
زندگینامه ایرج جنتی عطایی
ایرج جنتی عطایی نمایشنامهنویس ، شاعر و ترانهسرای ایرانی است که در ۱۹ دیماه ۱۳۲۵ در شهر مشهد زاده شد وی هم اکنون در کشور انگلستان ُ شهر لندن سکونت دارد.
ایرج جنتی عطایی فارغ التحصیل تئاتر از دانشکده هنرهای دراماتیک تهران است .وی دکترای جامع شناسی هنر از کالج چلسی دارد و از بنیان گذاران گروه تئاتری مزدک می باشد. ایرج جنتی عطایی را از برجسته ترین ترانه سرایان تاریخ ایران و از پیشاهنگان ترانه سرایی نوین می دانند.
وی برنده جایزه فروغ در سال 1351 به خاطر ارزش های هنری و اجتماعی ترانه هایش و کوشش بی دریغ او در راه فزونی فکر و توسعه فرهنگ از طریق موسیقی همراه با کلام شد.ایرج جنتی عطائی جایزه فروغ را در آستانه برگزاری دیگربار آن ( به عنوان اعتراض به شیوه حاکم بر گزینش نامزد های دریافت جایزه ) پس داد.
آثار ایرج جنتی عطایی:
و آنگاه آه ای فرشته ، سوگ نامه برای تو ، شکستن و رستن ، زخم های ما ، آواز در زنجیر ، فاخته ی دهان دوخته ، پرومته در اوین ، خورشید شب ، رستمی دیگر ، اسفندیاری دیگر ، پروانه یی در مُشت ، زمزمه های یک شب سی ساله ، رفت و برگشت ، گزینه نمایش ها و...

زندگینامه حبیب یغمایی
حبیب یغمایی متولد ۱۲۸۰ دهکده خور منطقه جندق از بخش خور و بیابانک است وی در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۶۳ در تهران دار فانی را وداع گفت.
حبیب یغمایی در جوانی برای دانش اندوزی رهسپار شاهرود شد و از محضر« صدر الادبا » (عبدالله یاسایی وکیل مجلس و وزیر تجارت) که در ادبیات فارسی و عربی و فقه و اصول کم مانند بود بهره ها برد .استاد یغمایی در سال 1300 شمسی پس از ازدواج راهی تهران شد و در مدسه آلیانس و پس از آن در دارالمعلمین عالی نزد استادانی چون علامه اقبال آشتیانی و عبد العظیم خان قریب به دانش آموزی پرداخت .
استاد در سال 1314 به مدریت کل نگارش وزارت معارف منصوب شد و به کار تدوین کتب درسی نظارت داشت .
حبیب یغمایی به مدت سی سال تمام و بدون وقفه ماهنامه ادبی و فرهنگی یغما را منتشر کرد که خود مدیر و سردبیر آن بود. دوره یغما یکی از مهمترین منابع ادبی ایران در فاصله سالهای ۱۳۲۷تا ۱۳۵۷ است.دوره سی و یک ساله مجله یغما به راستی یک دایرﺓ المعارف اسلامی ایرانی است و حاصل عمر بنیاگذار آن است .
شعر «روباه و زاغ»، از معروفترین اشعار آوردهشده در کتاب فارسی دوم ابتدایی، از سرودههای حبیب یغمایی است.
کتابهای حبیب یغمایی:
تاریخ جندق و بیابانک ، یادبودنامه تقی زاده ، رسالهای درقافیه ، سرنوشت دخمه ارغوان (مجموعه اشعار)

زندگینامه سلمان هراتی
سلمان هراتی سال ۱۳۳۸ در یکی از روستای تنکابن مازندران متولد شد و در نهم آبان ۱۳۶۵ هنگام عزیمت به لنگرود در یک سانحهٔ رانندگی، درگذشت.
تحصیلات ابتدایی تا پایان دوران متوسطه را در زادگاهش خواند. سپس در دانشسرای راهنمایی تحصیلی پذیرفته شد و پس از دو سال در رشتهٔ هنر، مدرک فوق دیپلم اخذ کرد. وی پس از پایان تحصیلات در یکی از مدارس روستاهای دور لنگرود مشغول تدریس شد.
تخلص او در اشعارش «آذرباد» بود و در شعرهای سلمان میتوانیم تاثیری ازسهراب سپهری فروغ فرخزاد را ببینیم او حتی یکی از شعرهایش را تقدیم به سهراب سپهری کرده بود .سلمان از دوستان نزدیک قیصرامین پور وسید حسن حسینی بود ،سید حسن حسینی بعد از مرگ سلمان یکی از بهترین آثار ادبیش یعنی کتاب "بیدل ، سپهری و سبک هندی" را تقدیم به او کرد و قیصر امین پور هم کلیات او را منتشر کرد.
سلمان هراتی به عنوان شاعری دگراندیش به حساب می آمد وی به دلیل اعتراضات نسبت به دور شدن از اهداف اولیه انقلاب به همراه ۱۵ نفر دیگر از حوزه هنری اخراج شد.
از سلمان هراتی سه مجموعه با نامهای "از این ستاره تا آن ستاره" ، "از آسمان سبز" و "دری به خانه خورشید" به چاپ رسیده است.

زندگینامه وحشی بافقی
مولانا شمسالدین یا کمالالدین محمد وحشیبافقی یکی از شاعران نامدار سده دهم ایران است که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق چشم به جهان گشود. کلیات وحشی متجاوز از نه هزار بیت و شامل قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی است. وی در سال ۹۹۱ هجری قمری در شهر یزد درگذشت.
وحشی شاعری بلند همت، حساس، وارسته و گوشه گیر بود با وجود اینکه شاعران هم عصر او برای برخورداری از نعمتهای دربار گورکانی هند، امیران و بزرگان این دولت، به هند مهاجرت می گردند؛ وحشی نه تنها از ایران بیرون نرفت بلکه حتی از بافق تنها مدتی به کاشان رفت و پس از آن تمام عمرش را در یزد اقامت کرد.غزلهای او سرآمد اشعارش است و از نظر ارزش و مقام، جزو رتبه های اول شعر غنایی فارسی است. در اکثر آنها، احساسات و عواطف شدید و درد و تألم درونی شاعر با زبانی ساده و روان و دلپذیر با نیرومندی هر چه تمامتر بیان شده است.
وحشی دو مثنوی به استقبال از خسرو و شیرین نظامی دارد یکی به نام ”ناظر و منظور“ و دیگری به نام فرهاد و شیرین. مثنوی نخستین به سال ۹۶۶ به پایان رسید و ۱۵۶۹ بیت است و اما مثنوی دوم که از شاهکارهای ادب دراماتیک پارسی است، هم از عهد شاعر شهرت بسیار یافت لیکن وحشی بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را نساخت و باقی آن را وصال شیرازی شاعر مشهور سده سیزدهم هجری (م ۱۲۶۲) سروده و با افزودن ۱۲۵۱ بیت آن را به پایان رسانیدهاست. شاعری دیگر به نام صابر بعد از وصال ۳۰۴ بیت بر این منظومه افزود.

زندگینامه والت ویتمن
والت ویتمن ، ۱۸۱۹ در بروکلین به دنیا آمد.وی شاعر مدرن و روزنامه نگار آمریکایی است که او را پدیدآورنده شعر آزاد آمریکا میدانند.ویتمن در سال ۱۸۹۲ در مقبرهای که پیشاپیش ساخته بود به خاک سپرده شد.
در ۱۲ سالگی پس از ترک تحصیل به کار در چاپخانه و مطالعه آثار ادبی از هومر و شکسپیر تا تورات پرداخت. او تا ۱۷ سالگی در نیویورک به عنوان متصدی چاپ کار کرد و با هنر و ادبیات جدید آشنا شد. پس از مدتی معلمی در زادگاه خود، از سال (۱۸۴۱) به روزنامهنگاری حرفهای پرداخت و این شغل را با وقفههایی تا آخر عمر ادامه داد.
روزنامهٔ لانگ آیلندر (Long Islander) که ویتمن تاسیس کرد، هنوز چاپ میشود.
در سال (۱۸۵۵) نخستین دفتر شعر خود را با عنوان «برگهای علف» شامل ۱۲ شعر بدون عنوان و یک مقدمهٔ تاریخی، منتشر کرد.
ویتمن ویرایش دوم برگهای علف را در سال (۱۸۵۶) منتشر کرد که شامل ۳۳ شعر به همراه نامهای از امرسون که بر ویرایش اول کتاب نوشته بود، به همراه درآمدی طولانی از ویتمن در پاسخ امرسون بود. او ویرایش و تکمیل این کتاب را تا آخر عمر ادامه داد و نسخههای مختلفی از آن به چاپ رساند. آخرین ویرایش برگهای علف معروف به «ویرایش بسترمرگ» که او در سال (۱۸۹۲) پیش از مرگ منتشر نمود، کتابی بزرگ با ۳۸۳ شعر است که در ۱۴ فصل تنظیم شدهاند و فصلها عنوان «کتاب ۱» تا «کتاب ۱۴» را دارند.در سال (۱۸۹۱) کتاب «خداحافظ , خیال من» را چاپ کرد و همواره تا پایان عمر به بازبینی برگهای علف مشغول بود.

زندگینامه نعمت الله ترکانی
نعمت الله ترکانی ،سال 1330 (ه ش) مطابق 1951 میلادی در نواحی اطراف شهر هرات چشم به جهان گشود.
تحصیلات ابتدائی را در شهر هرات و در دانشگاه کابل تحصیلات دانشگاهی خود را ادامه داده و پس از اتمام دوره تحصیل در دانشگاه کابل در سال 1976 برای مقطع فوق لیسانس با استفاده از یک بورس تحصیلی عازم کشور انگلستان شد. از سال1978 به بعد در افغانستان به تدریس پرداخت.
سال 1992 و بخاطر جنگ ، شهر کابل را بسوی هرات ترک نمود و مدت ده سال در سازمان های کمک رسانی بین المللی در هرات مشغول خدمت به هم میهنان اش گردید.
در سال 2002 به کشور اتریش مهاجرت کرد. وی متاهل و دارای شش فرزند است. به ادبیات، تاریخ و موسیقی علاقه داشته، به حزب و یا تنظیم سیاسی وابستگی ندارد. از او در مطبوعات کشورش از سال 1976 به بعد شعر داستان و مقالات ادبی زیادی با نامهای "نعمت الله ترکانی" یا "جهانمهر هروی" چاپ شده است.

زندگینامه نزار قبانی
نِزار قَبانی ، ۲۱ مارس ۱۹۲۳ در شهر دمشق سوریه به دنیا آمد.وی در آوريل ۱۹۹۸ در لندن از دنيا رفت.
نزار قبانی در دمشق دیپلم ادبیات و فلسفه گرفت. معلمین وی فرانسوی بودند و از همان دوره با آثار شاعران و نویسندگان فرانسوی آشنا شد.
هنگامی که ۱۵ ساله بود خواهر ۲۵ سالهاش به علت مخالفت خانوادهاش با ازدواج با مردی که دوست داشت اقدام به خودکشی نمود. در حین مراسم خاکسپاری خواهرش ، وی تصمیم گرفت که با شرایط اجتماعی که او آن را مسبب قتل خواهرش میدانست بجنگد.
ماجراي دیگری که بر نزار قبانی تاثیر بسیاری گذاشت،ترور همسر او «بلقيس الراوي» بود كه در جريان بمب گذاري يك گروهك مخالف رژيم عراق در سال ۱۹۸۱ در سفارت عراق در بيروت جان باخت،وی كشته شدن همسرش را بهانه اي براي محكوم كردن فتنه ها و تفرقه هاي موجود بين عرب ها قرار مي دهد:
«اگر آنان درخت زيتوني را از ربع قرن پيش آزاد كردند
يا ميوه ليمويي را بازگرداندند
و پليدي را از تاريخ محو نمودند
از قاتلان تو تشكر خواهم كرد اي بلقيس
اما آنان فلسطين را ترك كردند تا آهويي را بكشند»
نزار در مورد جهان عرب اینچنین می نویسد: «عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من میخواهم که آن را آزاد کنم. من میخواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست.»
نزار قباني تا قبل از شكست عرب ها، در ژوئن ،۱۹۶۶ فقط اشعار عاشقانه مي سرود، اما بعد از آن شكست بود كه وارد سياست شد و قصيده «يادداشتي بر دفتر شكست» را سرود كه در محافل ادبي و سياسي جهان عرب غوغايي به وجود آورد. بعضي سرودن اين شعر را به فال نيك گرفتند و آن را مقدمه اي براي سرودن هر چه بيشتر اشعار سياسي و اجتماعي توسط او مي دانستد.
وقتی در لندن سفیر سوریه بود انگلیسی را آموخت. بعدها در مادرید که محل مأموریتش بود با زبان اسپانیایی آشنا شد: «می دیدم که چه زبان لطیفی ست. من به شعرهای ماچادو، خیمِنِز، آلبرتی و لورکا دلبستگی عجیبی یافتم. این زبان زبان عشق و انقلاب، آب و آتش در کنار هم است».
وی به مدت بیست سال در دستگاه دیپلماسی سوریه خدمت کرد.
وی در آوريل ۱۹۹۸ در لندن از دنيا رفت. جنازه نزار قباني به دستور حافظ اسد رئيس جمهور سوريه با احترام نظامي و تشريفات رسمي بر دوش هزاران نفر از دوستداران شعرش در دمشق زادگاه او به خاك سپرده شد.
دكترشفیعی کندکی در كتاب شاعران عرب آورده است: چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه از شعرش خوشمان بیاید یا نه، قبانی پرنفوذترین شاعر عرب است.

زندگینامه نیما یوشیج
علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج ،۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشيدی در دهکده یوش بخش بلده شهرستان نور استان مازندران بدنیا آمد. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. "شعر نو" عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.وی در ۱۳ دی ۱۳۳۸ خورشیدی در شمیران تهران درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانهاش در یوش منتقل کردند.
پیش از علی اسفندیاری افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند. ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت ،بسیار آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید.
نیما خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از او نداشت چون او را آزار میداد و کتک می زد.دوازده ساله بود که به همراه خانواده عازم تهران و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. در مدرسه از بچهها کنارهگیری میکرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار میکرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و شعر گفتن به سبک خراسانی را شروع کرد.
پس از پایان تحصیلات در مدرسه سنلویی نیما در وزارت دارایی مشغول کار شد. اما پس از مدتی این کار را مطابق میل خود نیافت و آن را رها کرد.
نیمایوشیج در جوانی عاشق دختری شد، اما به دلیل اختلاف مذهبی نتوانست با وی ازدواج کند.پس از این شکست او عاشق دختری روستایی به نام صفورا شد و میخواست با او ازدواج کند اما دختر حاضر نشد به شهر بیاید. بنابراین عشق دوم نیز سرانجام خوبی نیافت .سر انجام در سال ۱۳۰۵ با عالیه جهانگیر ازدواج کرد تا به گفته خود از افکار پریشان رهایی یابد. وی که در این زمان به دلیل بیکاری خانهنشین شده بود در تنهایی به سرودن شعر مشغول بود و به تحول در شعر فارسی میاندیشید اما چیزی منتشر نمیکرد.
در سال ۱۳۰۷ خورشیدی محل کار همسر نیما به آمل انتقال پیدا کرد. نیما نیز با او به این شهر رفت. یک سال بعد آنان به رشت رفتند. عالیه ، مدیر مدرسه بود .نیما نیز مدتی در دبیرستان حکیم نظامی شهرستان آستارا به امر تدریس مشغول بود.
علی اسفندیاری در سال ۱۳۰۰ خورشیدی نام خود را به نیما تغییر داد. نیما به معنی کمان بزرگ است. او با همین نام شعرهای خود را امضا میکرد. در نخستین سالهای صدور شناسنامه نام وی نیماخان یوشیج ثبت شده است.
نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفتهنامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانندملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت و شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامههایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت.
نیما در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانهاش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش ، بهجتالزمان اسفندیاری (درگذشته به تاریخ ۸ خرداد ۱۳۸۶) و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته است.(طاهباز نویسنده و مترجم بود و در طول سی و پنج سال ،به گردآوری بیش از بیست هزار برگ از دستنوشتههای نیمایوشیج پرداخت و با انتشار بیست و سه دفتر ، توانست مجموعه کامل شعرهای نیما و آثاری درباره او را منتشر سازد.وی در طول زندگی خود چند بار جوایز مختلف ادبی را از آن خود کرد که جایزه سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا برای کتاب «باز هم زندگی کنیم» از آن جمله است.)
آثار نیما یوشیج:
قصه رنگ پریده _منظومه نیما _خانواده سرباز _ای شب _افسانه _مانلی _افسانه و رباعیات _ماخ اولا _شعر من _شهر شب و شهر صبح _ناقوس قلم انداز _فریاد های دیگر و عنکبوت رنگ _آب در خوابگه مورچگان _مانلی و خانه سریویلی _مرقد آقا (داستان) _کندوهای شکسته (داستان) _آهو و پرندهها (شعر و قصه برای کودکان) _توکایی در قفس (شعر و قصه برای کودکان)

زندگینامه نادر نادر پور
نادر نادرپور، ۱۶ خرداد ۱۳۰۸ در تهران بدنیا آمد و در ۲۹ بهمن ۱۳۷۸ در لسآنجلس درگذشت.
وی فرزند «تقی میرزا» از نوادگان رضاقلی میرزا، فرزند ارشد نادر شاه افشار بود. نادرپور پس از به پایان رساندن دورهٔ متوسطه ، در سال ۱۳۲۸ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت.در سال ۱۳۳۱ پس از دریافت لیسانس از دانشگاه سوربن پاریس در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه به تهران بازگشت.وی از سال ۱۳۳۷ به مدت چند سال در وزارت فرهنگ و هنر در مسئولیتهای مختلف به کار مشغول بود.
در سال ۱۳۴۳، برای تکميل مطالعات خود در زبان و ادبيات ايتاليايی به آن سرزمين رفت و در شهرهای پروجا و رم به تحصيل پرداخت.
نادرپور در سال ۱۳۴۶ در کنار تعدادی از روشنفکران و نویسندگان مشهور در تاسیس کانون نویسندگان ایران نقش داشت و به عنوان یکی از اعضای اولین دوره هیات دبیران کانون انتخاب گردید.
پس از بازگشت به ايران، از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷، سمت سرپرستی گروه ادب امروز را در راديو تلويزيون ملي ايران عهده دار بود و برنامه هايي درباره زندگی و آثار نوآوران ادب معاصر ساخت که پاره ای از آنها سنديت تاريخی يافت و به شناساندن ادبيات امروزی ايران و جهان، ياری کرد. در مرداد ماه ماه ۱۳۵۹ از تهران به پاريس رفت و تا ارديبهشت ماه ۱۳۶۵ در آن شهر اقامت داشت. در همانجا، به عضويت افتخاری اتحاديه نويسندگان فرانسه برگزيده شد و در مجامع و گردهمايی های گوناگون شرکت نمود.
نادرپور بجز سرودن شعر ،شعرها و مقالههایی را از زبان فرانسه و ایتالیایی به زبان فارسی ترجمه کرده است.
آثار نادر نادرپور: چشمها و دستها ،دختر جام ،شعر انگور ،سرمهٔ خورشید ،گیاه و سنگ نه، آتش ،از آسمان تا ریسمان ،شام بازپسین ، صبح دروغین ، خون و خاکستر و...

زندگینامه مهرداد اوستا
محمدرضا رحمانی(مهرداد اوستا) در ۲۰ بهمن ۱۳۰۸ هجری خورشیدی در بروجرد بدنیا آمد.مهرداد اوستا در روز سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت سال ۱۳۷۰، در حالی که مشغول تصحیح شعری در شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار وحدت بود دچار عارضه قلبی شد و درگذشت.
در سال ۱۳۲۰ و هنگامی که مهرداد نوجوانی دوازه ساله بود به همراه خانواده اش به تهران آمد و دوره دبیرستان خود را در یکی از دبیرستانهای شبانه این شهر به پایان رساند
وی تحصیلات دانشگاهی خود را از سال ۱۳۲۷ با ورود به دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران آغار کرد و ابتدا لیسانس معقول و منقول گرفت و سپس با ادامه دادن تحصیل، با مدرک فوق لیسانس در رشته فلسفه از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. از استادان وی می توان به بدیع الزمان فروزانفر اشاره کرد
مهرداد اوستا هم زمان با تحصیل در دانشگاه، به استخدام وزارت آموزش و پرورش در آمد و به عنوان دبیر در چندین دبیرستان تهران به تدریس پرداخت
او در سالهای ۱۳۳۳ و ۱۳۴۵ دو بار ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر و سه دختر بود.
هم زمان با ورود وی به دانشگاه شروع شد. در سال ۱۳۲۷ وی به عنوان مسئول ساماندهی کتابخانه ها و مقالات و کتابهای ادبی در وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) مشغول به کار شد. در ادامه به عنوان دبیر در چندین دبیرستان تهران به تدریس پرداخت
از سال ۱۳۳۳ و هنگامی که تنها ۲۵ سال سن داشت به عنوان جوانترین استاد به تدریس در دانشگاه (تهران) در رشتههای گوناگون علوم انسانی پرداخت. رشته های تدریس شده توسط وی شامل فلسفه، زبان فارسی، ادبیات فارسی، فلسفهی تاریخ، تاریخ هنر، تاریخ اجتماعی هنر، زیباییشناسی ، روش تحقیق در زیبای شناسی و تاریخ موسیقی می شد. نبوغ و پشتکار اوستا باعث شد تا در سال ۱۳۳۶ به عضویت "شورای بررسی رساله های دکترای دانشجویان دورهی دکتری ادبیات فارسی" درآید
سال ۱۳۳۳، سال آغاز تدریس وی در دانشگاه تهران، در همین سال نیز ازدواج کرد. سال ۱۳۳۵، با سباستین مونه فیلسوف شرق شناس فرانسوی آشنا شد. سال ۱۳۳۹، نخستین مجموعه شعر او به نام از کاروان رفته منتشر شد. سال ۴۴، سفر به اروپا سال ۵۱، دومین مجموعه شعر وی به نام شراب خانگی ترس محتسب خورده را در قالب قصیده منتشر کرد. پس از پیروزی انقلاب، سمتهای وزارت فرهنگ و آموزش عالی، ریاست دانشگاه تهران، ریاست مجتمع عالی هنر و... را عهده دار شد. سال ۶۲،سفر به فرانسه داشت.
مطالعه شبانه روزی وی باعث گردید در مدت کوتاهی بر ادبیات فارسی، عرب و ادبیات جهان تسلط پیدا نماید و بهعنوان یکی از سخنرانان برنامه "مرزهای دانش" رادیو، که در آن زمان از وزینترین برنامههای رادیو بود؛ در کنار اساتید بزرگی همچون "محیط طباطبائی" و "ضیاءالدین سجادی" به سخنرانی بپردازد.
با این که طبع او بیشتر به قصیدهسرایی متمایل بود؛ در دیگر زمینههای شعر همانند غزل، مثنوی، دوبیتیهای پیوسته، رباعی و... نیز اشعار نابی سرود. او را در همان روزگار بزرگترین قصیدهسرای معاصر بعد از "ملک الشعرای بهار" دانستند. وی با تصحیح "دیوان سلمان ساوجی" در سن 22 سالگی انتشار نخستین مجموعه شعر خود با نام "از کاروان رفته" که گنجینه ارزشمندی از شعر مفاخر فارسی است، تحسین تمامی صاحبنظران را نسبت به خود برانگیخت. او در میان اساتید خود از "محمدعلى ناصح" بهرههای زیادی برد.
در سالهای بعد با خلق آثار "پالیزان" و "از امروز تا هرگز" قدرت نویسندگی وی را در حد "رامبو" و "بودلر" ارزیابی نموده و دکتر زرینکوب در نقد کتاب "پالیزان" ضمن تمجید از محتوای این اثر اظهار داشت: «مهرداد اوستا با خلق این اثر، سبک جدیدی را به سبکهای نگارش جهان افزوده است.
ژان پل سارتر از وی به عنوان "یکی از متفکران برجسته مشرق زمین" نام برده است. قصاید او با آثار ناصرخسرو، خاقانی و مسعود سعد پهلو میزند، ولی از نظر اندیشه آینهی زمانه است و ترکیبات و استعارات تازه و بدیع در آثارش موج میزند.
اوستا به تمامی دستگاهها و گوشههای موسقی ایرانی آشنائی دقیق داشت و درست نیم ساعت بعد از زمانی که در تالار وحدت چشم از جهان فروبست، در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران کلاس "تاریخ موسقی" داشت.
او در 17 اردیبهشت 1370 بر اثر عارضه قلبی درگذشت و پیکر وی در قطعهی مشاهیر ادب و هنر ایران در تهران به خاک سپرده شد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
