهسپار بغداد و کربلا شد، در آنجا تحت پیگرد انگلیسیها قرار گرفت. وی هنگامی که به طور ناشناس عزم ورود به ایران، از طریق موصل را داشت به دست سربازان روسیه مورد سوء قصد قرار گرفت. در دوران نخست وزیر وثوقالدوله، با قرارداد ۱۹۱۹ مخالفت نمود و به همین سبب مدتها در زندان شهربانی محبوس شد. با وقوع کودتای سوم اسفند، همراه با بقیه آزادیخواهان بازهم مدتی را در باغ سردار اعتماد زندانی گردید.
فرخی در سال ۱۳۰۰ شمسی در تهران روزنامه طوفان را منتشر ساخت. طوفان در طول مدت انتشار بیش از پانزده مرتبه توقیف و باز منتشر شدهاست. گاه نیز به سبب زندانی شدن فرخی، انتشار روزنامه دچار وقفه گردیدهاست. در مواقعی که روزنامه طوفان توقیف میشد، فرخی با در دست داشتن مجوز و امتیاز سایر روزنامهها همچون «پیکار»، «قیام»، طلیعه آئینه افکار» و «ستاره شرق» مقالات و اشعار خود را منتشر مینمود.
در سال ۱۳۰۷ خورشیدی، فرخی یزدی به عنوان نماینده مجلس شورای ملی در دوره هفتم قانونگذاری، از طرف مردم یزد انتخاب گردید و به همراه محمدرضا طلوع، تنها نمایندگان بازمانده در جناح اقلیت را تشکیل دادند. با توجه به اینکه تمامی بقیه وکلا حامی دولت رضاشاه بودند، فرخی مرتبا از سایر وکلا ناسزا میشنید و حتی یکبار در مجلس توسط حیدری، نماینده مهاباد مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت. از آن پس با اظهار اینکه حتی در کانون عدل و داد نیز امنیت جانی ندارد، ساکن مجلس شد و پس از چند شب، مخفیانه از تهران فرار نمود.
وی از طریق شوروی به آلمان رفت و مدتی در نشریهای به نام «پیکار» که صاحبامتیاز آن غیرایرانی بود، افکار انقلابی خود را منتشر ساخت. در ملاقاتی با عبدالحسین تیمورتاش فریب وعده او را خورد و از طریق ترکیه و بغداد به تهران بازگشت و بلافاصله تحت نظر قرار گرفت. اندکی بعد به بهانه بدهی به یک کاغذفروش ابتدا به زندان ثبت و سپس به زندان شهربانی افتاد. همزمان پروندهای با اتهام «اسائه ادب به مقام سلطنت» برای وی تشکیل گردید. ابتدا به ۲۷ ماه و پس از تجدید نظر به سی ماه زندان محکوم شد و به زندان قصر منتقل گردید.
فرخی در زندان قصر و ظاهرا در شهریور ۱۳۱۸ به طور عمدی مسموم شد. بنا به اظهار دادستان محاکمه عمال شهربانی، فرخی در بیمارستان زندان، بوسیله تزریق آمپول هوا توسط پزشک احمدی کشته شد. اگرچه گواهی رئیس زندان حاکی از فوت فرخی بر اثر ابتلا به مالاریا و نفریت است. مدفن فرخی نامعلوم بوده، ولی احتمالا در گورستان مسگرآباد بطور ناشناس دفن شدهاست.
برگرفته از: حسین مکی ـ مقدمه دیوان فرخی یزدی

زندگینامه محمدرضا عبدالملکیان
محمد رضا عبدالملکیان در سال 1331 در شهرستان نهاوند متولد شد . تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همين شهرستان ادامه داد و پس از ادامه تحصيل در رشته كشاورزي ، با اخذ درجه ليسانس « مهندسي كشاورزي » در سال 1357 در موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران به كار مشغول و در سال 1363 به وزارت كشاورزي منتقل شد.
او تحصيلات خود را تا مقطع كارشناسي ارشد در رشته مديريت ادامه داد و در حال حاضر به عنوان مديركل دفتر آموزشهاي رسمي و حرف كشاورزي مشغول كار است.عبدالملكيان كار شعر را از دورة دبيرستان آغاز كرد و در سال 1354 نخستين مجموعه شعرش را منتشر كرد. او طي بيش از 30 سال فعاليت شعري علاوه بر چاپ و انتشار چندين عنوان مجموعه شعر ، عهده دار مسئوليتهاي گوناگون فرهنگي و ادبي نيز بوده است و از جمله در حال حاضر مدير عامل دفتر شعر جوان ،عضو هيئت مديره انجمن شاعران ايران و عضو شوراي عالي خانه هنرمندان است.پسر وی گروس عبدالملکیان نیز شاعر می باشد.
آثار محمد رضا عبدالملکیان:
مه در مه ،ريشه در ابر ،رباعي امروز ، ردپاي روشن باران ، آوازهاي اهل آبادي، گزيده ادبيات معاصر ،ساده با تو حرف ميزنم و ...

زندگینامه گروس عبدالمالکیان
گروس عبدالملکیان ،متولد ۱۳۵۹شاعر معاصر و جوان ایرانی،فرزندمحمد رضا عبدالملکیان شاعر ایرانی است.
گروس عبدالملکیان از شاعران حرفه ای سالهای اخیر است که به سبب سادگی لحن و سهل و ممتنع بودن خیال شعرهایش مورد توجه مخاطبان بوده، کتاب های شعر عبدالملکیان جوایز متعددی را در این سالها کسب کرده اند.مجموعهٔ نخست او پرندهٔ پنهان (1381) جایزهٔ شعر کارنامه را از آن خود کرد و مجموعهٔ دومش رنگهای رفتهٔ دنیا (1383)جایزهٔ کتاب سال شعر جوان را. همچنین او یکی از برگزیدگان جشنواره شعر فجر و سرو بلورین بوده است.
کتابهای گروس عبدالملکیان:
پرندهٔ پنهان ، رنگهای رفتهٔ دنیا ، سطرها در تاریکی جا عوض می کنند و...

زندگینامه صائب تبریزی
میرزا محمّدعلی صائب تبریزی شاعر اوايل قرن يادهم هجري است.وی بزرگترین غزلسرای قرن یازدهم هجری است.صائب هشتاد سال زندگی کرد و در اصفهان دیده از جهان فروبست.
پدر او تاجری معتبر بود و خانوادهٔ صائب جزو هزار خانواری بودند که به دستور شاه عباس اول صفوی از تبریز کوچ کرده و در محله عباسآباد اصفهان ساکن شدند.
صائب ابتدا از حكيم ركن الدين مسعود كاشاني، متخلص به مسيح، كه از افاضل حكما و اطباء و شعراي عصر خود بود، كسب معلومات كرده است. او سپس نزد حكيم شرف االدين حسن شعايي اصفهاني رفته و به تحصيل علوم مشغول گشته است.
صائب در سال ۱۰۳۴ هـ . ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. حکمران کابل، خواجه احسنالله مشهور به ظفرخان، که خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دکن شد و صائب را نیز با خود همراه بود.
در سال ۱۰۴۲ ه.ق صائب به ایران بازگشت و در اصفهان اقامت گزید. شاه عباس دوم صفوی به او مقام ملکالشعرایی داد. صائب هشتاد سال زندگی کرد و هم در اصفهان دیده از جهان فروبست. درگذشت او در سال ۱۰۸۶ یا ۱۰۸۷ ه.ق بودهاست. آرامگاه او در اصفهان، در محلهٔ لَنبان، در محلی است که در زمان حیات او معروف به تکیه میرزا صائب بود. مقبرهٔ صائب در باغچهای در اصفهان در خیابانی که به نام او نامگذاری شدهاست قرار دارد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
